دوومیدانی ایران سالهاست که از نفس افتاده، اما آقایان همچنان با ادامه مسیر نادرستی که در پیش گرفتهاند، بر تکرار اشتباهات خود اصرار دارند، گویی که رشته مادر برای سروسامان گرفتن هیچ دلسوزی ندارد.
کسب نتایج ضعیف در رقابتهای مختلف از یکسو و دلخوری ورزشکاران و قهرمانان از عدم رسیدگی از سوی دیگر نشان از شرایط نامناسب دوومیدانی ایران دارد. رشتهای که در سالهای نهچندان دور موفقیتهای قابل توجهی را برای ورزش کشور به ارمغان آورده بود، اما تصمیمات نادرست و اولویتبندیهای اشتباه سالهاست که نفس دوومیدانی را به شماره انداخته است، بیآنکه کسی توجهی به این مسئله داشته باشد که اگر داشت، حرف و حدیثهایی در خصوص واگذاری تنها زمین دوومیدانی به فوتبال جهت درآمدزایی تن و بدن دوومیدانیکاران را نمیلرزاند.
اما تأسفبارتر از احتمال اجاره دادن زمین چمن مجموعه آفتاب انقلاب جهت درآمدزایی، اخبار مربوط به برپایی اردوی سه ماهه برای حدادی در امریکاست. پرتابگری که به واسطه کسب گردنآویز نقره در المپیک لندن، تافتهجدابافته دوومیدانی شده است. حال آنکه سالهاست در آن شرایط ایدهآل و آرمانی قرار ندارد و با وجود هزینههای هنگفتی که برای او میشود، نتوانسته عنوان قابل توجهی کسب کند، بهطوریکه آخرین مدالی که برای دوومیدانی ایران به ارمغان آورد به سال ۲۰۱۹ در رقابتهای قهرمانی (دوحه) برمیگردد، چیزی حدود چهار سال قبل! اما چهار سال ناکامی هم نتوانسته تغییری در دیدگاه مسئولان این رشته برای ایجاد تعادل بین حدادی و دیگر دوومیدانیکاران ایجاد کند، بهطوریکه درست در شرایطی که برخی ملیپوشان این رشته، چون فرزانه فصیحی از جیب برای مربی هزینه میکند، حدادی در کشورهای مختلف از جمله فرانسه و امریکا اردوی تدارکاتی برپا میکند و با مربی دلخواهش تمریناتش را پشت سر میگذارد. تمریناتی که، اما چند سالی است هیچ نتیجه مثبتی برای دوومیدانی در پی نداشته است! با این وجود درست در روزهایی که اخبار مربوط به واگذاری زمین دوومیدانی ورزشکاران بسیاری را نگران کرده است، فدراسیون در تدارک برپایی اردوی سه ماهه برای حدادی در امریکاست! اردویی که بیشک هزینههای هنگفتی را برای دوومیدانی ایران در پی خواهد داشت. هزینههایی که شاید قرار است از اجاره رفتن محل تمرین دیگر ورزشکاران تأمین شود، اما برای کدام هدف و موفقیت وقتی کمتر کسی است که نداند دوران حدادی سالهاست که به سر آمده است.
حمایت از ورزشکاران بیشک وظیفه اصلی هر فدراسیونی است، اما اگر قرار باشد همه هزینه یک فدراسیون صرف یک ورزشکار شود، نه فقط دیگر انگیزه و روحیهای برای سایر ورزشکاران باقی نمیماند که فرصت عرضاندام و مدالآوری از سایرین نیز گرفته میشود، خصوصاً اگر این رسیدگی چنان بیحساب و کتاب باشد که به بازیکنسالاری بینجامد! درست مانند رویهای که فدراسیون دوومیدانی با حدادی در پیش گرفته است. روشی که نه تنها منجر به ادامه موفقیتهای او نشد که این پرتابگر را چنان غره کرد که هر وقت اوضاع بروفق مرادش نبود با حالت قهر راه کمیته ملی المپیک را در پیش میگرفت تا هزینههایش را از جایی دیگر تأمین کند.
کمتر از شش ماه دیگر بازیهای آسیایی هانگژو آغاز میشود و دوومیدانی میتواند یکی از بازوهای مدالآور کاروان ایران در چین باشد، اما به شرط آنکه همه بودجه و داراییهای این فدراسیون صرف آمادهسازی تنها یک ملیپوش نشود، آنهم ملیپوشی که طی سالهای اخیر با وجود رسیدگیهای فراوانی که به او شده هیچ مدال و موفقیتی کسب نکرده است.
درست در شرایطی که مشکلات مالی و کمبود بودجه فدراسیونها را به اعزام کیفی واداشته و گلایه ورزشکاران از کمبود امکانات و شرایط نامناسب آمادهسازی گوش فلک را کر کرده است، چه دلیل موجهی میتواند اردویی سه ماهه در امریکا برای حدادی را برنامهریزی کند؟ آیا حدادی همه دوومیدانی است و صرف موفقیت، مدال او به تنهایی کافیست که آقایان به جای اجرای عدالت و مساوات همه نگاه خود را به ورزشکاری دوختهاند که باید خیلی قبلترها بازنشستگی خود را اعلام میکرد.
برپایی اردوهای تدارکاتی حدادی در امریکا سالهاست که با انتقادهای فراوان و حتی گلایه دیگر دوومیدانیکاران همراه است، اما با این وجود او هر بار بیآنکه تغییری در برنامههایش ایجاد شود راه ینگه دنیا را در پیش میگیرد. پیش از این او هر بار در پاسخ به همه انتقادهای مطرح شده موفقیتهایش را به رخ میکشید، اما سالهاست که هیچ موفقیتی رقم نخورده و بدتر اینکه او سال گذشته حتی موفق به کسب حد نصاب حضور در مسابقات جهانی هم نشد.