اولین قسمت از فصل دوم برنامه «مهمونی» با کارگردانی و اجرای ایرج طهماسب و بازی با عبارت «خواهرم را گرفتند» دو موج متفاوت، اما متناقض را در بین دنبالکنندگان این مجموعه و کاربران فضای مجازی رقم زد؛ دعوای زرگری که در هر دو صورت نتیجهاش عاید جریانات مخالف نظام میشود. برخی از کاربران فضای مجازی مضامین به کار گرفته شده در سری جدید برنامه مهمونی را تلاش برای «عادیسازی» توصیف کردند و دستهای دیگر با استقبال از آن با استخدام اصطلاحاتی مثل «طنز سیاه در رسانه حکومتی» اقدام طهماسب را شایسته تقدیر دانستند!
مجموعه «مهمونی» برنامهای است که از ابتدای سال گذشته ایرج طهماسب به سبک مجموعههای عروسکی قبلیاش با خلق و معرفی شخصیتهای تازه و دعوت از چهرههای مختلف آن را اجرا میکند. پخش فصل دوم این برنامه با اجرا و کارگردانی ایرج طهماسب و تهیهکنندگی حسن خدادادی در ایام تعطیلات نوروز امسال با حضور شخصیتهای فصل اول آن در پلتفرم (سکوی) فیلیمو شروع شده است. در فصل دوم این مجموعه مثل فصل اول آن که با حضور دو کاراکتر جنجالی پشه و بچه، شاهد صحنهها و گفتگوهای دوپهلو و خاصی بودیم، همچنان با قدم زدن در همان مسیر قبلی (که ظاهراً به مذاق و جیب تولیدکنندگانش خوش آمده است) با استفاده از اصطلاحات ابهامآفرینی مثل عبارت «خواهرم را گرفتند» مشغول انداختن سنگ در چاههای مختلف و گرفتن ماهی از این آب گلآلود شده است.
ماجرا از همان قسمت اول فصل دوم «مهمونی» که ظاهراً قرار است تا اواسط سال ۱۴۰۲ هم ادامه داشته باشد، شروع شد. در بخشی از اولین قسمت «مهمونی» شخصیت سیروس با بازی سهیل رهبرزارع در پاسخ به طهماسب که از وی میپرسد سال ۱۴۰۱ چطور بود، میگوید: «خوب بود، خواهرم را گرفتند [؟!]». طهماسب با حالتی متعجب میپرسد: خواهرت را گرفتند؟! توی خیابان رفته بود؟! سیروس جواب میدهد توی خیابان هم میرفت، سر کار هم میرفت. طهماسب مجدداً میپرسد: کی گرفتنش؟! سیروس میگوید: پسری پیدا شد و گرفتنش! (منظور شخصیت سیروس از به کار بردن لفظ «گرفتنش» ازدواج کردن خواهرش است)
بعد از فروکش کردن اغتشاشات چند ماهه سال گذشته در ماههای پایانی آن، جریانات داخلی و خارجی بسیاری تلاش کردند تا آتش این شعله را زنده نگه دارند، آن هم گاهی با برگزاری مراسم چهلم و گاهی با مدرسه نرفتن برخی پسرها به بهانه کشته شدن دخترهایی که مدعی بودند ناموس هیچ مردی نیستند!
اگرچه این بازیها در کنار فشار برای تعطیلی کنسرتها و تحریم جشنوارههای فرهنگی و هنری توسط دیکتاتورهای فرهنگی و انتلکتوئلهای قداره به دست کار به جایی نبرد، اما چند روزی است که دو طیف به ظاهر متفاوت در حال تلاش برای زنده کردن مجدد و گرم کردن تنوری هستند که بهخاطر دروغپردازی و موهومات همین افراد دچار زمهریر شدیدی شده است؛ یکی به بهانه توهین به کشتهشدگان اغتشاشات سال گذشته و دیگری با هورا کشیدن برای سازندگان این برنامه بهخاطر گفتن حرفهای مگو بدون گرفتار شدن در سانسور بخشهای حاکمیتی مثل ساترا.
جریانشناسی هر دو طیف مذکور در کنار نگاه فرامتنی به این ماجرا از چند منظر قابل اعتناست؛ اول اینکه عمده کسانی که در هر دو سمت این جهتگیری ایستادهاند یک وجه مشترک دارند و آن این است که اغتشاشات سال گذشته را اعتراض میخوانند و همچنان بر حماقت مسری و شیوع پیدا کرده توسط برخی رسانهها مثل بیبیسی فارسی و سعودی اینترنشنال که سعی در تجزیه ایران و هجمه به تمدن و فرهنگ آن دارد، اصرار بیمارگونهای دارند. نکته دوم در این رابطه تلاش هر دو طیف به زنده کردن شعله مرده اغتشاشات سال گذشته است. منظر سوم که مهمتر از دو بخش ابتدایی است؛ نیفتادن جریانات رسانهای در دام این بازی کودکانه است که توجه بیش از اندازه به آن قطعاً منجر به جذب مخاطب، فروش بیشتر و پر شدن جیب پلتفرمهای غوغازیست و سازندگان «مهمونی» است.