سیدنیما موسوی در کانال تلگرامی خود نوشت: سیلویو برلوسکونی نخستوزیر پیشین ایتالیا در سن ۸۷ سالگی درگذشت. وی در سه دوره نخستوزیری ایتالیا را تجربه کرد. نخست سالهای ۱۹۹۴- ۱۹۹۵ و سپس سالهای ۲۰۰۱- ۲۰۰۶ و نیز ۲۰۰۸- ۲۰۱۱ که آغاز و پایان هر سه دوره معلول شرایط ویژه در صحنه سیاسی ایتالیا بود. آنچه بیش از همه حائز اهمیت است چگونگی برآمدن برلوسکونی در صحنه سیاسی ایتالیا بود. شاید بتوان شبیهترین فرد به منش شخصیتی وی در بین سیاستمداران را «دونالد ترامپ» نامید. وی همچون ترامپ بدون صبغه سیاسی و تنها از زاویه رسانه، اقتصاد و نیز ورزش به جهان سیاست پای گذاشت. اگر ترامپ ابتدا از طریق فعالیت اقتصادی در زمینه انبوهسازی ذیل «سازمان ترامپ» و نیز فعالیتهای رسانهای در برنامه «The Apprentice» را بر عهده داشت و همینطور از طریق سرمایهگذاری در زمینه ورزشهایی، چون کشتیکج و گلف سعی داشت تا محبوبیت خود را افزایش دهد؛ در نقطه مقابل برلوسکونی نیز چنین بود. وی ابتدا با تأسیس صندوق سرمایهگذاری فیناینوست در حوزه اقتصاد و نیز تأسیس تلویزیون مدیاست در حوزه رسانه خود را به یک چهره مطرح تبدیل کرد و سپس در سال ۱۹۸۶ با خرید باشگاه آثمیلان از «جوزپه فارینا» خود را به یک شخصیت محبوب در ایتالیا تبدیل کرد.
نکته جالب اینکه دوران اوج میلان در آغاز دهه ۱۹۹۰ مصادف بود با تأسیس حزب کوچک «فورزا ایتالیا» بهوسیله سیلویو برلوسکونی که باعث شد وی خارج از الیت سیاسی معمول در ایتالیا بتواند به نخستوزیری برسد در حالی که تا پیش از آن هیچگاه بهعنوان یک رجل سیاسی در ایتالیا شناخته نمیشد. مهمترین دلیل اقبال به او در دهه ۱۹۹۰ تغییر فاز جامعه ایتالیا از نخبهگرایی دهه ۱۹۸۰ به عامگرایی و پوپولیسم دهه ۱۹۹۰ بود. ظهور احزاب کوچکی مثل فورزا ایتالیا (راست پوپولیست) و حزب مردم (چپ پوپولیست) از مصادیق پوپولیستی شدن فضای ایتالیا در آن برهه بود ولی عامل تغییر جهت افکار عمومی، شکست ائتلاف «بتینو کراکسی» در پایان دهه ۱۹۸۰ بود.
کراکسی بهعنوان یک سیاستمدار چپ میانه نقش مهمی در شکلگیری پایههای اتحادیه اروپا در دهه ۱۹۸۰ داشت. چیزی که در دهه ۱۹۹۰ به ثمر نشست. ائتلاف پشتیبان کراکسی موسوم به «پنتا پارتیتو» از این جهت مهم است که مشتمل بر احزابی همچون دموکرات مسیحی، سوسیالیست، سوسیال دموکرات، جمهوریخواه و لیبرال ایتالیا بود. این پنج حزب با ائتلاف با یکدیگر بهرغم منافع متضاد پشتیبان دولت کراکسی بودند، ولی با افشای مفاسد سران این احزاب محبوبیت لایه نخبگان ایتالیا بالکل نابود شد. قضیه «مانی پولیت» که کارزار دستگاه قضایی برای مقابله با مفاسد نخبگان سیاسی بود، ایجاد شد و منجر به افشای سران احزاب شد که مهمترین آنها مفاسد مربوط به ماریو کیهزا و سرجیو مورونی از سران حزب سوسیالیست ایتالیا بود. افشای این مفاسد باعث بدبینی عموم به ائتلاف پنتاپارتیتو و لایه نخبگان شد و فضای ایتالیای دهه ۱۹۹۰ را به سمت پوپولیسم برد.