روز مقاومت اسلامی، بزرگداشت پیروزی حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه یا جنگ تموز است که از ۲۱ تیرماه تا ۲۳ مردادماه ۱۳۸۵ شمسی (۱۲ جولای- ۱۴ آگوست میلادی ۲۰۰۶) طول کشید.
صهیونیستها، برای جبران شکستهای زنجیرهای خود و یکسره کردن سرنوشت حزبالله با کمک امریکا، انگلیس و فرانسه و حمایت دولتهای مصر، اردن و عربستان، و برخی احزاب لبنانی جنگی را طراحی کرده بودند که با غافلگیری، شدت و گستردگی میتوانست طی شش روز به حیات حزبالله پایان دهد و وضعیت جدیدی در غرب آسیا حاکم کند. به عبارت دیگر، نتیجه نهایی این جنگ حذف حزبالله در معادلات لبنان و منطقه و ایجاد معادله جدیدی بود که نهتنها رژیم صهیونیستی، بلکه کشورهای غربی حامی این رژیم و کشورهای غربی مخالف نفوذ ایران و حزبالله نیز سود میبردند و برخی احزاب لبنانی هم میدان سیاست در لبنان را بدون حزبالله دراختیار میگرفتند.
اما این طراحی با یک عملیات نفوذی و پیشدستانه حزبالله بههم ریخت و ارتش رژیم صهیونیستی با بهکارگیری نیرویی ۳۰ هزار نفره و حجم سنگین و شدید آتش از زمین و دریا و حملات سنگین و بیوقفه هوایی، مجبور به اجرای شتابزده این طرح شد که نتیجه آن هدر رفتن ذخایر راهبردی مهمات، انهدام گسترده تجهیزات و کشته و زخمی شدن فراوان نیروهای ارتش این رژیم بود، بهگونهای که از روز ششم جنگ تنها با ورود امریکاییها به عرصه تصمیمگیری و فشار بر صهیونیستها جنگ ادامه یافت و کشورهایی مثل کانادا، استرالیا و آلمان هم در کنار امریکاییها به حمایت علنی و مستقیم از رژیم صهیونیستی رو آورده و به صهیونیستهای فاقد انگیزه و توان ادامه جنگ روحیه داده و همراهی میکردند.
گویا نتایج این طرح برای امریکا و چند کشور غربی متحد امریکا از خود صهیونیستها بیشتر بود و حمایت و اصرار آنان نیز گویای این اهمیت بود.
در این جنگ جرج بوش آن را آخرین نبرد برای تعیین تکلیف حزبالله و تغییر معادلات توصیف کرد و کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت امریکا هم آن را درد زایمان تولد خاورمیانه جدید نامید که باید بهدست رژیم صهیونیستی و از طریق جنگ حادث شود.
اما برخلاف این تصور و اراده، رزمندگان شجاع و شهادتطلب حزبالله بودند که با مقاومت جانانه در برابر ارتش وحشی و ماشین کشتار تروریسم دولتی صهیونیستی و آتش سنگین سلاحها و مهمات اهدایی امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان به صهیونیست، سرنوشت جنگ را رقم زدند و رژیم صهیونیستی را مجبور به عقبنشینی و پذیرش آتشبس کردند.
این مقاومت دلیرانه و جانانه که پیروزی حزبالله را درمقابل رژیم صهیونیستی درپی داشت، با برجاگذاشتن نتایجی مهم و راهبردی موجب تغییر معادله و موازنهای شد که آغاز روند اضمحلال و افول صهیونیستها را رقم زد. نتایجی چون ۱. فرو ریختن هیمنه و اعتبار ارتش صهیونیستی و اقتدار هولانگیز نیروی هوایی و قدرت اطلاعاتی آن در برابر مقاومت جانانه و توان جهادی حزبالله؛ ۲. افزایش اعتمادبهنفس حزبالله برای جنگ در هر سطح و گستره با رژیم صهیونیستی و اطمینان به شکست مجدد ارتش صهیونیستی؛ ۳. ارتقای جایگاه و اعتبار حزبالله در بین احزاب داخلی، جهان عرب و حتی کشورهای جهان به عنوان جریانی قدرتمند، تثبیت شده، توانمند و پایدار و ۴. اثبات برتری قدرت روحی معنوی بر قدرت سخت و جنگافزار و آتش در جنگ و سپری شدن دوران معادلهسازی با تکیه بر قدرت سخت و برتری آتش.
بنابراین، پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه در روز ۲۳ مرداد ۱۳۸۵ و روز مقاومت را میتوان تحقق پیشبینی بنگوریون نامید که گفته اسرائیل گامبهگام در حال از دست دادن مواضع و نزدیک شدن به سرنوشت نهایی خود (فروپاشی) است. بلکه بالاتر این پیروزی سرآغاز افول قدرت منطقهای امریکا و کشورهای حامی صهیونیستها در این جنگ نیز به حساب میآید که پیش از این نقش مؤثری در ساخت معادلات و موازنهها داشته و از رژیم صهیونیستی به عنوان ابزاری مؤثر برای پیشبرد سیاستهای منطقهای خود استفاده میکردند.
این پیروزی به اثبات رساند که پس از این هرگونه حمایت از صهیونیستها تنها هزینه و هدر دادن مالیات شهروندان کشورهای غربی و مشارکت در قماری است که صهیونیستها اسب بازنده آن به حساب میآیند.