محمد قاسمی
نویسنده و پژوهشگر ادبی
مخاطبشناسی اهمیت زیادی در نویسندگی دارد و در هر هنر و رسانهای بخواهیم جریان ایجاد کنیم، مخاطبشناسی پیش روی ماست. ممکن است از شناختهای مختلف مثل شناخت اجتماعی استفاده کنیم؛ اینکه سلیقه عموم به کدام سمت است و نویسنده یا هنرمند بداند در چه جهتی اثر تولید کند. پژوهشهای زیادی از این طریق انجام میشود، به عنوان مثال صداوسیما در مورد برنامههایش پژوهش و پرسشنامه دارد. پژوهش یکی از راههای مخاطبشناسی است. برخی اوقات لازم است مذاق مخاطب را تغییر داد و در این مسیر گامبهگام پیش رفت. هر پدیدآورنده اثر باید شناخت از جامعه و نیازهای آن داشته باشد و جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی بداند و بر این اساس اثرش را پدید آورد. نویسنده در ابتدا که به ایده میرسد، باید ببیند ایدهاش برای مخاطب مهم است یا خیر و آیا نیازی از مخاطب را رفع میکند یا خیر و از خود بپرسد چند درصد جامعه درگیر آن موضوع هستند؟
در اعتلای اثر پارامترهای مختلفی دخیل هستند. تکنیک نگارش و توانایی نویسنده بخشی از مسئله است و مخاطبشناسی باعث میشود کار مقبولیت بیشتر و دایره گستردهتری پیدا کند. مخاطبشناسی باعث میشود نویسنده با شناختی که از مخاطب و نیازهایش پیدا میکند، اثر را خلق کند و دست بگذارد روی نقاطی که بر مخاطب اثرگذاری بیشتری داشته باشد. مخاطبشناسی روی تکنیک کمتر اثرگذار است، زیرا نویسنده مخاطب را با نثر و تکنیک خود انتخاب میکند و بخشی از جامعه آن نثر را دوست ندارند و بخشی هم آن را دوست دارند. اگر نویسنده نثر مسجع داشته باشد، نسل جوان با آن ارتباط برقرار نمیکند. در هر حال نویسنده باید ابزارهایی به کار گیرد که باعث جذابیت اثر شود.