سارق سابقهداری که در جریان سرقت تلفن همراه، پسر ۱۷ سالهای را به قتل رسانده بود پای چوبه دار مهلت گرفت. اولیای دم اعلام کردند قاتل در صورتی که دیه پرداخت کند، بخشیده میشود.
ساعت ۲۳:۱۳ شامگاه ۱۳ آبانماه ۹۸، قتل پسر نوجوانی به مأموران پلیس تهران خبر داده شد. آن شب مسئولان بیمارستان شهدای هفتم تیر اعلام کردند پسر ۱۷ ساله به نام سعید پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ رفته است. بررسیهای مأموران حکایت از آن داشت ساعتی قبل دو سارق موتورسوار در یکی از کوچههای ۲۰ متری ماهان در شهرک شریعتی خانیآباد، پسر ۱۷ ساله را به خاطر سرقت گوشی همراهش با چاقو زخمی و از محل فرار میکنند.
سارق سابقهدار
بررسیهای دوربینهای مداربسته محل حادثه نشان داد پسر نوجوان وقتی وارد کوچه میشود ثانیههایی بعد یکی از سارقان او را تعقیب میکند و پس از حمله به او، تلفن همراهش را سرقت و همراه دوستش با موتورسیکلت فرار میکند.
مأموران پلیس در ادامه چهره متهم را به دست آوردند و با بررسی آلبوم مجرمان سابقهدار دریافتند وی شهروز نام دارد و از سارقان سابقهداری است که مدتی قبل از زندان آزاد شده است.
بدین ترتیب شهروز تحت تعقیب قرار گرفت و کارآگاهان جنایی ۱۷ روز بعد از حادثه موفق شدند او و همدستش را در مخفیگاهشان در یکی از شهرهای اطراف تهران شناسایی کنند و به دام بیندازند.
سرقتهای سریالی
متهمان پس از انتقال به اداره پلیس ابتدا با تناقضگویی جرمشان را انکار کردند، اما در نهایت وقتی با دلایل و شواهد روبهرو شدند به جرم خود اقرار کردند.
متهم اصلی در بازجوییها گفت: «چند سال پیش به موادمخدر اعتیاد پیدا کردم و از آن زمان به بعد وارد جرگه خلافکاران شدم و برای تأمین هزینه مواد سرقت میکردم. چند باری به دام افتادم و راهی زندان شدم تا اینکه آخرین بار شش سال قبل به اتهام سرقت دستگیر شدم. در زندان به شش سال حبس و ردمال محکوم شدم. به هر سختی بود ردمال کردم و در نهایت هم شش ماه قبل از زندان آزاد شدم. پس از آزادی تصمیم گرفتم سرقت را کنار بگذارم و درست زندگی کنم، اما دوباره به اعتیاد روی آوردم، به همین دلیل نتوانستم کاری دست و پا کنم. اعتیادم روز به روز بیشتر میشد و هزینه موادمخدر شیشهام بالا میرفت. به سراغ یکی از دوستانم رفتم و پیشنهاد دادم با هم موبایلقاپی کنیم، از آن روز به بعد سرقتهای سریالی ما آغاز شد.»
شب حادثه
وی درباره سرقت مرگبار گفت: «ما دو نفری با موتورسیکلت در محلههای تهران پرسه میزدیم و تلفن همراه شهروندان را سرقت میکردیم و با فروش گوشیهای سرقتی موادمخدر میخریدیم. شب حادثه در منطقه خانیآباد دوردور میکردیم و به دنبال سوژهای بودیم تا تلفن همراهش را سرقت کنیم که دیدیم پسر نوجوانی تلفن همراهی در دست دارد. او وارد کوچهای شد؛ من از موتورسیکلت پیاده شدم و او را تعقیب کردم. وقتی حمله کردم تا گوشیاش را سرقت کنم، مقاومت کرد که با چاقو ضربهای به او زدم. قصد قتل نداشتم و فقط میخواستم گوشی را سرقت کنم. پس از سرقت هم گوشی را ۳۰۰ هزار تومان فروختیم و پولش را با دوستم تقسیم کردیم. فکر نمیکردم پسر نوجوان فوت کند، الان به شدت پشیمان هستم.»
همدست متهم نیز در بازجوییها اظهارات دوستش را تأیید کرد.
محاکمه
متهم پس از تحقیقات تکمیلی و صدور کیفرخواست، پروندهاش برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان فرستاده شد. وی در یکی از شعبهها محاکمه و اولیای دم برایش درخواست قصاص کردند و قضات دادگاه هم وی را به جرم قتل عمد پسر ۱۷ ساله به قصاص محکوم کردند.
رأی دادگاه پس از تأیید در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم روی میز قاضی امین کرمانینژاد، بازپرس شعبه چهارم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفت.
مهلت ۴ ماهه
پس از ارسال پرونده قاتل، وی در صف اجرای حکم قرار گرفت و در نهایت چند روز قبل پس از گرفتن استیذان حکمش از رئیس قوه قضائیه در زندان رجاییشهر کرج پای چوبه دار رفت. در حالی که طناب دار به گردن متهم انداخته شده بود و وی آخرین لحظات عمرش را تجربه میکرد، تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تلاش زیادی کرد تا متهم را به زندگی دوباره بازگردانند. سرانجام تلاش تیم صلح و سازش نتیجه داد و اولیای دم اعلام کردند از آنجایی که قاتل اظهار پشیمانی کرده و مسئولان زندان هم از او رضایت دارند، چنانچه دیه پرداخت کند، او را میبخشند. بدین ترتیب طناب دار از گردن قاتل برداشته شد و اولیای دم به وی فرصت چهار ماهه دادند تا دیه مقتول را فراهم کند، در غیر این صورت چهار ماه بعد حکم قصاص را اجرا خواهند کرد.