گروههای فشار در موسیقی و تئاتر در این چند ماه فعال بودند تا مبادا فکر کار کردن به سر کسی بزند، معلوم است که لیدرهایی که فشار میآوردند تا موسیقی و تئاتر تعطیل شود، مشکل مالی ندارند، اما بدنه این دو هنر در این چند ماه روزگار سختی را گذراندند. بازار کنسرتهای موسیقی در چند ماه اخیر با رکود و تعطیلی مواجه بود. موزیسینها را با تهدید وادار به تعطیل کردن کنسرتها کردهاند تا جایی که برخی از آنها به سازفروشی و مسافرکشی افتادهاند از سوی دیگر مشغول نفرتپراکنی در فضای مجازی بین مردم هستند تا دشمنان این کشور ساز تجزیه کردن ایران متحد را کوک کنند. اما هنر کشتنی و تعطیل شدنی نیست؛ حالا چه با ناسزاگویی در فجازی باشد چه با تهدید و اعترافهای ویدئویی زورکی! در جامعه اغلب مشاغل و مردم به جریان عادی زندگی و کسب و کارشان برگشتهاند. موزیسینها و هنرمندان و فعالان این عرصه هنری برای کم کردن بار سنگینی حوادث و اتفاقات ناخوشایند اخیر اعلام آمادگی میکردند، اما مزدوران سعودی اینترنشنال و همکارانشان در فضای مجازی که به روال هر روز بر سر کارشان در این شبکه تجزیهطلب و خشونتآفرین حاضر میشوند، هنرمندان را به طرق مختلف تحت فشار میگذارند تا از فعالیتهای هنریشان دست بکشند! این تحت فشار گذاشتن هرچند علنی و رسمی نیست، اما پردهنشینان کار را پیش بردند و دود ماجرا به چشم بدنه فعال در هنر موسیقی و تئاتر رفت.
سرکوفت هنرمندان به خاطر شادی نکردن فوتبالیستها!
محمد معتمدی از چهرهای شناخته شده و جوان حوزه موسیقی کشورمان با انتشار پستی در صفحه مجازیاش با تأیید چنین واقعیتی، چند سؤال منطقی و البته بی جواب را مطرح کرده است. این خواننده سرشناس کشورمان در این متن مینویسد: «نیم فصل لیگ فوتبال تمام شد. همه فوتبالشان و شغلشان را انجام دادند و میلیاردها پول رد و بدل شد. مثل پزشکان، رستورانداران، خلبانان، مغازه داران، مکانیکیها، شیرینیفروشها و...، ولی کسی بابت انجام شغلشان به آنها دشنام نمیدهد! انجام این مشاغل عادیسازی هم به حساب نمیآید، ولی نوازندگان موسیقی از زمان شروع کرونا بیکارند و این روزها به فروختن ساز و وسایل شخصی روی آوردهاند. میگویند فوتبالیستها در این ششماه خوشحالی بعد از گل انجام ندادند. من فدای هنرمندانی که سالهاست نه شادی پس از اجرا دارند و نه شادی قبل از آن...!»
اشاره این چهره موسیقایی کشورمان به گروههای فشار و تکفیریهای مدرن عوالم هنری است که برای جلوگیری از فعالیت هنرمندان از ابزارهایی مثل تهدید به کتک خوردن، حمله به افراد خانواده، اسیدپاشی و حتی قتل استفاده میکنند تا به زعم خودشان از عادیسازی جامعه و رویدادهایش جلوگیری کنند! این دیکتاتورها در حالی دست به چنین اقداماتی در فجازی و زیر پستها و صفحات مجازی هنرمندان میزنند که خودشان هر روز سر کارشان حاضرند و حتی در فراخوانهای اعتصابی که منتشر میکردند شرکت نمیکردند! مثل بسیاری از فروشگاههای معروفی که در فضای مجازی فراخوان اعتصاب و تعطیلی را داغ میکردند، اما ویدئوهای منتشر شده از مغازههایشان نشان میداد که در حال پول درآوردن و عادیسازی هستند؟! اینها همان کسانی هستند که یک روز مغازهدار معمولی را به خاطر رعایت اخلاق ایرانی اسلامی مجبور به اعتراف زورکی میکنند و روز دیگر کسی را که اثری موسیقایی به قهرمانان وطن تقدیم کرده وادار به اعلام برائت میکنند!
فعالان فرهنگی ضد هنر!
نکته تأسفآورتر این است که برخی خبرنگاران حوزه موسیقی هم جزو این دسته از تکفیریهای عالم هنر هستند. برخی از این افراد به خاطر اقتضای شغلیشان ارتباطات وسیعی با فعالان حوزه موسیقی دارند و با سوء استفاده از این مجال ضمن رصد اخبار کنسرتها و فعالیتهای هنری که قرار است انجام بشود، ضمن ارتباط با واسطه یا مستقیم اقدام به تهدید موزیسینها میکنند. شور شدن این آش تا جایی پیش رفته که برخی اخبار حکایت از بازداشت بعضی از این افراد عرصه هنر دارد.
هنرمندان حوزه موسیقی در حالی این روزها تحت فشار هستند که مافیای موسیقی هر گونه برپایی کنسرت و کسب درآمد هنرمندان و فعالان هنری را مساوی با شادی جامعه و تأیید حاکمیت ترجمه میکنند و در این مسیر آنقدر دگم و بی منطق هستند که حتی نوازندههای دورهگرد نیز از تفکر متحجرانه آنها در امان نماندهاند.
از سازفروشی تا حمله به نوازنده دورهگرد
دو مورد متفاوتی که برای نگارنده پیش آمد تأییدی بر این مدعاست. چند وقت پیش از تاکسی اینترنتی استفاده کردم، بعد از کلی صحبت کردن از مباحث مختلف با راننده متوجه شدم که او یک موزیسین است و به خاطر بیکاری مجبور به فعالیت در تاکسی اینترنتی شده است. او میگفت کسانی که مدام از اعتصاب و کار نکردن حرف میزنند از مخارج زندگی و کرایه منزل و هزینههای زن و فرزند ما خبر دارند؟! اصلاً این افراد چرا در مورد درآمد و شغل خودشان چیزی نمیگویند؟! چرا کارمندان شبکه سعودی که هر روز میروند سر کارشان و آخر ماه حقوقشان را میگیرند از ما میخواهند که کار نکنیم؟! بعد از کلی درد دل کردن موقع پیاده شدن صندوق عقب ماشین را باز کرد و سازش را به من نشان داد و میگفت چند روز است که میخواهم آن را بفروشم، ولی دلم نمیآید!
تجربه دوم مربوط به همین چند روز پیش است که یک نوازنده دورهگرد را دیدم وقتی با او هم کلام شدم از فشار مخارج زندگی و مشکلات اقتصادی حرف زد میگفت. برخی افراد داخل کوچه و خیابان کمک که نمیکنند هیچ حتی به من فحش ناسزا هم میدهند و میخواهند کتکم بزنند! وقتی علت این کارهای غیر انسانی را از او پرسیدم گفت اینها میگویند نباید این کار را بکنم، چون ما عزاداریم! وقتی به آنها میگویم پس چه کسی عزادار مشکلات اقتصادی و مخارج زندگی من است از کجا بیاورم زندگی کنم؟ جوابشان فحش و ناسزا و کتک است!
کمپین زورکی اعتصاب زورکی
نکته جالب اینکه برخی از همین دعوتکنندگان به اعتصاب کسانی هستند که سال ۹۶ در جریان انتخابات ریاست جمهوری تمام تلاش خود را به کار بستند تا جای ممکن از نام و شهرت هنرمندان برای تبلیغ دولت مستقر استفاده ابزاری کنند. برخی از اساتید برجسته موسیقی میگفتند که برای امضای بیانیه حمایت از رئیس دولت تحت فشار قرار گرفتهاند و حتی برای آنها مزاحمتهایی ایجاد شده است، به طوری که مجبور شدهاند تلفن خود را خاموش کنند! همین اعتصابیون در آن ایام بیانیهای جعلی را به اسم حمایت شجریان از آن شخص منتشر کردند که خانواده وی مجبور شد آن را تکذیب کند! در واقع اینها هر جایی که به نفعشان باشد منادی آزادی بیان و هنر برای هنر میشوند و در جایی دیگر نقش شعبان بی مخهای عرصه فرهنگ و هنر را ایفا میکنند.