پسرجوانی که سه سال قبل در درگیری، یکی از بچههای محلشان را به قتل رساندهبود، با پرداخت دیه از طناب دار نجات یافت. ساعت ۲۳:۱۲ نیمه شب نهم خردادماه سال ۹۸ به مأموران پلیس تهران خبر رسید چند پسر جوان در پارک کودک حوالی یکی از خیابانهای جنوب غربی تهران درگیری خونینی را رقم زدهاند.
با اعلام این خبر به سرعت تیمی از مأموران کلانتری ۱۷۹ خلیج فارس راهی محل و در گوشهای از پارک با پیکر خونین و نیمه جان پسر ۳۵ سالهای به نام بهرام روبهرو شدند که با ضربه چاقویی به شدت زخمی شدهبود.
بدین ترتیب مأموران پلیس پیکر زخمی بهرام را برای درمان به بیمارستان منتقل کردند که ساعتی بعد تیم پزشکی اعلام کرد تلاش برای نجات جان پسر جوان نتیجه نداده و وی بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ رفتهاست.
با اعلام خبر قتل بهرام، پرونده وارد مرحله تازهای شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات خود را به دستور بازپرس جنایی درباره این حادثه آغاز کردند.
شناسایی قاتل
نخستین بررسیها نشان داد مقتول شب حادثه همراه یکی از دوستانش برای تفریح به پارک میرود که در درگیری با پسر جوان دیگری زخمی میشود و در نهایت هم در بیمارستان فوت میکند.
بنابراین تیم جنایی برای شناسایی قاتل از شاهد حادثه تحقیق کردند.
وی گفت: «شب حادثه با بهرام داخل خیابان بودیم و بعد هم تصمیم گرفتیم برای هواخوری به پارک محل برویم. داخل پارک روی نیمکتی نشستهبودیم که یکی از بچههای محل به نام بهنام با موتورسیکلتش وارد پارک شد. بهنام از مدتی قبل با دوست من اختلاف پیدا کردهبود و چند باری هم با هم مشاجره لفظی کردهبودند. میخواستیم از پارک خارج شویم که بهنام به سراغ ما آمد و با بهرام شروع به مشاجره لفظی کرد. سعی کردم مانع درگیری آنها شوم، اما او ناگهان چاقویی از جیبش بیرون آورد و ضربهای به بهرام زد. دوستم خونین روی زمین افتاد و من هم شوکه شده بودم و فقط با داد و فریاد درخواست کمک میکردم و قاتل هم با دیدن این صحنه به سرعت از پارک فرار کرد. بعد از این با اورژانس و پلیس تماس گرفتم و موضوع درگیری را خبر دادم.»
توهم شیشه
مأموران پلیس پس از شناسایی قاتل، جستوجو برای دستگیری وی را آغاز کردند و یک روز بعد هم موفق شدند وی را در مخفیگاهش بازداشت و به اداره پلیس منتقل کنند.
متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل بچهمحلشان اعتراف کرد و مدعی شد در توهم شیشه دست به قتل زدهاست.
وی در توضیح ماجرا گفت: «مقتول بچهمحل ما بود و از قبل او را میشناختم، اما ارتباط خوبی با او نداشتم. همیشه فکر میکردم او با خواهرم ارتباط تلفنی دارد و همین موضوع مرا آزار میداد. مدتی قبل که معتاد به شیشه شدم، فکر و خیالاتم بیشتر شد. به طوری که هر زمانی مواد مصرف میکردم، توهم به سراغم میآمد و دوباره به ارتباط خیالی مقتول و خواهرم فکر میکردم.»
وی ادامه داد: «فکرهای عجیب و غریب دست بردار نبودند تا اینکه شب حادثه شیشه کشیدم و به مغازهای در نزدیکی پارک رفتم تا سیگار بخرم. قبل از ورود به مغازه متوجه بهرام داخل پارک شدم و تصمیم گرفتم او را بترسانم تا ارتباطش را با خواهرم قطع کند. به همین خاطر وقتی وارد مغازه شدم به صورت مخفیانه چاقویی که کنار میز گذاشته شدهبود، برداشتم و داخل جیبم گذاشتم. از مغازه بیرون آمدم و به سراغ بهرام رفتم و با او درگیر شدم. من قصد قتل نداشتم و میخواستم او را بترسانم که باچاقو ضربهای به او زدم و فرار کردم.»
حکم قصاص
متهم پس از تکمیل تحقیقات راهی زندان شد تا اینکه مدتی بعد در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. اولیایدم برای وی درخواست قصاص دادند و هیئت قضایی هم بهمن را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کرد. رأی دادگاه پس ازتأیید در شعبه ۵۱ دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.
بخشش
پرونده برای سیر مراحل قانونی روی میز قاضی امین کرمانینژاد، دادیار شعبه چهارم اجرای احکام قرار گرفت و از آن روز به بعد تیم صلح و سازش دادسرا به سرپرستی قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرای امور جنایی تلاش برای نجات مرد اعدامی را آغاز کردند. متهم سه ماه قبل پای چوبه دار رفت و در حالی که طناب دار به گردنش آویخته شدهبود با تلاش تیم و صلح وسازش موفق به گرفتن مهلت از اولیایدم شد. پس از این، تیم صلح و سازش جلسات متعددی را برای جلب رضایت برگزار کردند و در نهایت چند روز قبل اولیایدم اعلام کردند به شرط پرداخت دیه قاتل را میبخشند. بنابراین قاتل با اقدام خداپسندانه اولیایدم به زندگی دوباره بازگشت.