مستندنگاری و خاطرهنویسی یکی از ژانرهای مهم ادبی است که در جایزه ادبی جلال آل احمد هم مورد توجه قرار دارد. مرحوم آل احمد از نویسندگانی بود که در طول حیات خود دست به مستندنگاریها و خاطرهنویسی زد و از جمله آثار مهم وی همین خاطرهنگاریهاست. گلعلی بابایی، نویسنده و مستندنگار تاریخ دفاع مقدس و داور پانزدهمین جایزه ادبی جلال، در گفتگو با «جوان» به اهمیت مستندنگاری و خاطرهنگاری پرداخته است.
شما سالهاست در بخش مستندنگاری فعالیت دارید، جایگاه این گونه ادبی را در جایزه جلال چگونه ارزیابی میکنید؟
خاطرهنگاری از جمله گونههایی است که در جایزه جلال مورد توجه قرار داشته و این توجه در کنار توجه به سایر گونهها میتواند مفید باشد. خودم در گونه خاطرهنگاری فعالیت داشتهام و دغدغه شخصی و اصلی من برای نگارش خاطرهنگاریهای دفاع این بوده است که بتوانم در تبیین جهادی که هشت سال از تاریخ کشور ما را به خود اختصاص داده، نقش داشته باشم.
این دغدغه شخصی از کجا شکل گرفته، چرا تلاش کردید در این خصوص نقش داشته باشید؟
برای آنکه بسیاری از آن صحنهها و مظلومیتها را با تمام پوست و گوشتم احساس کردهام. چرا نقش داشته باشم؟ برای آنکه اگر امروزِ روز به بهشت زهرا میروم، به خاطر کثرت مزارهای شهدایی که با آنها مأنوس بودم، نمیتوانم به همه آنها سر بزنم. چرا نقش داشته باشم؟ برای آنکه در جهاد تبیین وظیفه دارم ضمن انعکاس رشادتهای مردمان سرزمینم در آن دفاع هشت ساله، جنگ را درست بنویسم نه درشت!
مستندنگاری دفاع مقدس چه تأثیری در پی دارد؟ مردم نسبت به آن چه واکنشی دارند؟
ما با ثبت حقایق دفاع مقدس در قالب خاطرات و ... به تاریخنگار کمک میکنیم تا بتواند از این محتوا برای داشتن اطلاعات مورد نیاز برای نگارش تاریخ استفاده کند، تا آنجایی که میدانیم در دنیا و کشور ما بحث خاطرهنگاری، بیشتر البته قبل از جنگ و در روایت سیاسی و نظامی، محصور بوده است، ولی پس از انقلاب مخصوصاً دفاع مقدس خاطرهنگاری در بطن جامعه آمد و مردم همه اتفاقات و حوادثی را که شاهد بودند، گفتند و برخی نوشتند و ثبت کردند و دیدیم که جامعه نیز به این خاطرهها روی خوش نشان داد و کتابهای خاطره در جامعه برای خود جا باز کردند و مورد توجه قرار گرفتند.
یعنی علاقه مردم به خاطرهنگاریها باعث جریانسازی ادبی شده است؟
حداقل میتوان گفت خاطرهنویسی بیشتر از ژانرهای دیگر مورد توجه قرار گرفت و این موجب شد که به این موضوع پی ببریم که خاطرهنویسی و خاطرهنگاری از این به بعد برای اینکه ما بتوانیم پیشینه خود را به آیندگان انتقال دهیم لازم است. اینکه بتوانیم در جشنها و رقابتهای ادبی به خاطرهنگاریها اهمیت دهیم، نوعی اهمیت دادن به مخاطب پیگیر این گونه است.
جایزه جلال تا چه حد میتواند باعث شود خاطرهنگاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟
اگر رقابتهای فرهنگی ادبی ما بتوانند مخاطب را به سمت استفاده از رویشهای ادبی ببرند خیلی خوب است و اگر بتوانند رقابت را طوری شکل دهند که فعالان ادبی نیز حس کنند با نوعی ارزیابی حرفهای روبهرو هستند بسیار مفید خواهد بود.
میتوان به روزی فکر کرد که خاطرهنگاری و مستندنگاری بیش از رمان و داستان بلند طرفدار داشته باشد؟
چه رمانهای داستانی و چه خاطرهنگاری و چه آثار داستانی کوتاه مخاطب خود را دارند، ولی در بحث تکنیکی تفاوتهایی دارند. برای مثال در رماننویسی تمام حیطه کاری در فضای فکری خود نویسنده است،، اما در مستند نگاری اینگونه نیست.
شما سابقه طولانی در مستندنگاری دارید، این گونه چه ویژگی دارد که در دیگر گونهها نیست؟
مستندنگار برای کلمه به کلمه آنچه که مینویسد، باید دلیل و برهان و سند داشته باشد، باید تحقیق و پژوهش گسترده داشته باشد. باید به طیف گستردهای از افراد برای شناخت واقعیت مراجعه کند و هزار باید دیگر. از همین روست که نویسندگان ما اغلب ترجیح میدهند در قالبهای دیگر از قبیل داستان کار کنند و اتفاقاً ناشران نیز کمتر به سراغ انتشار مستندنگاری میروند، چرا که ریسک کار بالاست و ترجیح میدهند به سمت کتابهای پرمخاطب بروند، در صورتی که کم نیستند مخاطبانی که به دنبال درک عین واقعه و صورت مستند حوادث و وقایع مهم هستند.
مستندنگاری تاریخ دفاع مقدس تا چه حد مردم را به مطالعه این بخش از تاریخ معاصر مجاب کرده است؟
تجربه انتشار کتابهایی متکی بر مستندنگاری نشان داده که تدوین تاریخ و به خصوص تاریخ جنگ که خودم در این حیطه، تلاش کردهام خیلی خوب به دل مخاطب مینشیند و مردم آن را میپسندند. بهویژه جوانهایی که کنجکاوند و طالب دانستن هستند.
مستندنگاری دفاع مقدس از نظر فنی چه ویژگیهایی دارد؟
شاید ویژگی اصلی این نوع تاریخنگاریها، همان سبک و سیاق داستانی آنهاست. به عبارتی مخاطب وقتی کتب مستندنگاری را دستش میگیرد، با همان اولین تورق در مییابد که با یک کتاب جنگی – تاریخی زمخت و نچسب طرف نیست، بلکه به نوعی دارد یک ماجرایی را دنبال میکند که تمام جذابیتها و فراز و فرودهای یک داستان بلند را دارد. از اینرو مخاطبان این کتابها از تمامی اقشار جامعه هستند.
در مستندنگاری و خاطرهنگاری چه ظرافتی باعث میشود که یک اثر خواندنی شود؟ به عنوان داور جایزه جلال چه شاخصههایی را در این بخش مد نظر دارید؟
باید زبان مخاطب را دانست و سعی و کوشش کرد که به مخاطب نزدیک شد و در این بین هر جا لازم بود اطلاعات تازهتر را در اختیار مخاطب قرار داد تا مخاطب هم از منظر روایی با اثر ارتباط گیرد و هم چیزهای تازه را بیاموزد. در بحث رقابتهای ادبی بابد مخاطب را درنظر داشت و بعد از معلوم شدن برگزیدهها همچنان کاری کرد که مخاطب به سمت مطالعه آثار برگزیده بیاید. پس باید کیفیت ارزیابیها دقیق و همهجانبه و چندبعدی باشد تا مخاطب وقتی یک اثر برگزیده را مطالعه میکند واقعاً لذت ببرد و خودش حس کند که تمایزی وجود دارد میان این برگزیده با سایر آثار. هرچقدر در ارزیابیهای جوایز ادبی دقیقتر باشیم و به سمت بالا بردن محک کیفی آثار باشیم از آن طرف رابطه مخاطب با کتاب و کتابخوانی را بیشتر کرده ایم.