کد خبر: 1151720
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۱:۴۵
محمدجواد سمیعی، کارشناس آب:
کار‌های نمایشی مسئولان بلای جان منابع آبی شده است حال منابع آبی کشور خوب نیست. هر سال سطح آب‌های زیرزمینی پایین‌تر می‌رود و تعادلی میان «منابع» و «مصارف» آب کشورمان وجود ندارد. مدت‌هاست مسئولان با مدیریت غلط منابع آبی و بی‌توجهی به میزان عرضه و تقاضا حجم بالایی از آن را از بین برده‌اند و بدتر اینکه هیچ کدام‌شان سهم تقصیرشان را نمی‌پذیرند و حتی بابت کار‌های اشتباه‌شان نیز مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرند. در این رابطه محمدجواد سمیعی، کارشناس آب با «جوان» گفتگو کرده است. 
مهسا گربندی
 اصلی‌ترین مشکلات حوزه آب کشور چیست؟
یکی از اصلی‌ترین مشکلات این است که اولویتی برای ایجاد تعادل و تناسب بین «منابع» و «مصارف» آبی‌مان وجود ندارد. همانطور که سعدی گفته است «چو دخلت نیست خرج آهسته‌تر کن» باید به مصرف در بخش آبی کشورمان توجه داشته باشیم. متأسفانه در استفاده از منابع آبی زیرزمینی، یعنی بخشی که بیشترین سهم را در تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعت بر عهده دارد، کسری مخزن و بدهی انباشته بسیار بزرگی داشته‌ایم. به عبارتی منابع آب زیرزمینی به مثابه یک پس‌انداز است که یک ورودی از تغذیه‌ای که توسط بارش‌ها صورت می‌گیرد، دارد و یک برداشتی هم از آن انجام می‌شود. سال‌هاست حتی با وجود بارش‌های خوب، میزان برداشت‌های ما از میزان تغذیه منابع بیشتر شده و موجب کسری مخزن تجمعی شده تا جایی که متأسفانه این عدد در سال ۱۴۰۱ از رقم نجومی ۱۴۵ میلیارد مترمکعب عبور کرده است، بنابراین در مرحله اول باید تعادل میان منابع و مصارف در اولویت کاری مسئولان و تصمیم‌گیران قرار بگیرد، اما وقتی اولویتی وجود ندارد و افقی هم برای برگشت این تعادل به نظر نمی‌رسد، نمی‌توان آینده خوبی در نگهداشت منابع آبی کشور تصور کرد. اما مسئله دوم در حوزه آب، مثال معروفی است که می‌گوید: «کسی که تنها ابزارش چکش است، تمام چیز‌ها را دوست دارد میخ ببیند.» ما بخش بزرگی از معضلات‌مان این بوده که راهکار‌های صرفاً سازه‌ای و چیز‌هایی که با ساخت‌وساز همراه بوده را در مدیریت بخش آب در دستور کار قرار دادیم. گرچه امروز به اشتباه بودن بخش زیادی از آن پی برده‌ایم، اما برخی از این اشتباهات هنوز در حال تکرار شدن است و با تغییر ظاهر و حفظ ماهیتش باقی مانده است، مثلاً برای مصرف بیشتر آب راهکارهایی، چون انتقال آب یا استخراج آب‌های ژرف را دنبال می‌کنیم. در صورتی که متخصصان زیادی هشدار داده‌اند هیچ کدام این‌ها راه‌حل مناسبی برای نجات منابع آبی کشورمان نیست. اگر این تعادل میان «منابع» و «مصارف» را رعایت نکنیم، هر مقدار آب جدید هم تأمین کنیم، مشکلات حتی با شکل پیچیده‌تر خودشان را نشان می‌دهند. 
 
 برای مقابله با زدوبند و لابی‌گری در حوزه آبی چه کار باید کرد؟
 حوزه آب هم از زدوبند و لابی‌گری مستثنی نیست چراکه هر بخشی که با گردش‌های مالی بزرگ مواجه باشد، احتمال وقوع لابی‌گری در آن وجود دارد. راهکار این مسئله گذاشتن پلیس و پلیس‌هایی که روی عملکرد آن پلیس نظارت کنند، نیست، بلکه باید اجرا و رسیدگی را بر عهده تشکل‌هایی توانمند و کاردان از خود بهره‌برداران و ذی‌نفعان بسپاریم. در غیر این صورت هر قدر تلاش کنیم این سیستم نظارتی را دقیق‌تر کنیم به عکس خودش بدل می‌شود. 
 
 چه اقدامات غلطی ذخایر منابع آبی ما را از بین برده است؟
از یک سو تکنولوژی‌های بی‌حسابی که وارد شده و متناسب با فرهنگ و نظام حکمرانی ما نبوده است، مثل حفاری و بهره‌برداری از چاه‌های عمیق یا سدسازی و توسعه شبکه‌های آبیاری نوین که در آن‌ها بخش حکمرانی و بخش فرهنگی‌اش چندان دیده نشد، ایجاد مشکل کرد. ما حکمرانی تک‌جانبه داشتیم، راهکار‌های عمدتاً ناظر به ساخت‌وساز راه‌حلی بود که خودش تبدیل به مسئله‌های جدید شده است. روزمرگی و رویکرد اینکه من امروز را یا این تابستان را سپری می‌کنم تا ببینم بعداً چه می‌شود نیز آسیب‌های زیادی به منابع آبی کشور وارد کرد. در واقع مسئله آب به رغم هیاهوی بسیاری که دارد، اولویت نداشته است که اگر اولویت داشت در طول هفت ماه گذشته این حجم از چاه‌های جدید زده نمی‌شد، البته گزارش دقیق و شفافی در این رابطه نداریم، اما گزارش‌های پراکنده حاکی است ده‌ها و بلکه صد‌ها چاه جدید تقریباً در هر کلانشهر و هر شهری که تصور کنید حفر شود برای اینکه مصرف آب به شیوه قبل ادامه داشته باشد. این در حالی است که دهه‌هاست دشت‌هایی مثل دشت تهران، یعنی جایی که میلیون‌ها هموطن ما زندگی می‌کنند توسط وزارت نیرو، ممنوعه اعلام شده است. حجم این حفاری‌ها نشان می‌دهد نجات و حفاظت از آب برای تصمیم‌گیران ارزش چندانی ندارد. 
 کدام سازمان‌ها و نهاد‌ها در ایجاد چالش آبی کشور نقش داشتند؟
همه نقش داشتند و همه مقصرند. در ابتدا حاکمیت آب تقصیر دارد، یعنی جایی که وظایف وزارت نیرو، اساسنامه شرکت مدیریت منابع ایران و سایر بخش‌های مرتبط با آب که قانوناً مشخص شده‌اند، بخش حکمرانی و حاکمیت آب را بر عهده دارند. بخشی که انبوه مجوز‌ها به حفر چاه‌ها را داده است، شاید تحت فشار خیلی از نهاد‌های دیگر اتفاق افتاده باشد، اما قانوناً قرار بود حافظ آب باشد، اما برعکس عمل کرده است. در طول تمام سال‌ها هیچ‌گاه ندیده‌ام فردی برای عملکرد منفی خود در بخش آب مورد مؤاخذه و محاکمه قرار بگیرد. کسی بابت پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی یا آلودگی آب‌های سطحی و هزارویک مشکل دیگر در این حوزه پاسخگو نبوده و نیست. در بخشی دیگر، وزارت جهاد کشاورزی صرفاً روی افزایش تولید تمرکز کرد، اما برای کاهش برداشت از منابع آبی اقدامات چندانی انجام نداد و بهای این سوءمدیریت را آب پرداخته است، اما کسی این مسئله را از این وزارتخانه بازخواست نکرده یا مجلسی که در ادوار مختلف اشتباهات اساسی انجام داده است، گاه درخواست‌هایی مبنی بر اینکه با فلان چاه غیرمجاز برخورد نشود یا از فلان چاه مجاز برداشت بیشتری صورت بگیرد یا حتی در مناطقی که نباید سد زده می‌شد، اما فشار آوردند که حتماً آن سد احداث شود و انبوه درخواست‌هایی که هر کدام به تنهایی حجم بزرگی از مشکل نبودند، اما در کنار یکدیگر مشکلات عمده‌ای را برای منابع آبی کشور ایجاد کردند. همچنین جامعه دانشگاهی که باید این حجم از اشکالات را فریاد می‌زد یا حتی صدا و سیمایی که می‌توانست در زمینه اطلاع‌رسانی یا فرهنگ‌سازی مؤثر واقع شود این کار را نکرد. شهرداری‌هایی که فرقی نمی‌کند در سال خشک یا غیرخشک باشیم، آن‌ها فارغ از همه این‌ها به توسعه پوشش گیاهی آب‌بر کمر همت بسته‌اند و کمتر توجهی به مشکلات آبی برای تعیین نوع و الگوی کاشته‌شده در فضای سبز داشته‌اند. تمام این‌ها به علاوه عموم بهره‌بردارانی که هر کسی به بهایی و بهانه‌ای سهم خودش را برای نجات آب انجام نداده، مقصر است. 
 
 سازوکاری برای برخورد با مسئولی که منابع آبی کشور را با کار‌های اشتباهش از بین برده وجود دارد؟
نه. متأسفانه آمار‌های مخدوش و کار‌هایی نمایشی انجام می‌شود، اما خبری از پاسخگویی وجود ندارد. در این سال‌ها هیچ مدیری را در هیچ سطحی ندیده‌ام که مسئولیت کارهایش را بپذیرد یا کسی آن‌ها را مؤاخذه کند. معمولاً مدیران برای پاسخگویی نسبت به اشتباهات‌شان فرافکنی می‌کنند و در یک چرخه معیوب هر کسی مشکلش را به دوش فرد یا نهاد دیگر می‌اندازد. به عنوان نمونه در چند سال گذشته مدیر استانی که رکورددار کسری آب‌های زیرزمینی است ادعا کرد بخش بزرگی از مشکل را حل کرده است. هر چند کارشناسان هشدار دادند این امر با شواهد و قرائن همخوانی ندارد، حتی در این رابطه اعلام موضع‌های کاملاً مشخص و شفاف هم داشتند، اما بعداً این مدیر کنار گذاشته شد، اما هیچ گاه مورد مؤاخذه قرار نگرفت که چرا نتوانست تعادل میان مصرف و منابع را برقرار کند و آمار غلط اعلام کرده است. این گونه سوءمدیریت‌ها سال‌هاست وجود دارد. 
 
 عدم‌نظارت بر عملکرد مدیران ناکارآمد چه اثر سوئی در ادامه روند دارد؟
هر از گاهی نهادی یا مجموعه‌ای اعلام می‌کند که دیگر قصد برخورد داریم و قرار است با متخلفان در حوزه آبی برخورد شود، اما هیچ گاه چنین اتفاقی نیفتاده است، بنابراین آقایان آن تخلفات را تکرار می‌کنند و بدتر اینکه گره‌های مشکلات آبی کورتر از قبل می‌شود، اما می‌بینیم که مراسم تقدیر و تشویق هم برای آن‌ها برگزار می‌شود. 
 
 در این شرایط پیش‌آمده اصلی‌ترین راهکار‌ها چیست؟
تابستان خشکی را در پیش داریم و متأسفانه انبوهی چاه در شهر‌ها و کلانشهر‌های مختلف در همین چند ماه اخیر احداث شده و روند اشتباه فشار بیشتر بر آب‌های زیرزمینی ادامه دارد. مهم‌ترین اقدام این است که آمار دقیق از سوی بخش آب ارائه شود که چه تعداد حلقه چاه حفر شده است. این حق عموم بهره‌برداران و چاه‌داران و چاه‌نداران است که بدانند چه اتفاقی در این بخش رخ داده است. اگر گفته می‌شود حفر این چاه‌ها در شرایط اضطرار بوده است، با فرض اینکه درست باشد باید برنامه زمانبندی ارائه کنند تا این روند جبران شود و با خرید چاه‌های سایر بخش‌ها، آن‌ها را به نفع آب‌های زیرزمینی مسدود کنند و بیش از این به این منابع باارزش فشار نیاوریم. همچنین فضای شهر‌ها باید فضایی متناسب با منابع آبی‌مان باشد. باید شهرداری‌ها و دستگاه‌های دولتی پیشقدم شوند چراکه وقتی دستگاه‌های دولتی آب‌نما و فضای سبزی دارند که در اوج گرما حجم زیادی آب باید به آن‌ها داده شود، نمی‌توان از مردم انتظار مشارکت داشت. در روز‌های اخیر نامه‌ای داشتیم از مدیر آبفای یکی از کلانشهر‌های کشور که به زیرمجموعه خودش ابلاغ کرده بود، کاشت چمن و پرچین متوقف شود و آنچه دارند بیش از این آبیاری نشود. هر چند این یک گام کوچکی است، اما در جای خودش ارزشمند است و این کار باید به فضا‌های شهری و دستگاه‌های دولتی تسری پیدا کند. چنین تجاربی در کشور‌های دیگر نیز وجود داشته که متناسب با عمق و گستردگی بحران تصمیماتی گرفته شده است. مثلاً در فرانسه هنگام مواجهه با کم‌بارشی، تغییرات جدی را در مصارف مختلف‌شان مثل فضای سبز یا حتی کارواش‌های‌شان در نظر می‌گیرند، اما در کشور ما فقط فشار بر منابع آبی معطوف می‌شود و از مصارف غافلیم که این نامعقول است. علاوه بر آن، فضای فرهنگی و آموزشی مربوط به مسائل آبی هم باید علمی و صحیح، نه شعارگونه باشد. ما نیاز به افزایش سواد آبی چه در میان مدیران و چه در میان عموم جامعه داریم؛ اینکه درک درستی از شرایط و وضعیت منابع آبی داشته باشیم. یادمان باشد صرفاً نمی‌شود با شعار‌های صرفه‌جویانه سراغ مقابله با کم‌آبی رفت. راه‌حل‌های تخیلی یا اولویت‌های چندمی را به نحوی رنگ نکنیم که جای اولویت‌های اصلی را بگیرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار