حتی وقتی که دولت سوئد از توهین به قرآن انتقاد میکند، سوئدیها از آزادی در کشورشان دفاع میکنند. با این حال، آزادی بدون وجود قانون، فقط یک معنا دارد و آن هم این است که در چنین مواردی، حق به کسی داده میشود که قویتر است.
وقتی آزادی تهدید میشود، باید از آزادی حفاظت کرد. در سوئد که به فرهنگ لیبرال خود افتخار میکند، آزادی در سالهای گذشته بهطور ویژه تحت فشار قرار دارد. البته آزادی نیازمند قوانین و مسئولیتپذیری است. باید به این نکته توجه شود که به جای چسبیدن سرسختانه به مفهوم آزادی مطلق، بهتر است به مفهوم آزادی واقعی توجه کنیم. این موضوع از این جهت مهم است که در هیچ کجای دنیا، در هیچ کشوری، هر چقدر هم که آزاد باشد، افراد مجاز نیستند هر کاری را که میخواهند انجام دهند. همه جا قوانینی وجود دارد که از حقوق دیگران، از خشونت، دزدی و تحقیر دیگری محافظت میکند. به عبارتی، فقط به این ترتیب میتوان آرامش اجتماعی را محقق کرد.
در کشورهای اسکاندیناوی، یک شبکه خاص از قوانین بیشمار وجود دارند که این قوانین اغلب نانوشته هستند. این در حالی است که در آلمان مدتهاست برای حفظ حرمت گروههای اجتماعی، سخنان نفرتانگیز و توهین به مقدسات جرمانگاری شده است. این یعنی: «همه میتوانند انتقاد کنند، اما اجازه تحقیر کردن ندارند.»
در این مورد، منطق سادهای وجود دارد: «اگر نوشتههای مقدس مسلمانان در استکهلم سوزانده شود یا لگدمال شوند، این به نفع هیچ کسی به جز افراطگرایان نخواهد بود. این افراد از هر مارپیچ جدید نفرت، خشونت و ضد خشونت خرسند میشوند. در حقیقت کسی این طور از آزادی واقعی دفاع نمیکند و آزادی نیازمند قوانین و مسئولیت است. اما وقتی به آزادی مطلق میپردازیم، به این نکته میرسیم که در نهایت آن که قویتر است، کارها را صرفاً به این دلیل ساده انجام میدهد که قدرت انجام آن را دارد.»
*سردبیر سیاسی روزنامه آلمانی «فرانکفورترآلگماینه»
برگردان: آزادهسادات عطار