«باز از مسجد شهر صوت قرآن آید/ با نسیم سحری، عطر ایمان آید» دهه شصتیها و متولدان اوایل دهه ۷۰ این بیت را خوب یادشان است؛ اثری ماندگار که شعرش را احد دهبزرگی شاعر بزرگ آیینی سرود و حمید بهبود آهنگساز «بهمن خونین جاویدان» آهنگش را ساخت. خوانندهاش هم حسین زاهد نام داشت. در سال۷۱ که شبکه اول سیما از این اثر رونمایی کرد، موزیک ویدئوها و نماهنگها معنای امروزی خودشان را نداشتند، اما تصاویر استفادهشده برای «مرغ سحر» در ذهن همه مانده است.
«مرغ سحر» مسیری را شروع کرد که باعث شد سرودها تا اواسط دهه ۸۰ مدام بیشتر و بیشتر شوند تا جایی که هر روز هفته سرود و در واقع موزیکویدئوی خاص خودش را داشت. همه میدانستند که «شنبه یه سیبه سرخه!» جالب است بدانید که آهنگساز این آثار کودکانه و جذاب استاد محمدرضا علیقلی بوده و کارگردانیاش را نیز سیدرضا میرکریمی که حالا یکی از مهمترین کارگردانان کشور است، بر عهده داشته است.
در همان دوره عموپورنگ نیز آهنگهای خودش را داشت و البته گروههای سرود مختلف در برنامههایی، چون رنگینکمان و خاله شادونه به شکل مرتب حاضر میشدند و با تنوع بسیار سرودهای جذاب مختلفی را اجرا میکردند. یکی از تجربههای کودکی نگارنده این یادداشت نیز حضور در یکی از همین گروههای سرود است که روی آنتن زنده اجرا داشته است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم دهه ۸۰ عصر طلایی تولید و پخش سرود در تلویزیون بوده است.
از آن روزها مدتزمان زیادی گذشته و به دلایل نامعلومی تولید این گونه سرودها در حوزههای مختلف اجتماعی و مذهبی در یک بازه حدوداً ۱۰ ساله مدام کمتر و کمتر شد و مدیران تلویزیون به عنوان مهمترین تولیدکننده و توزیعکننده حوزه تصویر رغبت کمتری به ساخت این گونه آثار نشان دادند و سعی کردند سراغ ژانرها و فرمهای دیگری مانند رئالیتیشو و مسابقه بروند. در نهایت کمکاری در تولید محتوای مناسبت با گسترش شبکههای اجتماعی همزمان شد و کودکان و نوجوانان در دورهای که خبر از محتوای جذاب و مفید داخلی نبود، جذب موزیکویدئوها و آهنگهای جذاب خارجی شدند. این فرایند ابتدا به چشم نمیآمد، اما در بزنگاههای مختلف تغییر سلیقه و ذائقه نوجوانها مشهود شد و خلأ تولیدات جذاب بیش از پیش به چشم آمد.
همین مسئله باعث شد موسیقی به عنوان یک ظرفیت نیمهفعال مورد توجه قرار بگیرد. تجربیات شیرینی، چون «ایستادهایم» روند تولیدات را بهبود بخشید و بخشهایی مانند مرکز موسیقی و بسیج صداوسیما تمرکز خود را روی موزیکویدئوها افزایش دادند.
در این دوره کارهای زیادی با مخاطبان گسترده تولید شد؛ از نماهنگهایی که خوانندههای مشهور در آن حضور داشتند تا گروههای سرود گمنامی که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت میکردند.
بازخوردهای مثبت باعث شد در کنار گروههای سرود باکیفیت، چهرههای مذهبی محبوب نسل جدید نیز پا به این عرصه بگذارند. محمدحسین پویانفر، رضا هلالی و بشیر حسینی در نماهنگ «دهه هشتادیا» که دو سال قبل منتشر شد، حضور داشتند که البته موجب انتقادات بسیاری شد، اما با این حال این مسیر با برطرف کردن ایرادات ادامه پیدا کرد و استقبال کمنظیری را رقم زد. استقبال کمنظیر کودکان و نوجوانان باعث شد حمایتهای مالی و معنوی از تولید نماهنگهای باکیفیت افزایش پیدا کند.
تولید برنامههایی، چون «همآهنگ» نیز به گسترش و افزایش این ظرفیت دامن زد. این فرایند سریع که شاید نهایتاً سه سال زمان برده باشد، باعث شد نه تنها گروههای سرود تهرانی بلکه گروههایی از سرتاسر کشور مجال خودنمایی پیدا کنند و آثار خود را به شبکههای اجتماعی و رسانه ملی روانه سازند؛ آثاری که نه تنها دستکمی از تولیدات گروههای با سابقه پایتخت نداشتند بلکه در عید غدیری که گذشت، نظر مثبت مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد. جالب است بدانید که در اکثر تجربیات قبلی بالا رفتن کیفیت تولیدات در یک فرم خاص، محدود به تهران میشد، اما کیفیت بالای آثاری که در عید غدیر منتشر شد، نشان داد هنرمندان حوزه موسیقی و کارگردانان این نماهنگها طی یک فرایند چندساله، در استانهای مختلف کشور به بلوغ هنری خود رسیدهاند. این دستاورد ارزنده ماحصل تمرکز رسانهای و مالی در کل کشور است و مزیتهای بسیاری دارد، اما به طور همزمان ممکن است موجب یک نگرانی نیز شود؛ نگرانی از اینکه که مبادا تمرکز روی ساخت موزیکویدئوهای جذاب و رنگارنگ باعث شود مدیران و تهیهکنندهها از فرمهای مهم دیگر غفلت کنند و چند سال دیگر با خلأ جدیدی در رابطه با تولید حوزه کودک و نوجوان مواجه شویم. چه بسا بهتر باشد حالا که در حوزه نماهنگ به بلوغ رسیدهایم، سراغ ظرفیتهای غیرفعال و نیمهفعال در سایر فرمها برویم تا توازن تولید آثار باکیفیت حفظ شود.