وزیرخارجه ایران خبر داده است که وزیرخارجه «میانجیگرای» عمان «با ابتکارات تازه برجامی» به ایران آمده است. حقیقت آن است که برجام در آن زمانه که در دولت قبل برای خود شاهی میکرد، اما «تقریباً هیچ» بود، هم اخبار تکراریاش جامعه را پس زده بود. هر روز خبری از اینکه «بهزودی اجرا میشود»، «اروپا قول داده است»، «امریکا نمیتواند خارج شود»، «امریکا خارج شود هم جهان تمکین نمیکند»، و از این پارهسخنان پارهپوره فراوان بود. حالا نیز آمدوشد جنابان میانجی چنگی به بازار نمیزند و بازار هوشمند است! با اینحال از کنار این واقعیت نمیتوان گذشت که راهبرد ایران از سالهایی که «مواردی دیپلماسی التماسی داشتیم» و میخواستیم غرب را با «نداشتههای هستهای و سانتریفیوژهای جمعشده و نیروگاه سیمانریختهشده» مطیع منافعمان کنیم، به راهبردی با «قدرتنمایی داشتههای هستهای» تغییر کرده است و یک توافق نانوشته ایجاد شده که برخی مفاد توافقات برجامی خودبهخود از طرف غربی در حال اجراست، از آزادکردن پولها تا خریدهای تحریمی. آیا این ابتکارات محدود به تبادل زندانیان است یا به مکتوبکردن این توافقات نانوشته میانجامد؟ راه سوم هم دارد: «غرب همچنان بهترین فایدهاش یعنی وقتکشی با ایران را دنبال میکند»! وزیرخارجه ایران خبر داده است که وزیرخارجه «میانجیگرای» عمان «با ابتکارات تازه برجامی» به ایران آمده است. حقیقت آن است که برجام در آن زمانه که در دولت قبل برای خود شاهی میکرد، اما «تقریباً هیچ» بود، هم اخبار تکراریاش جامعه را پس زده بود. هر روز خبری از اینکه «بهزودی اجرا میشود»، «اروپا قول داده است»، «امریکا نمیتواند خارج شود»، «امریکا خارج شود هم جهان تمکین نمیکند»، و از این پارهسخنان پارهپوره فراوان بود. حالا نیز آمدوشد جنابان میانجی چنگی به بازار نمیزند و بازار هوشمند است! با اینحال از کنار این واقعیت نمیتوان گذشت که راهبرد ایران از سالهایی که «مواردی دیپلماسی التماسی داشتیم» و میخواستیم غرب را با «نداشتههای هستهای و سانتریفیوژهای جمعشده و نیروگاه سیمانریختهشده» مطیع منافعمان کنیم، به راهبردی با «قدرتنمایی داشتههای هستهای» تغییر کرده است و یک توافق نانوشته ایجاد شده که برخی مفاد توافقات برجامی خودبهخود از طرف غربی در حال اجراست، از آزادکردن پولها تا خریدهای تحریمی. آیا این ابتکارات محدود به تبادل زندانیان است یا به مکتوبکردن این توافقات نانوشته میانجامد؟ راه سوم هم دارد: «غرب همچنان بهترین فایدهاش یعنی وقتکشی با ایران را دنبال میکند»!
تا چند هفته پیش تصور میشد، ایران و ۱+۵ در آستانه یک تفاهماند و یک توافق جدید در افق است، اما به یکباره همه چیز دود شد و دست آخر هم گفته شد بحثها نه بر سر احیای توافق هستهای سال ۲۰۱۵، بلکه یک تفاهم غیررسمی کوچک است، تفاهمی که حتی نخستوزیر رژیم صهیونیستی هم گفت که میتواند با آن کنار بیاید. روز چهارشنبه بار دیگر وزیر خارجه عمان به تهران آمد، صحبتها درباره «ابتکارات» از سرگرفته شد و وزیر امور خارجه ایران هم برای چند دهمین بار، از تلاشها برای بازگشت «همه طرفها به تعهداتشان در برجام» صحبت کرد. با همه اینها، بدبینی روزافزون به کسی اجازه نمیدهد به چیزی جز کوشش دولت جو بایدن برای بازنگهداشتن «روزنه» مذاکرات فکر کند، کاری که همه رؤسای جمهوری امریکا در فاصله ۱۵-۱۶ ماه باقی مانده به انتخابات، در برخورد با دولتهای متخاصم خود به آن متوسل میشوند.
حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه ایران دیروز و پریروز، باز هم میزبان بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان بود، چهرهای آشنا که برای ایرانیان تداعی آمدن یک میانجی مذاکراتی است. امیر عبداللهیان دیروز عصر، حدس و گمانها درباره تلاش مجدد طرف عمانی برای از سرگیری مذاکرات احیای برجام را تأیید کرد: «مسقط با هدف نزدیک کردن دیدگاهها برای بازگشت همه طرفها به تعهداتشان در برجام تلاش میکند و در این خصوص هم ابتکاراتی از طرف عمان مطرح شد که مورد بحث و تبادل نظر قرار دادیم. ما پیشنهاد تشکیل مجمع گفتگو و همکاری منطقهای کشورهای حوزه خلیج فارس (شش همسایه جنوبی و دو همسایه شمالی عراق و ایران) را مطرح کردیم و احتمالاً کشور یمن هم میتواند به این فرایند اضافه شود، در دیدار با همتای عمانی خود درباره چگونگی فعالیت این مجمع بحث و گفتگو کردیم.»
اینکه البوسعیدی در مذاکرات با امیر عبداللهیان چه پیشنهاد یا ابتکارات جدیدی مطرح کرده، به درستی مشخص نیست ولی در فضایی که رابرت مالی، مذاکرهکننده ارشد امریکایی از کار برکنار شده و پرونده مذاکرات با ایران از وزارت خارجه امریکا در حال انتقال به شورای امنیت ملی کاخ سفید است، نمیتوان چشم انداز چندان مثبتی به نتیجه بخش بودن ابتکارات جدید دید؛ ضمن اینکه اگر حتی مذاکرات به نتیجهای هم برسد، بعید است آب زیادی برای ایران گرم شود. واقعاً دولت بایدن در فاصله ۱۶-۱۷ ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری امریکا دنبال چیست؟
موعد بندهای غروب یکی یکی میرسند
در تهران، پایتختهایی اروپایی و واشنگتن، تقریباً اجماعی نسبی وجود دارد که امریکا و اروپا، دوباره به برجام بار نخواهند گشت. علاوه بر صحبت سال قبل بایدن که گفت «برجام مرده ولی ما اعلام نمیکنیم»، بی ثمر بودن برجام دلایلی تقریباً مشخص دارد. کاخ سفید و متحدان اروپایی آن، زمانی که به توافق هستهای با ایران رسیدند، پیشبینی میکردند ظرف ۸ الی ۱۵ سال، روند مناسبات با ایران، سمت و سویی را طی میکند که برنامه هستهای برای ایران و ایرانیان در حاشیه قرار بگیرد. بارک اوباما رئیسجمهور سابق توافق هستهای را «فرصتی برای حرکت در مسیرجدید» خوانده بود که میتواند «منجر به ادغام (ایران) در اقتصاد جهانی و تعامل بیشتر با جامعه بینالمللی» شود. پایان چنین روندی، ایجاد نسلی جدید در ایران بود که دلیلی برای فعالیتهای هستهای نمیدید. اینکه این ایده اوباما و تیم همراه او درست بود یا نه، به یک طرف، ولی واقعیت این شد که خروج دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، همه ایدههای اوبامایی درباره یک ایران ادغام شده در ترتیبات بینالمللی را دود کرد و به هوا برد.
حالا در شرایطی که هشت سال از توافق ایران با قدرتهای جهانی سپری شده، موعدهای برجام، یا بندهایی که در امریکا، بندهای غروب خوانده میشود، یکی بعد از دیگری در حال رسیدن است. اکتبر امسال، بایستی تحریمهای موشکی ایران لغو شود و دو سال بعد، با بی اثر شدن مکانیسم ماشه، امکان بازگشت قطعنامههای سازمان ملل علیه ایران در افق محو خواهد شد؛ و همه اینها در شرایطی است که نه ایران در ترتیبات جهانی ادغام شده و نه چشماندازی از عقبگرد برنامه هستهای ایران وجود دارد. راه حل چیست؟
*توافقی در کار نیست اما...
بایدن و تیم همراه او دنبال رسیدن به یک تفاهم حداقلی با ایران هستند که برنامه هستهای ایران را در همینجایی که هست، فریز میکند. این همان چیزی است که از یک طرف، از تبدیل ایران به یک چالش برای دولت بایدن در سال انتخابات جلوگیری خواهد کرد و از سوی دیگر، تندروترین کابینه ۷۰ سال گذشته اسرائیل نیز میتواند با آن کنار بیاید. به همین دلیل، بنیامین نتانیاهو اواخر خرداد ماه امسال ضمن کم اهمیت جلوه دادن مذاکرات ایران و امریکا گفت که این مذاکرات برای رسیدن به «یک توافقِ کوچک، و نه یک توافق» است که «می توانیم با آن کنار بیاییم». هیچ بعید نیست که رابرت مالی که در تل آویو او را پلیس خوب مذاکرات با ایران میخوانند برکنار میشود و نقش آنتونی بلینکن در پرونده ایران کم شده و چهرهای مانند جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید نقشی برجستهتر پیدا میکند. همه ابتکاراتی که میانجیان برای ایران خواهند آورد برای چیزی است که روزنامه اسرائیلی هاآرتص از آن صحبت کرده است: «کاخ سفید اکنون به دنبال کنترل اوضاع تا یک زمان خاص، یعنی انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر ۲۰۲۴ است. تا آن زمان، هدف این است که اطمینان حاصل شود شرایط بحرانی نمیشود. با این تفاهم، تهران به سمت تولید سلاح هستهای نمیرود و احتمال حمله اسرائیل به ایران نیز به شدت کاهش مییابد.» آموس هارل میگوید: «در عمل، آنچه در حال شکلگیری است، بیشتر شبیه یک توافقنامه غیرمکتوب است که اجرای بخش قابل توجهی از آن نیز در حال حاضر شروع شده است.» هدف کلی چیزی است که آنتونی بلینکن، جیک سالیوان و کلیت دولت بایدن در باره آن توافق دارند: «باز نگهداشتن روزنه دیپلماسی». جیک سالیوان دوشنبه این هفته در حالی گفت «به هیچ توافق واقعی با تهران نزدیک نیستیم» که راب مالی هشت ماه قبل به فارینپالیسی گفته «دولت بایدن هنوز امیدوار است که ایران رویه فعلیاش را تغییر بدهد.... مرگ برجام زمانی فرا میرسد که کارشناسان تحریمی به ما بگویند که منافع غیراشاعهای توافق توجیهی برای رفع تحریمها که ما اعطا میکنیم فراهم نمیکند».