تیم ملی نوجوانان ایران در حالی برای پنجمین بار به جام جهانی راه پیدا کرد که بازهم شکست تلخ مقابل ژاپن تمام آرزوهای ایران برای رسیدن به قهرمانی در آسیا را به باد داد.
عملکرد موفقیتآمیز نوجوانان ایران در سه جام جهانی قبلی در کنار عملکرد نه چندان مطلوب آنها مقابل رقبای آسیایی یک دوگانگی ایجاد میکند؛ اینکه اگر نوجوانان ایران دچار ضعف هستند، پس چگونه است که در جام جهانی با اقتدار حاضر میشوند و حتی به مراحل بالاتر صعود میکنند و از طرفی اگر قدرت مقابله با تیمهای مطرح جهان را دارند چرا در برابر رقبای آسیایی به مشکل میخورند.
آنچه در مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا دیده شد، یک نمونه کامل از این مسئله بود. ایران در مسابقات گروهی مقتدرانه همه را شکست داد، حتی تیم مدعی کرهجنوبی در برابر ایران حرفی برای گفتن نداشت، اما وقتی پا به مرحله بعدی گذاشتیم، اوضاع کاملاً متفاوت شد. ایران در برابر یمن با زحمت زیاد و روی ضربات پنالتی به پیروزی دست یافت و اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم ما خوششانس بودیم که در طول ۹۰ دقیقه به یمن نباختیم! بازی با ژاپن هم که داستان خودش را دارد. به رغم اینکه بچههای ایران چیزی از ژاپن کم نداشتند، اما باز هم حرفهایگری چشمبادامیها کار دستمان داد و مغلوب آنها شدیم؛ اتفاقی که اگر برای تیم نوجوانان درس نشود، آن وقت باید منتظر عواقب بدتر آن حتی در جامجهانی باشیم.
واقعیت این است که اگر نوجوانان ایران میخواهند با خوابیدن در باد موفقیتهای کسبشده در جامهای جهانی قبلی راهی دور پیش روی این مسابقات شوند نه تنها نمیتوانند آن پیروزیها را تکرار کنند که به راحتی مانند آنچه در بازی با ژاپن رخ داد، از گردونه مسابقات کنار خواهند رفت. نکته مهم اینکه کادر فنی تیم ملی باید با آسیبشناسی درست و بررسی اتفاقاتی که پیش از این هم رخ داده باعث شده است ایران مقابل آسیاییها به یک نوع و مقابل مدعیان اروپایی و امریکایی به نوعی دیگر در زمین مسابقه حاضر شود کار را به گونهای پیش ببرد که هم صعود به جام جهانی طعم و رنگ پیروزی به خود بگیرد و هم در تداوم آن عملکرد موفق تیم در جامجهانی ادامه داشته باشد.
این درست است که حضور در جمع برترینهای جهان آن هم در جام جهانی بسیار مهم و تأثیرگذار است، اما نباید از یاد ببریم که ما برای رسیدن به این مهم ابتدا باید حریفان آسیایی را از پیش رو برداریم. باید آسیاییها را ببریم آن هم با قاطعیت، اما نگرانی این است که عادت به باخت مقابل تیمهایی، چون ژاپن کمکم به بقیه تیمها هم برسد. به عنوان نمونه بازی با یمن را میتوان مثال زد. یمن برخلاف آنچه انتظار میرفت ایران را در زمین اذیت کرد و چنانچه گفتیم میتوانست به پیروزی هم دست پیدا کند که به هر حال این اتفاق رخ نداد، اما زنگ خطر را برای ما به صدا درآورد؛ زنگ خطری که در سروصدای رسیدن ایران به جامجهانی شنیده نشد و حتی بعد از باخت به ژاپن هم صدای کرکننده آن را کسی نشنید.