شاید در نگاه اول باور این حقیقت برای خیلیها که مخاطب جدی سینما هستند، دشوار باشد که بخش قابل توجهی از فیلمهای شاخص امریکایی و هالیوودی تاریخ سینما که اتفاقاً از طریق معتبرترین پایگاههای نظرسنجی و اعتبارسنجی سینمایی در فهرست ۱۰۰فیلم برتر هم قرار گرفتهاند شاید در نگاه اول باور این حقیقت برای خیلیها که مخاطب جدی سینما هستند، دشوار باشد که بخش قابل توجهی از فیلمهای شاخص امریکایی و هالیوودی تاریخ سینما که اتفاقاً از طریق معتبرترین پایگاههای نظرسنجی و اعتبارسنجی سینمایی در فهرست ۱۰۰فیلم برتر هم قرار گرفتهاند، غیرمستقیم و بعضاً به شکلی نمادین در انتقاد از سیاستهای حکومت امریکا ساخته شدهاند، اما این مسئله در هیچ فیلمی ابداً به آن گلدرشتی نیست که هر مخاطب عادی سینما آن را به طور مستقیم دریافت کند، با این حال این فیلمها که به خاطر اهمیتشان بارها از سوی مخاطبان سینما در سراسر دنیا دیده میشوند، قطعاً در ناخودآگاه جامعه مخاطب اثرگذار بوده و وجدان جمعی را درباره ماهیت و حقیقت قدرت در کلیتی به نام نظام سرمایهداری که نماد اصلی و غول غیرقابل انکاری، چون ایالاتمتحده آن را رهبری میکند، درگیر میکند، لذا نگارنده قصد دارد در حد وسع و بضاعت خود هر بار یک فیلم مهم تاریخ سینمای جهان را که از قضا در دل امریکا ساخته شده است، به لحاظ مایهها و ریشههای ضدامریکایی اثر مورد بررسی قرار دهد که امید است در این مسیر ایزد منان دستگیر این قلم باشد.
«رستگاری در شاوشنک» دستکم در دو دهه اخیر در صدر بسیاری از لیستهای معتبر بهترین ۱۰۰ فیلم تاریخ سینما قرار داشته و همواره جایگاه خود را در میان ۱۰ فیلم برتر همه لیستها با قدرت حفظ کرده است. فرانک دارابونت فیلمنامه این اثر را از روی رمان کوتاه استیون کینگ، نویسنده شاخص امریکایی ژانر دلهره نوشته و کارگردانی کرده است. داستان فیلم با یک اشتباه در مجموعه قضایی ایالاتمتحده شکل میگیرد که در آن یک بانکدار (شغلی که کاملاً جایگاهی نمادین در فیلم دارد) در عین بیگناهی در دادگاه به قتل همسرش محکوم و برای تحمل محکومیت به زندان ایالتی منتقل و در آنجا در چالشی جدی با رئیس زندان در نهایت موفق به فرار میشود، اما اتفاق اصلی و مهمتر برای او که در پایان فیلم از سوی فیلمساز به نمایش درمیآید این است که اندی (تیم رابینز) به نوعی رستگاری معنوی نائل میآید که حاصل سرگذشتی است که او از گذر در مسیر پررنج و مرارت زندان به آن رسیده و گویی به جز آن گذرگاه دستکم برای شخص او بستر دیگری برای دوباره متولد شدن وجود نداشته است. دارابونت در فیلم ارجاعات و آدرسهایی به مخاطب میدهد که از طریق آن جهان فکری و فلسفی فیلمش را بنا نهاده است. زندان، بانکداری، رنج، سرنوشت، فرار، ظلم و ظلمستیزی، مقاومت، اخلاق و معنویت، انسانیت، شیطان یا همان شر گزارههایی هستند که در فیلم رستگاری در شاوشنک جایگاهی ویژه و درخور توجه دارند و همین گزارهها بنای معنایی و محتوایی فیلم را آجر به آجر و خشت به خشت قوام میبخشند. موضوع زندان و زندانی آنقدر دارای مؤلفههای قوی معنایی چالشبرانگیز و موقعیتهای بالقوه دراماتیک است که همواره مورد توجه فیلمسازان بزرگ تاریخ سینما قرار داشته تا آنجا که به مرور به یک ژانر مهم سینمایی غیرقابل انکار تبدیل شده است. اسارت موقعیتی است که میتواند ظریفترین لایههای انسانی را برش و به شکلی عیان در معرض دید مخاطب قرار دهد. اندی دوفرین (تیم رابینز) در معرض چنین موقعیتی از یک بانکدار (خشنترین و واضحترین نماد سرمایهداری) به رستگاری معنوی نائل میشود. ماجرای او با ظلمی آغاز میشود که اتفاقاً همان نظام سرمایهسالار که او تا آن زمان نقش مهرهای کوچک برای آن را بازی میکرده در حقش روا میدارد. اندی قصد دارد شهروندی نجیب، سر به زیر و مثبت در قالب نظامی باشد که ریشههای آن ناعادلانه بنا شده است، اما همان ساختار با یک اشتباه مانند یک هیولا او را میبلعد تا بانکدار خوشبخت! ما حالا در دل یک بحران تمامعیار در زندانی ایالتی عیار وجودی خود را برای درکی جدید از جهان و زندگی محک بزند. بررسی جهان معنایی و زیرلایه اصلی فیلم رستگاری در شاوشنک ساخته فرانک دارابونت از این قلم را میتوانید در شمارههای بعدی روزنامه جوان پیگیر باشید.