انقلاب اسلامی ذیل جهان بینی الهی، هویتی نوین از زن مسلمان معرفی کرد که در چارچوب گفتمان امام و رهبری نه ابزار جنسی مردان آنگونه که در غرب دیده میشود و نه شخصیت منفعل زن شرقی را داراست، بلکه طی کنش انقلاب اسلامی شاهد تجسم الگوی زن نه شرقی و نه غربی با مفهوم الگوی سوم هستیم.
در این قالب زن تراز انقلاب اسلامی در متن و مرکز تمدنسازی قرار دارد که بر خلاف مکاتب فمینیستی انسانیت او بر جنسیتش، ارجح بوده و نقش آفرین در خانواده و اثرگذار در اجتماع است.
در این ساحت، نقش مؤثر اولیه چنین الگویی در خانوادهگرایی ملزم به پاکدامنی، آموزش مهارتهای زندگی و تحکیم روابط با همسر تعریف میشود و پیش زمینه مصلح اجتماعی بودن یک زن نیز رعایت قواعد شرعی و هنجارهای اخلاقی تبیین شده است.
پس آنچه اسلام در ارائه یک الگوی ناب از بانوی مسلمان تأکید دارد، حول محور شخصیت معنوی و همچنین نوع حضور اجتماعی است که باید از قرارگیری به عنوان ابزار جنسی یا وسیله التذاذ مردان هوسران که زمینه ابتذال و انحطاط یک زن را سبب میشوند جلوگیری نماید.
با توجه به این دو شاخصه میتوان معیارهای الگوی سوم مد نظر اسلام را فراتر از الگوهای مرجع تک بعدی کنونی ترسیم نمود. چنانچه الگوهای اجتماعی یا گروههای مرجع نوعاً در جهت خاصی الگو هستند؛ دانشمند موفق، پزشک موفق یا پرستار نمونه، ورزشکار موفق، کارآفرین موفق و قس علی هذا. آنان مانند کسانی هستند که عضوی رشد یافته و به کمال رسیده دارند ولی اعضای دیگرشان ناقص مانده است. البته الگوهای یکم و دوم میتوانند به طور نسبی الگو باشند. ممکن است فردی خانواده گریز باشد ولی بتواند در ابعاد شخصی رشد یابد. مثل اینکه به مراتب بالای علم و دانش دست یابد. همچنین ممکن است زنی، خانه نشین باشد و در عین حال بتواند در زهد و تقوی فردی سرآمد دیگران گردد. به نظر ما الگوی سوم نسبت به الگوی دیگر جامعیت دارد، زیرا مطابق آن زن میتواند به لحاظ فردی و در ساحت خانواده و جامعه رشد کند. هم همسر و مادر نمونه باشد و هم از طریق حضور در مجامع علمی دانشمندی بزرگ، مدیری موفق یا معلمی، ممتاز باشد. (۱)
در کنار این مبانی نظری در تبیین الگوی سوم زن باید به عرصه واقعیت و میزان ظرفیتهای بالقوه و بالفعل بانوان اشاره کرد. با نگاهی به تاریخچه تأثیرگذاری زنان در این سرزمین میتوان علاوه بر نقش متعالی خانواده گرایی به خیزش اجتماعی مثبت اشاره داشت.
شاید طلیعه این حضور مثبت را بتوان از مشارکت در قیام ضد استبدادی تنباکو علیه ناصرالدین شاه قلمداد کرد که حتی نقش تبعی آنها کنار مردان زمینه حضور اجتماعی زنان را در رویدادهای مهم دیگر هموار کرد. بعد از قیام تنباکو و مشروطیت، نقش مهم بانوان ایرانی در مادری سربازان انقلاب اسلامی در نهضت ۴۲ و سپس بازیگری مکمل در کنار مردان شجاع در انقلاب ۵۷ نشان میدهد زنان با عنایت به شخصیت معنوی والا توجه اسلام به کرامت انسانی و نقش تأثیرگذار اجتماعی در حرکتهای مؤثر در این کشور پیشران بودهاند؛ و شاید بتوان اذعان داشت در ورای شعارهای دروغین زن، زندگی، آزادی این روزها که دال اصلی آن حول نمادهای جنسی و نفی قواعد اخلاقی میچرخد، بانوان ما با حضور صحیح و طبق چارچوب و قوانین شرع تنها انقلاب زنانه را در سال ۵۷ رقم زدند!
و آنچه امروز، در میان سوء استفادهها از شخصیت والای زنان بدون توجه به هویت انسانی آنها در آشوبهای کنونی دیده میشود تنها یک تصویر کاریکاتوری و مبتذل از زنان ایرانی است که غرب با بهرهگیری از ظرفیت رسانهای در پی ساخت الگوهای مرجع از بانوان ایرانی حول معیارهای مبتذل و خلاف کرامت انسانی آنهاست و با این نمادسازیهای قبیح، الگوی زن انقلاب اسلامی را نیز به شخصیتی منزوی و گرفتار در آپارتاید جنسی یک نظام اسلامی تقلیل میدهند.
اما در کنار این حرکت مذبوحانه غرب، باید به ضعف و ناکارآمدی عناصر داخلی در ترسیم دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه زنان و عدم چهرهسازی از بانوان تأثیرگذار مسلمان انقلابی اشاره کرد. متأسفانه با وجود صدها الگوی سوم به فعلیت رسیده بانوان، اما هنوز در معرفی این نمونهها به عنوان الگوهای فکری و عملی دچار ضعف بودهایم! و رسانه و سرمایههای مادی در جهت برجستهسازی زنانی به کار گرفته شده که تحت عنوان سلبریتی، شخصیتی مخالف هویت انسانی بانوی انقلابی و نقش مصلح گر اجتماعی او داشتهاند.
به نظر میرسد با توجه به حوادث اخیر که علاوه بر نقش توطئه دشمن در سوء استفاده از ظرفیتهای بانوان ایرانی، باید به ضعف داخلی در عدم معرفی دستاوردهای انقلاب در حوزه زنان اشاره داشت. دشمن با بهرهگیری از این ضعف در پی اثبات نظام اسلامی به عنوان یک حکومت ضد زن و جایگاه فرودست زنان است.
بنابراین با توجه به این سرمایهگذاری و برنامه جریان معاند باید مسئولان، کنشگران زنان و تشکلهای مدنی بانوان با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود به معرفی زنانی که طبق شاخصههای الگوی سوم هستند با توجه به ظرفیتهای بالقوه سطوح مختلف بانوان (عدم نگاه تک بعدی) زمینه چهرهسازی و معرفی به عنوان الگوهای مرجع را ایجاد نمایند. چنانکه تجربهای که تحت عنوان کمپین چهرهسازی از بانوان انقلاب اسلامی طی یک ماه پیش را که با کمک تشکلهای مدنی زنانه راهاندازی کردیم توانستیم ضمن شناسایی بانوان تأثیرگذار و جوان انقلابی، اما گمنام زمینه معرفی آنها را به عنوان الگوهای فکری و عملی ایجاد نماییم که قطعاً حمایت از چنین اقداماتی میتواند در اثبات دستاوردهای مثبت انقلاب اسلامی، در خیزش تأثیرگذار زنان انقلابی در دو بعد خانهگرایی و حضور اجتماعی سالم مؤثر باشد و ضمن ایحاد اعتماد به نفس و جلوگیری از خود تحقیری زنان ایرانی، توطئه دشمن را نیز نقش بر آب کند.
۱. فرج الله، هدایت نیا؛ (۱۳۹۶). الگوی سوم (الگوی رفتاری زن در خانواده و جامعه). ناشر: لشگر فرشتگان.
مدرس دانشگاه، کنشگر حوزه زنان