کد خبر: 1177769
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
قاتل فراری: قتل بر سر یک دختر اتفاق افتاد مرد افغانی که با همدستی برادرش پنج سال قبل پسر‌دایی‌اش را در مراسم عروسی به قتل رسانده و به افغانستان گریخته‌بود، پس از بازگشت به ایران بازداشت شد.
آرمین بینا

شامگاه پنج‌شنبه پنجم بهمن ماه سال ۹۶ به مأموران پلیس تهران خبر رسید چند مرد جوان در یکی از خیابان‌های منطقه افسریه، درگیری خونینی را رقم زده‌اند.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران راهی محل شدند و در آنجا با پیکر زخمی دو مرد به نام‌های رحمت و محمدگل روبه‌رو شدند که با اصابت ضربات چاقو به شدت زخمی شده‌بودند.
همزمان با انتقال پیکر‌های زخمی دو مرد جوان به بیمارستان، مأموران تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند تا اینکه ساعتی بعد دریافتند یکی از زخمی‌ها به نام رحمت بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ رفته و تلاش تیم پزشکی برای نجات او نتیجه‌ای نداده‌است.
پسر عمه
بدین ترتیب با فوت رحمت، پرونده به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی، شناسایی و دستگیری عاملان قتل در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. نخستین تحقیقات نشان داد مقتول در درگیری با دو پسر عمه‌اش به نام‌های سیار و سعید به قتل رسیده‌است. در تحقیقات بعدی و گفته‌های شاهد اصلی قتل مشخص شد در آن درگیری سیار با چاقو پسر عمه‌اش را به قتل می‌رساند و سعید هم دوست مقتول را با چاقو زخمی می‌کند.
مأموران پلیس دریافتند عاملان قتل از قبل با هم اختلاف داشته‌اند و درگیری مرگبار آن‌ها در ادامه درگیری‌های قبلی آن‌ها در کشور افغانستان بوده‌است. با شناسایی عاملان درگیری، مأموران به محل زندگی آن‌ها رفتند و متوجه شدند متهمان همان شب درگیری به صورت غیر‌مجاز از کشور خارج شده و به افغانستان گریخته‌اند.
بازگشت قاتل
در چنین شرایطی برای دستگیری و انتقال متهمان به ایران، مأموران پلیس اینترپل وارد عمل شدند و مشخصات دو متهم را برای بازداشت در اختیار مأموران پلیس افغانستان قرار دادند، اما به خاطر تغییرات نظام سیاسی آن کشور به نتیجه‌ای نرسیدند و پرونده به بایگانی سپرده شد. در حالی که حدود شش سال از حادثه گذشته‌بود، کارآگاهان جنایی از طریق مخبران و بستگان مقتول با‌خبر شدند سیار، متهم اصلی قتل مدتی قبل به صورت مخفیانه به ایران بازگشته و در خانه خواهرش در شهرستان اصفهان مخفی شده‌است.
پس از به دست آمدن این اطلاعات، بررسی‌های مأموران پلیس نشان داد قاتل فراری پس از بازگشت به ایران به عنوان کارگر ساختمانی در محدوده محمد‌آباد شهرضا مشغول به کار است.
بازداشت
بدین‌ترتیب، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با گرفتن نیابت قضایی به محل کار متهم رفتند و وی را روز جمعه سی ام تیرماه امسال بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
متهم پس از انتقال به پلیس آگاهی تهران ابتدا با تناقض‌گویی جرم خود را انکار کرد، اما در نهایت چند روز قبل وقتی با دلایل و مدارک روبه‌رو شد، به قتل پسر دایی‌اش اعتراف کرد.
سردار علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت درباره این حادثه گفت: «متهم پس از دستگیری به دستور قاضی امیر‌حسین علیمردان، بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.»
شناسایی حین تفریح
متهم مرد جوانی است که در بازجویی‌ها به قتل پسر دایی‌اش به هواخواهی برادرش اعتراف و ادعا می‌کند روزی که برای تفریح به یکی از خیابان‌های شهر اصفهان رفته‌بود از سوی یکی از بستگانش شناسایی می‌شود و مخفیگاهش لو می‌رود.
سیار با پسر دایی‌ات چه اختلافی داشتی؟
من اختلافی نداشتم. برادرم با او اختلاف داشت و البته اختلاف و درگیری‌های آن‌ها باعث شد طایفه‌هایمان با هم اختلاف پیدا کنند و درگیری به بزرگ‌تر‌ها هم کشیده‌شود.
چرا؟
پسر‌دایی‌ام پشت سر برادرم حرف‌های نامربوط می‌زد و از طرفی هم برادرم پشت سر او حر ف می‌زد، به همین دلیل آن‌ها چند باری با هم درگیر شده و یکدیگر را کتک زده‌بودند.
همین موضوع باعث شد شما تصمیم به قتل پسر‌دایی‌ات بگیری؟
من تصمیم به قتل نداشتم و آن روز به هواخواهی برادرم وارد درگیری شدم. نمی‌خواستم او را به قتل برسانم و فقط می‌خواستم ضرب شستی به او نشان دهم تا پس از آن برادرم را کتک نزند.
درباره شب حادثه توضیح بده؟
واقعیتش درگیری آن شب به خاطر دختر مورد علاقه برادرم به نام حلیمه بود. آن شب مراسم عروسی یکی از بستگان رحمت بود و دختر مورد علاقه برادرم هم در آن مراسم شرکت کرده‌بود. برادرم فکر می‌کرد حلیمه به خاطر اینکه او با رحمت درگیری دارد، در آن مراسم شرکت نمی‌کند، اما حلیمه اعتنایی به برادرم نکرده و به عروسی رفته‌بود. وقتی برادرم فهمید، به مراسم عروسی رفت و با حلیمه مشاجره لفظی کرد که رحمت وارد درگیری شد و برادرم را به شدت کتک زد. برادرم خونین پیش من آمد و گفت رحمت در مراسم عروسی او را کتک زده‌است و من هم به هواخواهی برادرم پیش رحمت رفتم و او را در درگیری با چاقو زخمی کردم. در آن درگیری یکی از دوستان رحمت هم زخمی شد.
بعد چه شد؟
آن شب وقتی فهمیدیم رحمت فوت کرده‌است، دو نفری جل و پلاسمان را بستیم و به صورت مخفیانه به افغانستان گریختیم.
چرا به ایران برگشتی؟
چند سالی که گذشت فکر کردم آب‌ها از آسیاب افتاده و من به صورت غیرمجاز برای کار به ایران برگشتم، اما برادرم در افغانستان ماند.
فکر می‌کردی شناسایی و بازداشت شوی؟
نه. من به خانه خواهرم به اصفهان رفتم و در ساختمانی هم مشغول به کار شدم. مدتی قبل برای تفریح به خیابان رفتم که یکی از بستگان رحمت مرا دید، تعقیبم کرد و پس از آن هم موضوع را به پلیس خبر داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار