سعید آقاخانی «نون خ» را تبدیل به یک برند محبوب کرده است که به دور از شهرنشینی روایتی جذاب و دیدنی از مردمان کُرد ارائه میدهد سعید آقاخانی «نون خ» را تبدیل به یک برند محبوب کرده است که به دور از شهرنشینی روایتی جذاب و دیدنی از مردمان کُرد ارائه میدهد. این بومیسازی و تکیه کردن بر فرهنگ یک خطه توانسته است مخاطب را با خود همراه کند، اما این را در نظر داشته باشیم که در فصل چهارم انگار در مقاطعی با سریالی مواجهیم که فاقد فیلمنامه منسجم است، به طوری که احساس میشود داستانکهای بداهه و کوتاه باعث شده است خط داستانی شکل بگیرد. این آسیب در سه فصل گذشته احساس نمیشد، یعنی در فصل اول بدهکاری نورالدین، در فصل دوم زلزله کرمانشاه و در فصل سوم پیدا شدن گنج، به نوعی قصههایی نوشته شده بودند، اما در فصل چهارم یک شلختگی در قصهگویی احساس میشود با اینکه چگالی این شلختگی زیاد نیست و آقاخانی سعی کرده است آن را تا حدودی کنترل کند، اما در فصل چهارم انگار در هر قسمت با یک داستانک مواجهیم. بنابراین در هر قسمت با کمدی شخصیت طرف هستیم؛ شخصیتهایی که در فصل اول خلق شدهاند و حالا به تکامل رسیدهاند، اما کمدی ایجاد شده به هر شکلی سالم است و نمیخواهد به هر قیمتی از مخاطبش خنده بگیرد، کاملاً احساس میشود که آقاخانی قصد نداشته مانند سریالهای مرسوم دست به سخیفسازی بزند و گذران وقت کند، وفایی به عنوان نویسنده شخصیتهای جدیدی را وارد قصه کرده و در وهله اول وجود ده بالا و پایین و اختلاف آنها در موازات کمدی بودن توانسته است نوعی اتحاد را نشان بدهد. اساساً آقاخانی همیشه سعی دارد با هوشمندی اتحاد قومیتی را در نون خ به تصویر بکشد، در این فصل هم اتحاد آدمهای یک روستا در عین اختلاف سلیقهها به درستی نشان داده میشود؛ اتحادی که باعث شد روستای آنان یا خانههایشان تخریب نشود، در این میان خلیل به عنوان یک سرمایهگذار قصد داشته که این همبستگی را به عناوین مختلف برهم بزند، از سوی دیگر به مسائل گوناگون مثل گرانی دلار، عرضه دلار دولتی یا اتوبانسازی در شهرستانها یا عدم امکانات کافی در روستاها اشاراتی میشود که اساساً میتواند در لایههای کمدی بهتر بیان شود یا موضوع ازدواج ساده با وامهای بلندمدت یا فرزندآوری از جمله نکاتی است که آقاخانی در سریالش گنجانده و در بخش اجرا «نون خ» در این فصل سنگ تمام گذاشته است، به گونهای که معمولاً آقاخانی در بیشتر پلانها حضور دارد، اما حضور او باعث نشده که کارگردانی افت داشته باشد. اضافه کنید کار کردن با جمعیت زیادی بازیگر و نابازیگرانی که بازی قانع کنندهای دارند به چه اندازه پرزحمت است و اینکه در ۹۰ درصد پلانها ما شاهد جمعیت هستیم. هدایت کردن بازیگران در یک پلان قطعاً کار سادهای نیست، اما آقاخانی از عهده آن برآمده است، یعنی به نوعی اتحاد مردمان کرد در اجرا هم درآمده است که این نشانی از همبستگی آنها در هر شرایطی دارد، البته آقاخانی میتوانست در این فصل از شخصیتهای جدید استفاده قابل توجهی کند. مثلاً خسرو، رامین یا بهنام چهرههای جدید این فصل قابلیتهای کمدی بیشتری را داشتند. حتی آقاخانی در این قسمت از مهیار استفاده لازم را نکرده، آنقدر که حجم اتفاقات و آدمهای سریال زیاد است که حضور آدمهای جدید سریال احساس نمیشود. آقاخانی میتوانست از حجم رخدادهایی مثل کل کلهای ده بالا و پایین کم و موقعیتهای بیشتری را برای شخصیتهای جدید فراهم کند، اما به هر حال همانگونه که گفته شد «نون خ» در فصل چهارم هم توانست با اندک کاستیهایش مخاطب داشته باشد. این سریال یک کار تیمی تمام عیار است و توانسته است جذابیتهای خاص خودش را داشته باشد. وجود لهجه شیرین کرمانشاهی و کردستانی و بازیگران بومی به جذابیت
«نون خ» افزوده است، اینکه «نون خ» ادامه پیدا میکند یا نه مشخص نیست، اما باید امیدوار بود این سریال در ادامه مانند سریال «پایتخت» دچار تنزل کیفیت محتوا نشود.