سالها قبل که با یکی از مقامات عالیرتبه کمیته مرکزی حزب کمونیست چین دیدار داشتم، خیلی تلاش کردم تا این واقعیت را که امریکا، با تمرین در پروژه تروریسم نیابتی در سوریه و عراق و منطقه به دنبال آمادهسازی توانمندیهایی در یک تقابل امنیتی پرشدت با چین روسیه است، منتقل و بر ضرورت واکنشهای چین در مشارکت در شکست تروریسم داعشی تأکید کنم.
آن مقام چینی با آرامی بر رویکردهای مسالمتجویانه و برنامههای ملی اقتصادی و توانمند شدن چین اصرار داشت و پس از دو ساعت گفتگو، اعلام کرد که هنوز زمان واکنشهای امنیتی چین در قبال امریکا، در یک راهبرد پیشدستانه فرا نرسیده، ولی هنگامی که زمان آن فرا رسد، کوتاهی نخواهند کرد. تحولات اوکراین، همه محاسبات را در عرصه جهانی و حتی منطقهای برهم زد و امریکا از طریق به درگیری کشاندن روسیه، راهبرد عقیم گذاشتن اهداف روسیه و چین در یک نظام چندقطبی را با سرعت بخشیدن به رخدادهای نظامی در اولویت قرار داد.
همه تلاش امریکا در یکسال و نیم اخیر جنگ اوکراین این بوده که برخلاف نظریهسازی وزیر خارجه دولت قبل ایران، همگرایی، ائتلاف و همکاریهای راهبردی بین چین و روسیه شکل نگیرد. در واقع امریکا اینگونه تصور و برنامهریزی کرده است که با جلوگیری از همگراییهای راهبردی و ائتلافهای بینالمللی اقتصادی، سیاسی و امنیتی شانس باقی ماندن در رأس نظام بینالمللی را برای خود افزایش دهد. بر همین اساس در یک ضربان حسابشده و هدفمند، تلاش کرده ایران و چین، به روسیه نزدیک نشوند و هرگونه ائتلاف و اتحاد را، دشمن اهداف راهبردی خود ارزیابی میکند. آن وزیر خارجه در نظریهسازی خود اینگونه القا کرد که از شاخصهای تحولات اخیر در نظم جهانی، کاسته شدن زمینههای ائتلاف و اتحاد و همگرایی است که این دقیقاً همان نیاز راهبردی امریکا در عرصه جهانی است. اگر در جای خود به این وارونهنمایی با ژست یک ثمره تلاش دیپلماتیک بپردازیم، درسفر کیسینجر به چین که ظاهراً با هماهنگی کاخ سفید نیست، وی از وقوع جنگ جهانی سوم، ابراز نگرانی کرده است، چرا که از سوی چینیها، در عرصه رقابت اقتصادی، امریکا بنیه کافی برای یک جدال مؤثر در قبال چین ندارد و چین نیز با قدرت در مقابل امریکا ایستاده تا جایی که وزیر خزانهداری امریکا در سفر به چین، به دنبال کاستن از سطح تنش اقتصادی است و مقامات چینی، در شرایط ناخواسته با یک وضعیت تحمیلی امنیتی و تنش به تدریج فزاینده امریکایی روبهرو هستند و خود را در سطح ملی و ائتلاف با روسیه و دیگر متحدان آماده میکنند. در واقع نگرانی کیسینجر از این جهت است که درگیری مستقیم چین با امریکا، میتواند بر سرعت سقوط امپراطوری و ابرقدرتی بلامنازع امریکا بیفزاید و از نگاه کیسینجر، مدیریت فضای تنش امنیتی بین دو قدرت امری حیاتی برای امریکاست. بازگشت کیسینجر تأکید خواهد کرد که حتی اگر موفق شود، نوعی سرافکندگی در رقابت با چین را پذیرفته و نقطه درگیری را به تعویق انداخته است. این به معنی آن است که همانگونه که وزیر خزانهداری برای مخالفت با خروج اوراق خزانه از امریکا و جلوگیری از شتاب بحران اقتصادی جدید در امریکا عمل کرد، کیسینجر نیز گام حیاتی را در بعد امنیتی تکرار میکند. قطعاً چینیها از کاهش تنش استقبال خواهند کرد و منافع خود را در این رویکرد میدانند و دور اول تنش مقدماتی به نفع چین پایان مییابد. وقتی با اظهارات برخی روزنامهنگاران در این زمینه روبهرو میشویم که منتظر همپیمانفروشی چینیها، بعد از سفر کیسینجر هستند، بهجز یک خنده تلخ و افسوس از اینکه کشورمان از این رویکرد و ارزیابی چه زیانها که ندیده است، چیزی باقی نمیماند.