دستیار کارلوس کیروش میگوید: «صحبتها از همان جام جهانی شروع شد و من برای دیدن مکان و امکانات به آنجا رفتم. ما مذاکرات را ادامه دادیم و بعد از اینکه آنها با شرایط من موافقت کردند، قرارداد را امضا کردم.»
این حرفها یعنی اینکه در تمام روزها و ساعات پرالتهابی که ما توقع داشتیم مرد پرتغالی تیم ملی را حفظ کند و جلوی حواشی وحشتناک آن روزها را بگیرد و بازیکنان را جمع و جور کند، او به فکر رقم قراردادش با قطر بوده است! اصلاً کارلوس کیروش را آوردیم که بتواند حواشی را جمع کند، ولی گویا ذهن او درگیر جای دیگری بوده که حالا دو ماه بعد از پایان جام جهانی دستیارش اینگونه از آن پرده برمیدارد.
بازی خوردیم، بد هم بازی خوردیم، چون یادمان رفت که باید مراقب باشیم و حواسمان باشد که کیروش ۱۴۰۱ با کیروشی که چند سال قبل از ایران رفته بود، تفاوت دارد. یادمان رفت که باید رصدش کنیم و همانگونه که از او توقع داریم، حواشی را جمع کند، باید یکی را هم بگذاریم که حواشی او را جمع کند. حالا کار از کار گذشته است، ما در جام جهانی بیشتر از آنکه در زمین بازی ببازیم، به حواشی باختیم و حذف شدیم و حالا روشن شده است که یکی از این حواشی جایی بوده که حتی تصورش را هم نداشتیم.
کیروش را جای اسکوچیچ آوردیم؛ همان مردی که ما را در اوج ناامیدی به بهترین شکل ممکن راهی جام جهانی کرد؛ همان مردی که هنوز هم بر این باوریم که قطع همکاری با او یک ناجوانمردی تمام بود. کیروش را جایگزین او کردیم و حالا مشخص شده است مرد پرتغالی چگونه پاسخ ناجوانمردی ما را در قبال اسکوچیچ داد. او جسمش در ایران بود، ذهنش در قطر، روی نیمکت ما بود، اما رؤیای نیمکت میزبان جام جهانی را داشت و حتماً وقتی انگلستان دروازه ما را به توپ بسته بود، او داشت برای آینده تیم ملی قطر برنامه میریخت.
حالا این روزها باز هم موضوع انتخاب سرمربی تیم ملی داغ شده، گزینههای زیادی هم روی میز است، کار جایی سخت میشود که باید کسی را انتخاب کنی که تمام فکر و ذکرش تیم ملی ایران باشد نه جای دیگری، این روزها نامهایی مطرح میشوند که همین حالا هم برخی از آنها تلاش میکنند خودشان را به تیمهای دیگری برسانند و فدراسیون فوتبال در ادامه همان مسیر اشتباه مشغول بها دادن به آنها برای سپردن هدایت تیم ملی به دست آنهاست.
حرفهای «دی سا» آینه تمامنمای اعتماد بیش از حد به کسی است که تصور میکردیم فکر و ذکرش با ماست، اما نبود. کیروش با ما بد تا کرد آن هم در روزهایی که باید هوش و حواسش را به ایران و تیم ملی میداد؛ روزهایی که بسیار حساستر و سختتر از تمام آن هشت سالی بود که او سرمربی ایران بود؛ روزهای سختی که ذهن کیروش پر از قطر بود، ما تصور میکردیم برای فوتبال ایران میجنگد.