بورسیه شدن توسط IOC میتوانست تنها امید ورزشکاران برای فرار از فشارهای مالی باشد. با توجه به مشکلات مالی فراوان و کمبود بودجهای که بهانه و دستاویز همیشگی فدراسیونهای ورزشی است، پرداخت ماهانه از سوی کمیته بینالمللی میتواند کمک قابل توجهی باشد، اما نه وقتی که هزینه پرداختشده توسط کمیته بینالمللی المپیک به جیب ورزشکار نمیرود.
در اصل هدف IOC نیز همین است؛ اینکه با پرداخت ماهانه به برخی ورزشکاران، شرایط را برای حضور آنها در رقابتهای المپیک مهیا کند. کمیته بینالمللی المپیک چند سال پیش تصمیم گرفت با هدف حمایت از ورزشکاران رشتههای المپیکی که بنا بر تشخیص کمیته ملی المپیک کشور خود پتانسیل و توانایی حضور در المپیک را دارند، اما امکان حمایت کامل از آنها برای تمرین، حضور موفق و کسب مدال در بازیها از سوی فدراسیون مربوط ضعیف است، آنها را بورسیه کند.
در همین راستا سال گذشته ۱۵ ورزشکار ایران با تأیید کمیته ملی المپیک برای حضور در المپیک پاریس توسط IOC بورسیه شدند تا ماهانه ۵۰۰ دلار برای آمادهسازی جهت حضور در المپیک ۲۰۲۴ پاریس دستشان را بگیرد؛ هزینه ماهانهای که باید در چارچوب تعیینشدهای، چون تأمین کمکهزینه تمرین، اردوی برونمرزی، جذب مربی اختصاصی، تجهیزات تخصصی و کمکهزینه درمان به ورزشکاران پرداخت شود، اما نمیشود و همین مسئله صدای ورزشکاران را درآورده است! چراکه نه فقط تمام این کمکهزینه به دست ورزشکاران نمیرسد و مقداری از آن به جیب فدراسیونها میرود که کمیته ملی المپیک کمکهزینه IOC را بر اساس دلار ۲۸ هزارو ۵۰۰ تومانی با ورزشکاران حساب میکند، حال آنکه با توجه به افزایش قابل توجه ارز، هزینههای ورزشکاران المپیکی چندین برابر شده و این روند آمادهسازی ورزشکاران را برای کسب سهمیه المپیک و حضور در پاریس به چالش میکشد.
بهانه، اما مثل همیشه داستان تحریمهاست و دبیر کمیته ملی المپیک نیز در توجیه نحوه پرداختیها، همین مورد را دستاویز قرار میدهد: «چون تحریم هستیم این پول به صورت نقد به دست ما نمیرسد و منابعی که به این صورت وارد حساب کمیته ملی المپیک IOC میشود، در قالب هزینه بلیت یا حق عضویت فدراسیونها پرداخت میشود و ما هزینه بورسیهها را از حساب جاری کمیته ملی المپیک پرداخت میکنیم.»، اما آنچه مناف هاشمی میگوید، توجیه پرداخت نیمی از کمکهزینه ورزشکاران بورسیه به فدراسیونها و همچنین محاسبه این مبلغ با دلار ۲۸ هزارو ۵۰۰ تومانی نمیشود.
این نخستین بار نیست که ورزشکاران از مشکلات مالی و بیتوجهی مسئولان ناله میکنند. این بار، اما گلایهها از نادیده گرفتن حقی است که IOC برای ورزشکاران در نظر گرفته است؛ کمکهزینهای که کمیته بینالمللی المپیک برای آمادهسازی ورزشکاران المپیکی پرداخت میکند، اما آنقدر از سر و ته آن زده میشود که چیزی دست ورزشکاران را نمیگیرد، به طوری که عجیب نیست اگر دیگر ورزشکاری حاضر به بورسیهشدن نباشد.
بهانه کمیته ملی المپیک و فدراسیونها در خصوص عدمرسیدگی به ورزشکاران و اهمال در آمادهسازی آنها همواره کمبود بودجه است، اما این بار بودجه آمادهسازی ورزشکاران را ارگانی دیگر (IOC) تقبل کرده است؛ هزینهای که باید در راستای آمادهسازی ورزشکاران صرف شود، اما اگر میشد، شاهد اعتراض ورزشکاران بورسیهشده نبودیم.
هرچند در این بین صدای برخی فدراسیونها نیز درآمده، اما کمیته ملی المپیک در این خصوص هم درنمیماند و مدعی است فدراسیونها اگر خیلی دلسوز هستند، از سهمیه خود چشمپوشی کنند، اما مگر فدراسیونها هم سهمیهای از کمکهزینه ارسالی IOC برای ورزشکاران دارند که دبیر کمیته ملی المپیک در پاسخ به اعتراض آنها دست به گروکشی میزند: «فدراسیونهایی که در این مورد که چرا بورسیهها با ارز نیمایی ۲۸هزارو۵۰۰هزار تومانی پرداخت شده است گلایه دارند، اگر واقعاً دلسوز هستند، مابهالتفاوت پولی را که از حساب کمیته ملی المپیک در IOC گرفتهاند به ورزشکاران بپردازند.»
آنچه مناف هاشمی در دفاع از روند پرداخت کمکهزینه ورزشکاران بورسیه توسط IOC بر زبان میآورد، بیشک توجیهی بیش نیست؛ توجیهی غیرمنطقی که نتیجه آن بدون شک وا ماندن ورزشکاران در مسیر آمادهسازی برای حضور در المپیک پاریس است، آن هم در شرایطی که تصور میشود با کمکهزینه کمیته بینالمللی المپیک دیگر مشکلی بابت مسائل مالی ورزشکاران را تحت فشار قرار ندهد! اما نه وقتی این پول به جیب هر کسی میرود جز ورزشکاری که در مسیر کسب سهمیه المپیک و حضوری پرقدرت در این رقابتها تلاش میکند.