موضعگیری تاج و دیگر ارکان فدراسیون در خصوص مشکلات فوتبال ایران گاه بهگونهای پیش میرود که تصور میشود یا امروز وارد این عرصه شدهاند یا قصد به سخره گرفتن افکار عمومی را دارند! درحالیکه فوتبال ایران سالهاست به واسطه ندانمکاری ارکان فدراسیون و مماشات با مدیران ناکارآمد از حرفهای بودن دور افتاده و بابت همین مسئله با چالشهایی جدی دست به گریبان است، تاج به عنوان یکی از مقصران شرایط فعلی ترجیح میدهد پای خود را از این ماجرا بیرون بکشد و توپ را به زمین باشگاهها بیندازد: «فدراسیون به هیچ عنوان زیر بار صدور مجوز حرفهای برای باشگاههایی که فاقد صلاحیت حرفهای شدن باشند، نخواهد رفت.»
البته برخورد جدی کنفدراسیون فوتبال آسیا با کمیته صدور مجوز حرفهای باشگاههای ایران در موضعگیری جدید تاج بیتأثیر نیست. او خوب میداند که قانع کردن دوباره ایافسی کار چندان سادهای نیست و اینبار اوضاع میتواند به مراتب بدتر از تعلیق محدود باشگاهها باشد: «رفع تعلیق کمیته صدور مجوز حرفهای باشگاههای ایران از سوی ایافسی مسئولیت فدراسیون فوتبال برای صدور این مجوز را بیش از قبل کرده است. اگر در دوره گذشته باشگاهها با خطر محرومیت مواجه بودند از این پس در صورت مشاهده هر نوع تخلفی در این زمینه به غیر از باشگاهها، فدراسیون فوتبال نیز به مدت سه سال تعلیق خواهد شد و در صورت تعلیق، فدراسیون فوتبال دیگر هیچگونه فعالیت بینالمللی نخواهد داشت که این امر مشکلات بسیاری را در پی خواهد داشت.»
پرواضح است که اخطار جدی کنفدراسیون فوتبال آسیا باعث شده رئیس فدراسیون فوتبال اندکی محتاطتر از قبل عمل کند، اما تاج در حالی امروز مدعی قانونمداری است که در صحبتهایش بهطور ضمنی به سندسازی طی سالهای گذشته برای باشگاههای فوتبال ایران اشاره میکند: «فدراسیون به هیچ عنوان در زمینه سندسازی و اهمال برای تیمی که صلاحیت حضور در جام باشگاهها را ندارد، اقدامی نخواهد کرد. هر باشگاهی براساس استانداردهای پنجگانه صلاحیت حضور در جام باشگاهها را نداشته باشد، طبق قانون نباید مجوزی برای آن صادر شود. فدراسیون زیر بار صدور مجوز حرفهای برای باشگاههای فاقد صلاحیت نخواهد رفت. بر همین اساس هر تیمی شرایط دریافت مجوز را نداشته باشد، تیم دیگری که دارای آن شرایط باشد جایگزین خواهد شد.»
بیشک آنچه امروز فوتبال ایران بدان نیاز دارد، جدیت در اجرای صحیح قوانین است. قوانینی که میتواند فوتبال ایران را به سمت و سوی حرفهای شدن سوق دهد، اما این اتفاق باید سالها قبل رخ میداد. زمانی که آقایان با دوستیهای خالهخرسه و بهانههای واهی سعی در لاپوشانی بیکفایتی مدیران باشگاهها داشتند و شرایط را برای حضور آنها در لیگ قهرمانان آسیا مهیا میکردند. حضوری که نه فقط موفقیتی در پی نداشت که این حاشیه امنیت را برای مدیران ایجاد کرده بود که بدون رسیدن به استاندارهای لازم جهت کسب جواز حرفهای میتوانند حضور خود را در لیگ قهرمانان آسیا تضمین کنند. خیانتی که فوتبال ایران امروز تاوان آن را پس میدهد. فوتبالی که ۲۲ سال از اضافه شدن پسوند حرفهای به دنباله آن میگذرد، اما همچنان آماتور است و به دور از استاندارهای حرفهای!
با این وجود امروز هم که دست زور کنفدراسیون فوتبال آسیا آقایان را ناچار به اجرای قانون کرده، رئیس فدراسیون فوتبال، جای برداشتن باری از دوش فوتبال با بیرون کشیدن پای خود از ماجرا و انداختن توپ به زمین باشگاهها، قصد شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت را دارد، اما بدتر از بیتفاوتی تاج در خصوص وضعیت تیمهای باشگاهی ایران در مسیر کسب سهمیه، تحقیر آنها به واسطه مقایسه با تیمهای متمول سعودی است! هرچند به نظر میرسد این ترفند جدید رئیس فدراسیون برای گرفتن کاسه گدایی مقابل دولت و مجلس است، اما حتی با این نگاه اشتباه نیز او حقی برای تحقیر تیمهای ایرانی ندارد.
رئیس فدراسیون که تا به امروز هیچ گام مثبتی جهت حل مشکلات جدی فوتبال ایران چه در عرصه ملی و چه باشگاهی برنداشته، با لحنی تحقیرآمیز به مقایسه هزینهکرد باشگاههای ایرانی با باشگاههای ژاپن، قطر و عربستان میپردازد: «اگر همه از مجلس و دولت گرفته دست به دست هم بدهند، کشور ما باز نسبت به رقبای خود در منطقه عقب است. تیمی مانند النصر عربستان با بازیکنی به ارزش ۹ هزار میلیارد تومان قرارداد میبندد که این تیم قرار است با تیمی مانند نساجی یا پرسپولیس در آسیا بازی کند.»
بیشک نه پرسپولیس از لحاظ سبقه و عقبه چیزی از باشگاههای عربستانی کم دارد، نه نساجی مازندران! مشکل اصلی این دو باشگاه حضور مدیران بیکفایت در رأس مدیریتی آنهاست که این مورد نیز نیازی به مساعدت مالی دولت و مجلس ندارد و به انتخابهای بیمنطق و سرتاپا اشتباه مدیران این باشگاهها برمیگردد و مماشاتهای بیمورد ارکان فدراسیون با تخلفهای انجام شده و بس. النصر اگر بازیکنی به ارزش ۹ هزار میلیارد جذب میکند، دستش نه در جیب بیتالمال است، نه دولت و مجلس. برخلاف فوتبال ایران که دستش سالهاست تا آرنج در جیب مردم است، اما هر بار پای کار مدیران که میرسد، آقایان مرثیه بیپولی سر میدهند تا ایرادهای کار خود را لاپوشانی کنند!
تصور میشد تاج با درس گرفتن از گذشته قصد برداشتن گامی مثبت برای فوتبال ایران را دارد. این دقیقاً همان شعاری بود که در بازگشت دوباره سر داده بود، اما این تاج با تاج قبلی که فاجعه ویلموتس را رقم زد کوچکترین تفاوتی ندارد و امروز هم اگر مدعی عدم سازش با باشگاههای بدهکار جهت کسب مجوز حرفهای است، نه از سر خیرخواهی که از روی فشاری است که کنفدراسیون فوتبال آسیا وارد کرده و بس و این جای تأسف دارد که تصمیمگیری اغیار به مراتب بیشتر از خودیهایی است که جز شعار و دوستی خالهخرسه از آنها دیده نمیشود!