خلیج فارس آبراهی است با مساحت ۲۳۷،۴۷۳ کیلومتر مربع که در امتداد دریای «عمان» و در میان «ایران» و «شبهجزیره عربستان» واقع شده است وپس از خلیج «مکزیک» و خلیج «هادسون» سومین خلیج بزرگ جهان به شمار میآید. در یک طرف خلیج فارس جمهوری اسلامی ایران و در طرف دیگر عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین، عمان، قطر و امارات متحده عربی واقع شدهاند. نام تاریخی این پهنه آبی، همواره با نامهای سرزمین ایران پیوند داشته و در زبانهای گوناگون، ترجمه یا معادل «خلیج فارس، بحر فارس و دریای پارس» بودهاست. همچنین در تمام سازمانهای بینالمللی نام رسمی «خلیج فارس» است، سازمان آبنگاری بینالمللی از نام «خلیج ایران» که آن را معادل (خلیج فارس) دانسته است، برای این خلیج استفاده میکند.
برخی از کشورهای عربی در دهههای اخیر با تحریف نام خلیج فارس برای آن از واژگان خلیج عرب یا خلیج استفاده میکنند. در واژه خلیج ع رب هم در مرحله جعل واژه و هم در استعمال آن نوعی تعمد وجود دارد که حکایت از یک سناریو توطئهآمیز علیه تمامیت ارضی کشور دارد، توطئهای که در آن علاوه بر انگیزهها و اهداف بازیگران وابسته عرب منطقه از یک پیوست حقوقی و سیاسی در میان بازیگران فرامنطقهای برخوردار است که نباید به راحتی از کنار آن گذشت.
واژه خلیج نیز یک واژه جعلی است که بیشتر در چارچوب غلط مصطلح به کار میرود و در ادبیات عرفی و کلامی، بیشترجامعه عرب فارغ از جایگاه حقیقی و حقوقی همواره از آن استفاده میشود. البته هر دو شکل استعمال نوعی تجاوز به ابعاد حقوقی و حقیقی این آبراه است که براساس اسناد تاریخی و حقوقی خلیج فارس بوده و در اسناد رسمی جهانی نیز همواره براستعمال درست آن تأکید و اصرار شده است. اگر خلق واژه جعلی دریای عربی و خلیج ع ر ب به جای خلیج فارس از سال 1360به دنبال گسترش ملت گرایی و ناسیونالیسم، درکشورهای عربی استارت خورد. اما عنوان دریای فارس و خلیج فارس از قدمتی بسیار برخوردار است که ریشه در اعماق تاریخ دارد.
سازمان ملل متحد نیز تاکنون در سه نوبت با انتشار اسناد رسمی درسالهای 1971، 1984و 1990 نام رسمی و تغییرناپذیر آبراه جنوبی ایران و خاوری شبهجزیره عربستان را «خلیج فارس» اعلام کرده است. جایگزینی نامی قومی به جای یک نام تاریخی پر «سند» کاملاً غیرعقلایی، غیرحقوقی و رفتار متأثر از تعصبات و عصبیتهای جاهلی است؛ که جز بی حیثیتی برای طراحان و مروجان آن نزد نخبگان، مورخان و عقلای جهان، هیج نتیجهای برآن مترتب نیست.
لازم به یادآوری است که نام خلیج ع رب ی، ارتباطی با خلیج جنوبی فلات ایران (خلیج فارس) نداشته و ندارد؛ بلکه اصطلاحی است که برای آبهای میان «شبهجزیره عربستان و سواحل شمال شرقی قاره آفریقا»؛ ناحیهای که از شمال، به کانال «سوئز» و از جنوب به «تنگه بابالمندب» منتهی میشود و امروزه آن را «دریای سرخ» یا «بحراحمر» میخوانند. عنوانی که در آثار دوره اسلامی نیز از دریای سرخ، به نام «خلیج عربی» یاد شده است. نویسنده کتاب «حدود العالم من المشرق الی المغرب» که در سال ۳۷۲ ه. ق به رشته تحریر درآمده، با بیان حدود این آبها، دریای سرخ را «خلیج عربی» میخواند. نویسنده دایرهالمعارف البستانی در جلد هفتم آن که در سال ۱۸۸۳ میلادی به چاپ رسیده است، ضمن نام بردن از خلیج فارس و خلیج عربی، از نام دوم، همان ناحیه دریای سرخ را ذکر کرده است.
برخی از دولتمردان دوست و متحد ایران اسلامی باید دقت داشته باشند که آشنایی با آداب دیپلماسی در مواضع رسمی بسیار مهم است و توجه به جزئیات در روابط بینالملل بسیار اهمیت دارند. حرفها و مواضع خود را نباید با لحن عامیانه بیان کنند و از موضع جایگاه حقوقی واژگان فاصله میگیرند زیرا عدم دقت در به کارگیری واژه خلیج فارس میتواند در افکارعمومی و در میان اصحاب سیاست و رسانه باعث سوءتفاهم گردد.
بهتر است از استعمال و از به کارگیری واژه خلیج به جای واژه رسمی و مستند خلیج فارس خودداری کنند و در آینده این خطای لسانی را جبران کنند. البته وزارت امورخارجه و بخش دیپلماسی رسمی و عمومی و رسانهای باید در رصد و کنش و واکنشها ضمن رعایت ملاحظات حسن روابط این مسئله را یادآورشوند و مطالبه گری برای جبران خطای سهوی را فراموش نکنند.