«خورشید کاروان» نام تئاتری است که به دلیل استقبال بالای مردم رکورد بیسابقه و طولانی دارد به گونهای که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰، سی سال به طور پیوسته اجرا شدهاست؛ نمایشی که در ایام محرم و صفر روی صحنه میرود و به موضوع کاروان اسیران کربلا و حوادثی که پس از آن اتفاق افتاده، میپردازد. به گونهای که در کشورهایی ازجمله انگلیس، هلند، امارات و شهرهای مختلف ایران هم اجرا شدهاست. «خورشید کاروان» نشان داد میتوان با ایدههای خوب و دینی، تولید محتوا کرد و در جذب مخاطب موفق بود و تئاتر را از انحصار یک جریان فکری خاص درآورد. «جوان» به همین بهانه با مهدی متوسلی تهیهکننده و نویسنده این تئاتر دینی و سرپرست گروه فرهنگی و هنری فدک گفتگو کردهاست. نمایش «خورشید کاروان» ۳۲ سال است به طور مداوم اجرا میرود. کلید آغاز به کار این تئاتر دینی از کجا زدهشد؟
سال ۱۳۷۰ مجموعهای از دوستان بنده را دعوت کردند تا با هم برای یک تئاتری در حوزه نمایش دینی همکاری داشتهباشیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که متن هیهات منا الذله استاد ابوباسم حیادار بستر مناسبی برای این کار است. با ایشان تماس گرفتیم و ایشان هم به مجموعه ما پیوست و به همت همه دوستان برای اولینبار نزدیک ۲۰ اجرا به صورت مسجدی در سالن شهید آوینی دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران داشتیم. بدون قصد اینکه نمایش یک جریان شود و برنامهریزی بلندمدتی داشتهباشیم، ولی استقبال بالای مردم و بازخوردهای خوب در جامعه هنری و مطبوعاتی بعد از پیگیریهایی که برای ما پیش آمد، موجب شد «خورشید کاروان» تداوم سالانه داشتهباشد و به جریان تبدیل شود.
ماجرای نمایش چیست؟
تقابل و تعامل دو مبحث دینی است که در یک نقطه مشترک به هم میرسند که یکی از نقطههای عطف مؤثردر واقعه عاشوراست و آن شبی است که سر امامحسین (ع) به همراه کاروان میهمان یک دیر میشود و با راهب نصرانی تعامل پیدا میکند و گفتوگویی بین سر حضرت سیدالشهدا و راهب ایجاد میشود و گفتگو مبنای چالشبرانگیزی میشود و یکی از جلوههای دیدنی نمایش «خورشید کاروان» میشود.
درباره تعداد مخاطبان اطلاعاتی دارید؟
سال اول در دانشکده هنرهای زیبا تقریباً در دو، سه شب اول دیدیم یک کار متفاوتی اتفاق افتادهاست و به نوعی با اقبال خیلی خوبی مواجه شد، بهگونهای که جوابگوی هجوم جمعیت نبودیم. فکر میکنم استقبال اجرای نهایی سال اول به قدری زیاد بود که تا آخر شب سه اجرای پی درپی داشتیم، چون تماشاچی بیرون نشسته بود و اصرار به اجرا داشت. در واقع استقبال مردم هسته اولیه جریان «خورشید کاروان» و تداوم آن بود. یادم است که تقریباً اکثر سالنهای مطرح تهران در دوران محرم و صفر در استراحت بودند تا کارهای تعمیر و بازسازیها را داشتهباشند، ولی «خورشید کاروان» فضا را تغییر داد به گونهای که در سالهای بعد، سالنها فعال شدند.
چند اجرا بود؟
بستگی داشت؛ بعضی از سالها ۲۰ تا ۳۰ اجرا داشتیم ولی بسته به نوع برخی سالنها رکورد خیلی بالا داشتیم. فکر میکنم سال ۷۸ سه گروه اجرایی داشتیم یکی از آنها از ابتدای محرم تا پایان صفر، هر روز اجرا داشت. گروه اول اجرایش ایلام بود، بعد سنندج، بعد کرمانشاه، بعد گرگان و سپس در تهران اجرا داشت. گروه دوم در ارومیه و بعد قم اجرا داشت. گروه سوم در دزفول سپس اهواز اجرا داشت. همزمان سه گروه با تمام امکانات و تجهیزات اجراها را داشتند. یک سال دیگر ما برای پنج گروه تدارک دیدیم و فراخوان دادهبودیم تا گروههایی که توانایی دارند در شهرهای دیگر با زیربناهای کاری که دارند، مهیا شوند. متوسط تماشاگرها ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر بود تا سالنها و جمعیت بالاتر مثلاً در فرهنگسرای بهمن جمعیتی بیش از ۲ هزار نفر بودند، طوری که با وجود بزرگی سالن و سکوهای زیاد باز ازدحام جمعیت بهگونهای بود که روی صحنه و کنارهها هم مینشستند یا در وزارت کشور حدود ۶ هزار تماشاگر داشتیم که برای کنترل جمعیت یکی از ارگانهای نظامی دژبان برای ما فرستادند تا برای تماشاگران در آن جمعیت مشکلی پیش نیاید. متوسط در این ۳۰ سال میتوانم ادعا کنم شبی هزار تماشاگر داشتیم که برای اجرای یک تئاتر باورنکردنی بود.
چه کسانی با شما همکاری داشتند؟
هسته اولیه گروه فدک که «خورشید کاروان» را برنامهریزی کردند، مهندس کیهانی، مهندس مرادیان، حاج علی عابدی، امیرحسین مدرس و مرحوم حیادار همگی پای کار جمع شدیم. یکسری هم سالها بعد اضافه شدند، مثل آقایان بابایی و مسافر و یک بخش زیادی هم در طول این سالها به رحمت خدا رفتند. یکسری از بازیگران مانند مرحوم ارجمند، مهدی امینی و جلیل فرجاد اضافه شدند. آقای مسافر و بعداً محمود فرهنگ کارگردانی کار را بر عهده گرفتند. هرکس با هر توانایی و تخصصی که داشت، وارد میدان میشد و همکاری میکرد.
اوایل که با گروه مسجدی شروع کردید و کمکم سراغ گروه حرفهای رفتید. فکر میکنید زمانی که روحیه مسجدی داشتید، کار دلنشینتر بود یا بعد؟
در سالهای اول امکانات نداشتیم. حتی برای اجرا به دنبال سالنهای مسجدی بودیم. مدتی هم به دنبال سالن حسینیه مسجد بنی فاطمه در سرچشمه بودیم. با یکی، دو تالار بزرگ هم صحبت کردم. تحت پوشش هیئت مسلمیه میخواستیم کار کنیم، سالن بزرگی نداشتیم. از روی ناچاری در سالن اجتماعات دانشکده هنرهای زیبا اجرا داشتیم. سال اول نزدیک به ۲۰ اجرا داشتیم، خیلی مورد استقبال قرار گرفت برای همین سال دوم به دنبال ارتقای کار افتادیم. اول هم به متن پرداختیم. با مرحوم حیادار جلسه گذاشتم و گفتم چه چیزی آرزو دارید در این نمایش اجرا شود. ایشان گفت فرشتهها پدیدار شوند. من طراحی صحنه فرشتهها را براساس خواسته ایشان انجام دادم و براساس ملودیهای کاستهای اول انقلاب، نوای الله الله را شمارش میزدم، آن موقع تشکیلات صوتی نبود، آوای حضور فرشتهها ضبط شد و نقطه اوج نمایش این بود که رؤیای بچهها زنده میشد که برحسب اتفاق پنج دیالوگ بچهها را نوشتم و بعد صحنه حضرت زینب (س) طراحی شد. یا صحنه مداحیها، چون سال اول مداحی ساده داشتیم و سال بعد با مشورت آقای سراج پیشدرآمد رفتیم و کار حرفهای شد و در سایر موارد هم همینطور. در کل سه تا چهار بار پوستاندازی کردیم تا به بلوغ و حرفهای شدن برسیم.
چطور به خارج از کشور رفتید؟
به دلیل اقبال عمومی بالا و کیفیت نمایش از ما دعوت شد، اما، چون عوامل «خورشید کاروان» خیلی زیاد بود ۴۰ تا ۵۰ نفر روی صحنه و ۶۰ تا ۷۰ نفر نیروهای دیگر بودند. باورمان نمیشد بتوانیم کار را از تهران خارج کنیم، چه برسد به اینکه خارج از کشور هم برویم. ما در تالا اندیشه و تالار وحدت بودیم و اولین اجرا خارج از مرکز هم توسط سردار قربانی بود که برای اصفهان درخواست داد. بعد از آن فهمیدم میتوان کار را قابل حمل و تکثیر کرد و در سایر شهرها برای اجرا رفتیم. بعد از آن خارج از کشور اجرا داشتیم.