کد خبر: 1168249
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۲ - ۰۶:۲۳
روایتی از افتتاح یک دفتر هنری در شهر بروجرد
خانه‌باغِ امید دفتر حوزه هنری شهرستان بروجرد روز یک‌شنبه ۲۸ خردادماه سال جاری با حضور جمعی از هنرمندان در این شهر افتتاح شد. این دفتر، قرار است خانه هنرمندان و اهالی فرهنگ در این شهرستان مهم از استان لرستان باشد. آنچه در ادامه تقدیم می‌شود، روایتی از مراسم افتتاحیه دفتر حوزه هنری در بروجرد است. 
 رعنا مرادی نسب
 
از چند ماه قبل که اخبار پیگیری مدیر حوزه هنری و نماینده مجلس و شورای شهر بروجرد را دیده بودم، می‌دانستم دفتر حوزه هنری بروجرد در آستانه تأسیس است، اما چند روزی بود که استوری‌های اینستاگرام چند نفر از بچه‌های حوزه هنری از گرافیست تا عکاس، پر شده از آماده‌سازی و فضاسازی خانه‌باغ تاریخی که شیشه‌های رنگی پنجره‌هایش دل می‌برد. قرار بود کار راه‌اندازی حوزه هنری بروجرد به زودی تمام شود. سیدعماد یا همان گرافیست درجه‌۱ استان هرازگاهی از حوض حوزه‌هنریِ افتتاح‌نشده فیلم و عکس منتشر و از گرما شکایت می‌کرد، از همین اول هم سهم خودش را از سفره مسئولیت‌ها برداشته و مسئول خودخوانده حوض حوزه‌هنری شده و آن‌قدر تکرار کرده که دیگر همه می‌دانند مسئولیت گرفته است!
هر روز، رفت و برگشت‌ها از خرم‌آباد به بروجرد در جریان است و کار‌ها پیش می‌رود، آنجا که بنر‌ها را از ستون‌های آجری خانه‌باغ آویزان می‌کنند، نشانگر مراحل پایانی کار است. پوستر برگزاری برنامه هم منتشر و توزیع می‌شود. تیترش «رویداد بزرگ فرهنگی‌- هنری بروجرد» است. قرار است از ۱۵ کتاب حوزه دفاع مقدس و ۹ پرتره از مشاهیر بروجرد هم رونمایی شود. خانم کرم‌اللهی و آقای سلیمی هم تماس می‌گیرند که برای شرکت در مراسم حاضر شوم، یکی از آن ۱۵ کتاب را من نوشته‌ام. آقای احمدپور - سوژه کتابم- هم پیام می‌دهند و توصیه می‌کنند بروم. از همان وقتی که برای مصاحبه با ایشان به بروجرد رفتم، جای خالی حوزه هنری را لمس کرده بودم. همیشه حسرت می‌خوردم بروجرد با این همه شهید و رزمنده و فقیه و عارف و دانشمند و متفکر حیف است که در عرصه تاریخ شفاهی دستش خالی است. 
ظهر روز افتتاحیه، استوری بچه‌ها وسط کار کردن هنوز به راه است. مدیر حوزه هم به جمع شان اضافه شده و خلاصه کارگران مشغول کارند. ساعت ۳:۴۵ از خانه راه می‌افتیم و دقیقاً ساعت ۴:۵۹ به پارک شهیدی می‌رسیم، درست کنار حوزه هنری. موج گرما و نور خورشید مستقیم توی چشم‌هایم می‌تابد و نمی‌گذارد بنر آبی خوش‌رنگ سردر حوزه هنری را قشنگ ببینم. وارد می‌شویم و تقریباً نیمی از صندلی‌ها پر شده. راستش فکر می‌کردم خانه‌باغ بزرگ‌تر از این باشد، این هم لابد از خطای تصاویر مجازی بود که بزرگ‌تر می‌پنداشتمش. اما همه چیز جور است. همه در رفت‌وآمدند تا کم‌وکسری نباشد. برنامه مثل همیشه تأخیر دارد، تعدادی از مدیران تأخیر دارند و لابد آن‌ها اگر نباشند نمی‌شود مراسم شروع شود! تا آن‌ها برسند توئیتر و اینستاگرام را بالا و پایین می‌کنم که وسط این انتظار و بلاتکلیفی چشمم می‌افتد به یکی از تابلو‌ها که ماکت یکی از کتاب‌های رونمایی است! تصویر روی جلد را می‌شناسمش، حتی از فاصله‌های خیلی دور، حاج‌قاسم است! زمزمه می‌کنم: «ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟» یک نفر می‌آید و پرده را روی ماکت می‌کشد. ساعت ۱۷:۵۵ مدیر‌ها می‌رسند و مراسم شروع می‌شود. مدیر حوزه هنری استان بعد از تلاوت قرآن و سرود ملی پشت تریبون می‌رود و مثل همیشه سخنش را کوتاه می‌کند و از چیستی و چرایی حوزه هنری می‌گوید و نام می‌برد از همه کسانی که در این دستاورد نقشی داشته‌اند. 
بعد هم یک‌به‌یک باقی مدیر‌ها بالا می‌روند و آن بین، هم از کتاب‌ها رونمایی می‌کنند و هم یک تئاتر کوتاه از سرگذشت شهید بروجردی روی صحنه اجرا می‌شود. ساعت را نگاه می‌کنم، ۱۹:۴۵ و بیشتر از این نمی‌توانم بمانم. با سخنرانی آقای لشکری بیرون می‌آیم و تا حرکت کنیم صدای اذان مغرب به گوش می‌رسد و ما راهی خرم‌آبادمان می‌شویم. 
توی مسیر برگشت فکر می‌کنم بعضی نام‌شان در تاریخ چطور می‌ماند؟ به کار‌هایی که تا قبل از آن‌ها کسی انجام‌شان نداده و منشأ خیر و امید می‌شوند و کاش هنرمندان بروجردی از پایین تا بالای شهر از امکانات حوزه و شکوفایی استعدادشان در هنر سهم بردارند و نام مشاهیر بروجرد و فرهنگ و هنر اسلامی‌اش را بر بلندای افلاک نقش کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار