سال ۱۴۰۱ سال سختی بود؛ سالی که میتواند سال دفاع مقدس مردم مقابل یک جنگ ترکیبی و پر قدرت نام بگیرد. مردم اگر مقاومت نمیکردند، اگر کنار نظام نمیایستادند و اگر در میدان حضور نداشتند، معلوم نبود آینده این نبرد همهجانبه چگونه رقم میخورد. امروز، اما در پایان سالی هستیم که با شعار کف خیابانی «امسال سال خونه...» میخواستند سال پایانی جمهوری اسلامی و البته با آن همه نشانههای روشن تجزیهطلبی، سال پایانی ایران باشد؛ در پایان سال هستیم و جمهوری اسلامی پابرجاست و ایران پابرجاست و این ملت پابرجا هستند. نیمه سال ۱۴۰۱ ناگاه یک جریان شورشی –اول رسانهای و بعد خیابانی- برخی شهرهای کشور را فرا گرفت. بهانه، مرگ یک دختر در مقر پلیس امنیت عمومی بود، اما واقعیت این بود و رویدادهای میدانی هم همین امر را تأیید کرد که برنامهریزی برای آشوب خیابانی در کشور، از مدتها قبل انجام شده بود و فقط دنبال یک بهانه میگشتند.
جنگ رسانهای که همه این ۴۰ سال همراه ملت ایران بوده، شدت بیشتری گرفت و نقطهزنی ویژهای یافت. دروغ پشت دروغ، تصویرسازیهای کذایی، به خط کردن سلبریتیهای داخلی و خارجی، به میدان آوردن مقامات خارجی با لابی و التماس، خشونت خیابانی و توحش عریان برای ترساندن مردم، انکار وجود مردمی که حامی نظام هستند، تئوریزه کردن خشونت، شکنجهگری، خرابکاریهای کوچک و بزرگ، آموزش بستن معابر و آسیب به اموال عمومی، همه و همه بخشی از اتفاقاتی بود که رقم خورد.
اما این موارد ظاهر و پوسته رویی ماجرا بود؛ در بطن جریان سیاسی و رسانهای مذکور اتفاقات دیگری رقم میخورد.
چندپاره کردن جامعه، حس تنفر نسبت به دیگری، ایجاد غمهای جمعی و گرفتن حق شادی کردن از مردم، تئوریزه کردن تجزیه کشور و به رسمیت شناختن حق جداییطلبی نشان میداد ماجرا براندازی نظام و تغییر حکومت نیست، بلکه برای ایران و جامعه ایرانی برنامه دارند. حمایت از تیم ملی فوتبال، مهمانی رفتن، پرداختن به کسب و کار، جشن یلدا، اصرار بر تمامیت ارضی گناه شمرده شدند و با همین دلایل، ملت ایران را متهم میکردند. این میانه، کارزار تحریم و جنگ اقتصادی هم به راه بود و مردم را بیشتر تحت فشار قرار میداد. قرار بود مردم همه ناراضی شوند و لشکر سایبری براندازان چنان حمله مجازی انجام میداد که هر کس همراه براندازان نمیشد، فقط باید ناسزا میشنید و تحقیر میشد.
حضوری از جنس استقامت
مردم، اما مقابل این جریان ایستادند. این ایستادگی ابتدا از راه همراه نشدن با براندازان بود. مردم به حرفهای آنان دل ندادند و آنها را باور نکردند. بعدتر، اما در مناسبهای مختلف به میدان هم آمدند. اوج این حضور، راهپیمایی ۲۲ بهمن بود که جمعیت بیشتر از سالهای قبل آمد، با آنکه این جمعیت علاوه بر شرایط سخت اقتصادی، زیر رگبار جنگ رسانهای و عملیاتهای روانی هم قرار داشت و شاید هر ملت دیگری بود، از مسیر منحرف میشد. اما ملت ایران ایستاد و حرف خودش را پیش برد.
جملات رهبر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در ۲۶ بهمن ماه سال جاری را ببینیم: «امسال این شنبهای که گذشت ــ شنبه بیستودوّم بهمن ــ یک شنبه تاریخی، یک بیستودوّم بهمن تاریخی بود؛ در سرتاسر کشور مردم به معنای واقعی کلمه حماسه آفریدند. این همه تبلیغات مخالف، این مشکلاتی که مردم آن را با همه وجودشان، با جسم و جانشان حس میکنند، تحریکات دشمنان، هوای سرد، در بعضی نقاط کشور هوای زیر صفر، همه اینها تحت تأثیر گرمای ایمان و بصیرت مردم ایران نادیده گرفته شد؛ مردم با این عظمت آمدند. این آمدنِ مردم حقایق زیادی را بیان کرد...»
و بعد، در ادامه، این آمدن مردم را از جنس استقامت توصیف میکنند: «این آمدن به معنای استقامت ورزیدن بود، به معنای لج کردن با دشمن بود. سعی دشمن این است که راه را فراموش کنیم، راه را نبینیم؛ سعیاش این است. در داخل هم کسانی همینها را ترویج میکنند؛ هستند دیگر... یکی از اهداف مهم این اغتشاشات پاییز در تهران و بعضی جاهای دیگر، این بود که همین بیستودوم بهمن را از یاد مردم ببرند، مردم حضور میلیونی خودشان را در سالروز پیروزی انقلاب نشان ندهند، فراموش کنند. در داخل هم کسانی با تحلیلهای غلط، با استدلالهای سست، همین را در روزنامهها، در فضای مجازی، در اظهارات، در گفتهها، تکرار کردند و گفتند برای اینکه مردم را منصرف کنند. اما مردم چه کار کردند؟ مردم استقامت ورزیدند آمدند، برخلاف آنها عمل کردند. پس این «آمدن» استقامت بود و این استقامت برکت دارد.»
و مهم آنکه این آمدن را صرفاً شعار و شور نمیدانند و تأکید دارند که مردم با تحلیل، به میدان آمدند: «از یک انقلابیای که تحصیلکرده هم نیست، اما تحلیل دارد، میپرسند "چرا آمدی در این راهپیمایی شرکت کردی"، میگوید "چون فهمیدم امریکا نمیخواهد بیایم، آمدم". ببینید، با تحلیل [آمده]؛ این تحلیل است. میداند که دشمن از آمدنِ او خائف و بیمناک است... [مردم]با تحلیل آمدند. آمدند تا روحیه ایرانِ امروز را نشان بدهند؛ انگیزه ایرانِ امروز را نشان بدهند.»
نقشه دقیق، محاسبه اشتباه
برای براندازی، با نقشه دقیق پیش آمدند، اما محاسبات غلط داشتند. مردم ایران را نمیشناسند و با چند هزار نفر که اطرافشان است یا لایکشان میکند، همه این جمعیت ۸۵ میلیون نفری را قضاوت میکنند.
این همه نقشه و برنامهریزی در هر جای دنیا بود، شاید جواب میداد، اما برای ملتی که تصمیم گرفته مستقل باشد و با آزادگی عمل کند و لذت رهایی از یوغ استکبار را چشیده، جواب نمیدهد.
رهبر انقلاب، ۲۲ دی ماه سال جاری در دیدار با مداحان میفرمایند: «در این قضایای اخیر، نقشه دشمن نقشه جامعی بود... یعنی همه عوامل مسلطی را که یک قدرت میتواند برای اخلال و تخریب در یک کشوری به کار ببرد به کار انداخت، همه این عوامل را ردیف کرد... بنده به عنوان یک آدمی که این مسائل را نگاه میکنم و زیر نظر دارم و میفهمم، در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم! چرا موفق نشد؟ چون یک پایه دیگر، یعنی محاسبهاش، غلط بود...
خیال میکرد ملت ایران به خاطر مشکلات اقتصادی ــ که وجود دارد ــ با نقشه براندازی و تجزیهطلبی دشمن همراهی خواهد کرد؛ این یک محاسبه است که غلط بود. خیال میکرد با فحش و بددهنی و اهانتهای گوناگون میتواند مسئولین کشور را از میدان خارج کند، منفعل کند... محاسبه غلطی بود. خیال کردند با وسوسهها و هیاهوها میتوانند مسئولان سطح بالای کشور را دچار اختلاف نظر کنند... [امّا]محاسبه غلطی بود. خیال میکردند میتوانند با دلارهای نفتی فلان کشور مزدور امریکا اراده جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار بدهند. اشتباه کردند... خیال میکردند با اینکه چند عنصر خودفروخته را تشویق کنند که بروند پناهنده بشوند به این کشور یا به آن کشور و علیه کشور خودشان لجنپراکنی کنند، این موجب میشود جوانهای ما ناامید بشوند؛ اشتباه کردند؛ رفتند پناهنده شدند، لجنپراکنی هم کردند، کسی به آنها اعتنایی نکرد. این محاسباتِ دشمن بود، محاسباتِ غلطی بود...»
سال ۱۴۰۱ سال سختی بود؛ سالی که میتواند سال دفاع مقدس مردم مقابل یک جنگ ترکیبی و پر قدرت نام بگیرد. مردم اگر مقاومت نمیکردند، اگر کنار نظام نمیایستادند و اگر در میدان حضور نداشتند، معلوم نبود آینده این نبرد همهجانبه چگونه رقم میخورد. امروز، اما در پایان سالی هستیم که با شعار کف خیابانی «امسال سال خونه...» میخواستند سال پایانی جمهوری اسلامی و البته با آن همه نشانههای روشن تجزیهطلبی، سال پایانی ایران باشد؛ در پایان سال هستیم و جمهوری اسلامی پابرجاست و ایران پابرجاست و این ملت پابرجا هستند. هم از این روست که سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، به درستی با قدردانی از ایستادگی مثالزدنی ملت ایران در مقابل دشمنان میگوید: «سالی که گذشت سال ایستادگی مردم ایران در مقابل دشمنان بود و حضور مردم در صحنه دشمن را مأیوس کرد.»