معرفی ایران در فضای بینالملل و نشان دادن حقیقت اسلام، تشیع و جمهوری اسلامی امر مهمی است که متأسفانه در این باره غفلتهای زیادی صورت گرفته است. از معدود فعالیتهای مؤثر در این زمینه پاسخ به سؤالات گردشگرانی است که برای شناخت ایران و حتی گاه مسلمان شدن به کشورمان سفر میکنند. حجتالاسلام محمد زمانی، رئیس مدرسهای است که برخلاف همه مدارس حوزه علمیه به مأموریتی خاص میپردازد و آن معرفی اسلام و پاسخ به شبهات گردشگران است. وی که به دو زبان فرانسه و انگلیسی اشراف دارد، فعالیتهای مختلفی در زمینه تبلیغ داشته است. «جوان» با این فعال فرهنگی گفتگو کرده است.
وجه تسمیه مدرسه ناصری چیست و چطور این مدرسه مکانی برای گردشگران شده است؟
این مدرسه قبلاً حوزه علمیه بوده است. اصل بنا و قدمت آن به زمان صفویه میرسد، اما چون دوره ناصرالدین شاه قاجار اینجا را ترمیم و بازسازی کردهاند، به اسم ناصریه معروف شد، البته این مدرسه بیشتر حالت نمادین داشته است. دو مدرسه در میدان امام قرار دارد که به گوشوارههای مسجد شهرت دارند، یکی از این مدارس، مدرسه ناصریه است که از ۱۵ سال پیش هم در حجرههای آن طلبههایی بودند، اما در این سالها مدرسه مکانی برای گردشگران شده است تا ضمن بازدید به سؤالات و شبهات دینی آنها پاسخ داده شود.
بیشتر سؤالات گردشگران درباره چه چیزهایی است؟
سؤالات آنها بستگی دارد که از کدام کشور باشند و چه دینی داشته باشند، اما به طور کلی، چون اغلب اروپایی هستند، درباره چگونگی حکومت، حجاب زنان، آزادی بیان، ازدواج، حقوق حیوانات، ممنوعیت الکل و در کل هر چیزی که رسانههای غربی علیه ایران به خورد مخاطبان میدهند، برایشان سؤالبرانگیز است و میپرسند.
چرا با وجود اسلامهراسی رسانهها، گردشگران بیشتر به دانستن درباره اسلام گرایش پیدا میکنند؟
همه آنها اینگونه نیستند، مگر اینکه اهل مطالعه و تحقیق باشند یا خانواده آنها دیندار و مذهبی باشند و تحت تأثیر مبانی دینی قرار بگیرند، بعضی هم به خاطر رفتارهای مسلمانان در واقعیت، نه از روی رسانهها به اسلام علاقه پیدا میکنند. به طول کلی در ابتدا بحث تبلیغ دین اسلام و خدا مطرح نیست، بلکه در قدم اول مهربانی و روابط درست مسلمانان آنها را علاقهمند میکند. مثلاً با یک فرد چینی مسلمانشده صحبت میکردم. درباره علت مسلمان شدن خود گفت: اخلاق خوب و مهربانی مسلمانان من را جذب کرد، چون جامعه اسلامی برای خود محدودههایی دارد، وقتی محدوده درست شد، به مخاطب خود هم توجه میکند، در نتیجه مخاطب هم به آن تمایل پیدا میکند. محدوده با محدودیت متفاوت است، چه در بحث خانواده و چه در بحث جامعه و روابط زن و مرد. اسلام برای مسلمانان حد قائل است و اینها برای گردشگران غیرمسلمان که در نظام زندگی خانوادگی و اجتماعی حدودی ندارند، معمولاً جذاب است، سپس در مرحله بعدی به خدا و اصول دین میرسند و نگاه و دیدگاهشان نسبت به اسلام تغییر میکند.
مکانهای دینی و شخصیتهای دینی چطور با گردشگران ارتباط برقرار میکنند؟
میتوان تبلیغ گردشگری را خیلی بیحاشیه و غیرمستقیم انجام داد، چون فضای کار گردشگری است که نه ملیتی ایرانی دارد و نه مسلمان است. علاوه بر این تحت تأثیر بمباران رسانهای هم قرار گرفته است، لذا کار حساسیت زیادی میطلبد، البته گردشگر خیلی تحت تأثیر فضای دینی قرار نمیگیرد با اینکه از مساجد و اماکن دینی دیدن میکند، ولی لزوماً ممکن است تأثیر نگیرد. گردشگر جنبه بصری و تاریخی مکان را دنبال میکند، به خاطر همین وقتی گردشگران با مبلغان روحانی مواجه میشوند، راحتتر هستند و موضعگیری ندارند.
شما دنبال تبلیغ دین برای گردشگران هستید؟
هدف ما در گردشگری بحث تبلیغ دین اسلام نیست، بلکه بیشتر بحث تبیین است. ما هیچ وقت نمیخواستیم بگوییم اسلام بهتر از دین شماست یا بهتر از سکولاریسم و بیدینی است. در واقع دنبال تبیین موقعیت خودمان برای گردشگران هستیم تا ایرادها و نقدهایی را که در خارج درباره ایران میشود، جواب بدهیم و از همین طریق با گردشگران تعامل برقرار میکنیم. در این سالها عمدتاً کار ما همین بوده است، در حوزه بینالملل بحث تبیین را داشتهایم.
آثاری هم تولید کردهاید؟
بله، کتابها و بروشورهایی چاپ کردیم، ما به جایی وابستگی نداریم، همه تولیداتمان داخلی بوده است. یک نمونه از آن بحث معرفی اسلام به زبان آلمانی بود که چاپ کردیم و بازخورد خیلی خوبی هم داشت. ما امروز در بحث محتوایی، ترجمه و طراحی مشکلی نداریم، سعی کردیم محتوای مناسب در اختیار گردشگران قرار بدهیم، چون هر گردشگری که به ایران بیاید قطعاً به اصفهان و میدان امام هم سر میزند، برای همین در مدرسه ناصریه با گردشگران از کشورهای مختلف تعامل و ارتباط برقرار میکنیم.
گردشگران بیشتر از چه کشورهایی هستند؟
بیشتر از کشورهای اسپانیاییزبان و اروپای غربی، از روسیه هم گردشگرانی داریم، یعنی ۱۵ درصد از تورها گردشگران روس هستند. از کشورهای عربی هم میآیند ولی اینها، چون خودشان با اسلام آشنا هستند، خیلی با ما سروکار ندارند و در ذهنشان شبهه درباره اسلام نیست. معمولاً اروپاییها نگاهشان به اسلام غیرواقعی است، لذا هدف ما بیشتر تبیین اسلام برای غیرمسلمانان است یا مسلمانانی هستند که میخواهند از مذهب تشیع و اهل بیت (علیهمالسلام) چیزی بدانند و به دنبال شناخت فضای اسلام شیعی در ایران هستند.
یعنی با ایران جبهه و موضع دارند؟
نه، معمولاً موضعی علیه کشور ایران ندارند، اگر موضعی داشتند میترسیدند و اصلاً به ایران نمیآمدند، همان رسانهها را منبع شناخت قرار میدادند، اما اینها بیشتر میخواهند بحث اقتصاد، سیاست، اجتماع و شرایط ایران را از نزدیک ببینند و با آن آشنا شوند.
میانگین سنی گردشگران چگونه است؟
قبلاً بین ۶۰ تا ۷۰ درصد گردشگران افراد مسن و بازنشستگان پیر بودند، اما خوشبختانه در چند سال اخیر اغلب گردشگران سنهای پایینتری داشتهاند و به نسبت جوانترها بیشتر شدهاند، البته دو سه سال اخیر بیماری کرونا در گردشگری وقفه ایجاد کرده است.
یکی از خاطرههایی را که با تورهای گردشگری دارید، تعریف کنید.
خاطره زیاد است، اما یک بار گروهی داشتیم که در میان آنها کشیش مسیحی هم بود. ما معمولاً بعد از پایان سؤالات و مراسم بازدید و معرفی مکان، وقت خداحافظی با گردشگران عکسهای دستهجمعی یا دوسه نفری میاندازیم، در میان آنها دو سه خانم جوان هم بود که بعد از گرفتن عکس، کشیش یک سؤالی از من پرسید و گفت آیا برای شما بد نیست با اینها عکس انداختید، من به شوخی به او گفتم، اسلام با بحث ازدواج مشکل ندارد، اما شما که با این خانمها عکس انداختید و با ازدواج هم موافق نیستید، حالا چه کار میکنید! راهنمای تور از نوع جواب من خندهاش گرفت و خود کشیش هم خیلی خندید، من در قالب شوخی و خنده میخواستم عقاید اسلام را هم نشان بدهم. یک بار هم خانمی آلمانی و محجبه در بین گردشگران بود که نه از روی قانون ایران، بلکه خودش حجاب خوبی داشت. ایشان بعد از بازدید تقریباً یک ساعت در قسمتی از مسجد امام نشسته بود و گریه میکرد، بعد از آن داخل محوطه مدرسه آمد و قدم زد و به من گفت: شما چرا روی سرتان چیزی میگذارید، گفتم: این پوشش روی سر ما اسمش عمامه است، من علت حجاب او را پرسیدم که بیشتر از یک گردشگر تابع قانون ایران پوشیده و محجبه بود و آن خانم آلمانی گفت: ما اعتقاد داریم وقتی سر پوشیده باشد، یکسری از نیروها در بدن حفظ میشود و من برای همین حجاب دارم، چون این نیروها را در بدنم دارم، سپس از او علت گریهاش را پرسیدم و گفت: وقتی وارد مسجد شدم یک حالت معنوی خاص و عجیبی به من دست داد، نمیدانم چرا ولی متحول شدم، یک جای خاصی هم این حالت به من دست داد و نتوانستم خودم را کنترل کنم و گریهام گرفت.