روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشتماه امسال به مأموران پلیس تهران خبر رسید دو مرد جوان در حادثه آتشسوزی در یکی از خیابانهای جنوب تهران به شدت مصدوم و به بیمارستان منتقل شدهاند.
وقتی مأموران به بیمارستان رسیدند با پیکر مرد ۴۰ سالهای به نام کامران و مرد دیگری روبهرو شدند که دچار سوختگی شده بودند. بررسیها حکایت از آن داشت حادثه داخل چادری در پاتوق معتادان رخ داده است و در جریان آن مرد ۴۰ ساله به شدت دچار سوختگی و در قسمت مراقبتهای ویژه بستری شده، اما دوستش جراحات کمی برداشته است.
آتشسوزی عمدی
در حالی که بررسیهای فنی نشان میداد آتشسوزی عمدی بوده، ۲۷ اردیبهشتماه تیم پزشکی اعلام کرد کامران بر اثر شدت سوختگی فوت کرده است. با اعلام خبر مرگ مرد جوان در حادثه آتشین، پرونده وارد مرحله تازهای شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران تحقیقات خود را آغاز کردند.
در نخستین گام اولیای دم از مردی به نام اردشیر به اتهام قتل شکایت کردند. خواهر مقتول در تحقیقات پلیسی صوت ضبط شدهای از برادرش در اختیار مأموران پلیس قرار داد که مقتول قبل از مرگش، قاتلش را معرفی کرده بود. مقتول به خواهرش گفته بود یکی از دوستانش به نام اردشیر به خاطر اختلاف مالی او را با بنزین آتش زده است.
از سوی دیگر مردی که در جریان حادثه آتشین همراه کامران دچار سوختگی سطحی شده بوده به مأمورن گفت که روز حادثه اردشیر روی چادر آنها بنزین ریخته و آنها را به آتش کشیده است.
بازداشت
بدین ترتیب کارآگاهان جنایی اردشیر را به عنوان مظنون حادثه تحت تعقیب قرار دادند، اما دریافتند وی پس از حادثه به مکان نامعلومی گریخته است.
تحقیقات برای دستگیری قاتل ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل به مأموران پلیس خبر رسید متهم برای مصرف مواد به پاتوق معتادان در محله پامنار حوالی بازار رفته است. سپس مأموران راهی پاتوق معتادان شدند و متهم را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. وی در بازجوییها به جرم خود اقرار کرد و در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتگو با قاتل
اردشیر مقتول را میشناختی؟
بله، چند ماه قبل از حادثه در پاتوق معتادان با او دوست شده بودم.
چرا او را به قتل رساندی؟
من قصد قتل نداشتم و میخواستم او را بترسانم و پولم را پس بگیرم.
چقدر از او طلب داشتی؟
۷۰۰ هزار تومان از او میخواستم. البته او از من سرقت کرده بود. مدتی قبل از حادثه داخل چادر در پاتوق معتادان با هم خواب بودیم و وقتی صبح بیدار شدم، دیدم ۷۰۰ هزار تومان پول داخل جیبم نیست. همان موقع فهمیدم او نیمه شب از داخل جیبم پولهایم را سرقت کرده است، اما قبول نمیکرد و میگفت پولهای مرا برنداشته، در صورتی که آن شب او تنها کسی بود که با من داخل چادر خوابیده بود.
درباره روز حادثه توضیح بده؟
من چند باری از کامران خواسته بودم پولم را پس بدهد، اما قبول نمیکرد، به همین دلیل هم یکی، دو بار با هم درگیر شده بودیم. روز حادثه مقداری بنزین خریدم و به پاتوقمان رفتم و میخواستم او را بترسانم. از کامران خواستم پولم را بدهد، اما باز هم سرقت را انکار کرد که برای ترساندش بنزین داخل ظرف را روی چادر ریختم. آنها داخل چادر پیکنیک روشن کرده بودند و مواد میکشیدند که ناگهان چادر آتش گرفت و من هم از آنجا فرار کردم.
در این مدت عذابوجدان نداشتی؟
من فکر نمیکردم فوت کرده باشد. احتمال دادم کمی دچار سوختگی شده و پس از مدتی هم خوب میشود تا اینکه چند روز قبل برای خرید مواد دوباره به پاتوق رفتم و دستگیر شدم، آنجا بود که تازه فهمیدم کامران فوت کرده است. من از زمانی که معتاد شدم زندگیام سیاه شد و اگر معتاد نبودم الان به عنوان قاتل دستگیر نشده بودم.
چند سال است که معتادی؟
من خیاط بودم و ۱۵ سال قبل برای کار به تهران آمدم و از همان زمان به خاطر ارتباط با دوستان ناباب معتاد به تریاک، هروئین و شیشه شدم. برای هزینه زندگی و اعتیادم ضایعات جمع میکردم و آن پول هم برایم خیلی زیاد بود.