سارق سابقهداری که با گذاشتن وثیقه از زندان به مرخصی آمده بود تا اموال شاکیانش را بازگرداند با پابند الکترونیکی هم دست به گوشیقاپی زد. اوایل زمستان مأموران پلیس تهران در جریان سرقتهای سریالی مرد موتورسواری قرار گرفتند که گوشی تلفن همراه شهروندان را سرقت میکرد. یکی از شاکیان گفت: «داخل خیابان در حال رفتن به طرف خودرویم بودم که تلفن همراهم زنگ خورد، تلفن همراهم را از جیبم بیرون آوردم و به تماس پاسخ دادم و همان لحظه ناگهان موتورسیکلتی با سرعت زیاد از کنارم عبور کرد و در یک چشم بههم زدن گوشیام را از دستم قاپید و فرار کرد.» با شکایت مرد جوان، پرونده به دستور قاضی محمد ولدیبیرانوند، بازپرس شعبه هفتم ناحیه ۳۴ برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در جریان تحقیقات با شکایتهای مشابه و متعددی روبهرو شدند که حکایت از آن داشت سارق موتورسوار خیلی حرفهای گوشی تلفن همراه شهروندان را در یکی از مناطق جنوبی تهران سرقت میکند.
آخرین سرقت
درحالیکه هر روز بر تعداد شاکیان افزوده میشد، مأموران تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری موبایلقاپ ادامه دادند تا اینکه چند روز قبل مأموران پلیس هنگام گشتزنی در یکی از خیابانهای جنوبی تهران متوجه فریاد کمکخواهی زن جوانی شدند که میگفت «دزد را بگیرید». مأموران مشاهده کردند مرد موتورسواری گوشی زن جوان را قاپیده و در حال فرار است. بدین ترتیب تعقیب و گریز مأموران و مرد سارق آغاز شد و در نهایت سارق پس از طی مسافت کوتاهی کنترل موتورسیکلتش از دستش خارج شد و داخل کانال آبی سقوط کرد.
مأموران پلیس پس از دستگیری متهم دو گوشی سرقتی از وی کشف و سارق را به اداره پلیس منتقل کردند. مأموران همچنین در بازرسی بدنی از سارق با پابند الکترونیکی روی پای راست وی روبهرو شدند که حکایت از آن داشت وی از سارقان سابقهدار است و در مرخصی از زندان با پابند الکترونیکی دست به سرقتهای سریالی میزده است. بررسیها نشان داد متهم همان سارق موتورسواری است که از اوایل زمستان امسال سرقتهای سریالی خود را در محلههای جنوبی تهران آغاز کرده است.
۷ سرقت در یک روز
سارق سابقهدار صبح دیروز در دادسرا به سرقتهای سریالی اعتراف کرد و گفت: «از دوران نوجوانی وارد جرگه خلافکاران و از مدرسه اخراج شدم. مدتی در مغازهها شاگردی کردم، اما بهخاطر اینکه آدم شری بودم خیلی دوام نمیآوردم و زود اخراج میشدم، به همین دلیل با تشویق دوستانم شروع به سرقت کردم. یکی، دو بار دستگیر شدم و به خاطر سن کمی که داشتم راهی کانون اصلاحات شدم.
پس از دستگیری، پدر و مادرم از شاکیان رضایت میگرفتند و من هم بعد از مدتی آزاد میشدم. آخرین بار دو سال قبل دستگیر شدم و دوباره به کانون رفتم. اینبار قاضی مرا محکوم به حبس کرد و قرار شد ۱۰۰ میلیون تومان ردمال هم انجام دهم. از تعدادی از شاکیان رضایت گرفتم و ردمال کردم، اما تعداد دیگری مانده بودند که با گذاشتن وثیقه آزاد شدم تا بیرون کار و ردمال کنم. من پابند الکترونیکی داشتم و فقط مجاز بودم در یک محدوده خاص رفت و آمد کنم، به همین دلیل هم تصمیم گرفتم در همان محدوده دوباره سرقتهای خودم را شروع کنم. آخرین روز گوشی هفت شهروند را قاپیدم، اما دستگیر شدم. وقتی در کانال افتادم پنج گوشی سرقتی را آب با خودش برد و دو گوشی را هم مأموران کشف کردند.»
تحقیقات از متهم ادامه دارد.