سالها بعد، مورخان چگونه سال2022 را به ياد خواهند آورد؟ يك پاسخ واضح ميتواند اين باشد كه جنگ روسيه در اوكراين بر آن غالب بود؛ نبردي با پيامدهاي جهاني عظيم براي انرژي، غذا، اشاعه هستهاي، حاكميت و دموكراسي.
استفان والت، ستوننويس فارين پاليسي و محقق رئاليست مدتي است به اين نكته اشاره كرده كه اگرچه جنگ اوكراين به خودي خود بسيار مهم است، اما اين مسائل مربوط به تغييرات آب و هوايي، فناوري و قدرت چين است كه به احتمال زياد مسير ژئوپلتيك را در دهههاي آينده تعيين ميكند.
بخشي از ديدگاههاي او درباره چشمانداز2023 را كه به تازگي در فارین پاليسي آمده است، ميخوانيد.
جنگ در اوكراين نظم جهاني را تغيير داده است؟
هنوز فكر نميكنم اين طور باشد. كاري كه جنگ انجام داده اين است كه برخي از شرايطي را كه وجود داشت، تقويت كرده است. جنگ اعتماد را به ناتو برگرداند. در داخل اتحاد دودستگي وجود داشت. سالها بود ترامپ فشار زيادي بر آن وارد كرده بود و ناگهان جنگ با اوكراين باعث شد ناتو مأموريت خود را دوباره بازيابي كند. تأثيرات جنگ اوكراين بر نظم جهاني بستگي زيادي به چگونگي آن دارد. اگر اين امر به يك پيروزي بزرگ براي اوكراين ختم شود كه همه به آن اميدوار هستند، پس ميتوانيد تصور كنيد كه تأثيرات بعدي قابل توجهي دارد. از سوي ديگر، اگر به توافقی ختم شود كه هردو طرف از آن ناراضیاند، اوكراينيها و روسها را هم نااميد كند، امريكاييها هم فكر كنند در نهايت اين موفقيت در سياست خارجي برايشان حاصل نشده، ممكن است پيامدهاي ديگري داشته باشد، اما اگر براي لحظهاي اوكراين را كنار بگذاريد، ممكن است (به نتيجه برسيد) این جنگ در شكل دادن به ظاهر قرن بيستويكم چندان مهم نيست. اگر به 10 تا 30سال آينده فكر كنيد، به اين نتيجه نخواهيد رسيد كه هر كسي بر دونباس كنترل داشته باشد، واقعاً (بازيگري) تعيينكننده خواهد بود، در حالي كه هر كسي كه بر ارتفاعات فرماندهي فناوري ديجيتال كنترل داشته باشد، بسيار مهم خواهد بود. همچنين اينكه ايالات متحده به عنوان يك قدرت كاملاً درگير در اروپا يا آسيا باقي بماند، بسيار مهم است. اينكه دماي كره زمين 5/1درجه، دو درجه يا 5/2درجه افزايش يابد، بسيار مهم است.
وقتي اوكراين باتري تمام كند
ما احتمال ناكامي در اوكراين را دستكم ميگيريم. حمايتهاي زيادي از اوكراين ميشود و اوكراينيها هم قهرمانانه مقاومت كردهاند اما سؤال اين است كه تا چه اندازه بايد در اين باره بلندپروازي كرد؟ به نظرم ما چشمانداز دو احتمال را دستكم ميگيريم؛ نخست اينكه ارتش اوكراين از توان و سوخت خود خالي شود. آنها در حال حمله به كشوري هستند كه بسيار بزرگتر است و همچنين حمايتي كه غرب ميتواند عملاً و به صورت فيزيكي براي اوكراين فراهم كند، محدوديتهايي دارد، نه به دليل تضعيف اراده كمك بلكه به دليل خالي شدن ذخاير جنگافزاري و دلايلي از اين دست. همچنين روسها به تدريج بهتر عمل ميكنند. آنها در اين زمينه پيشرفت سريعي نداشتهاند اما به نظر ميرسد آرامآرام بهتر ميجنگند. دوم، اين احتمال كه شكل ديگري از شكست سر برآورد و آن تشديد جنگ است كه نه تنها براي اوكراين بلكه براي ديگران هم فاجعهآميز است، بنابراين اين نگراني هست كه با حمايت از اوكراين و نشستن به انتظار بهترين نتيجه، يك سال ديگر ببينيم كه ولاديمير پوتين همچنان در قدرت باقي است، ارتش روسيه به خوبي عمل ميكند، توان نيروهاي اوكرايني به پايان نزديك ميشود و ناگهان شرايط بسيار متفاوتي سربرآورده است.
تأثير اندك جنگ بر جامعه روسيه
فشار و رنجي كه مردم عادي روسيه متحمل ميشوند، آنقدرها هم سنگين نيست، نه اينكه ناچيز باشد يا قابل توجه نباشد اما تا به اينجا تا حد زيادي با فروش نفت و گاز و تا حدودي هم به خاطر مديريت هوشمند اقتصاد، آنها توانستهاند فشار آسيب مستقيم بر جامعه را محدود كنند. زندگي در مسكو، رنج و آسيب زندگي در كييف را ندارد، بنابراين فكر نميكنم فشار سياسي، پوتين را وادار کند بساطش را جمع كرده و به خانه برگردد. دوم اينكه ارتش روسيه هنوز در كوبيدن اوكراين به خوبي عمل ميكند، حتي عقبنشيني از خرسون يك عمليات موفق بود چراكه انجام اين كار زير آتش بسيار دشوار است، بنابراين ديدگاه برخي را كه ميگويند ارتش روسيه در آستانه فروپاشي است، قبول ندارم. همچنين هيچ فشار سياسي مؤثري را بر هيچ يك از دو طرف نميبينم كه آنها را وادار سازد به اين زوديها به جنگ خاتمه دهند، هر چند هر دو طرف هم از ادامه آن آسيب ميبينند، البته در درازمدت، اين جنگ يك پسرفت چشمگير براي روسيه خواهد بود؛20 يا 30سال ديگر كه به عقب نگاه كنيم، ميفهميم اين زماني بود كه قدرت روسيه رو به افول گذاشت، به دليل پيامدهاي اقدامات تحريمي غرب و آسيبهايي كه روسيه متحمل شد. از اين زاويه، جنگ به عنوان يك اشتباه ژئواستراتژيك ولاديمير پوتين ثبت خواهد شد.
2023 سال آساني براي چين نيست
در سال2023 اقتصاد چين همچنان با موانعي روبهرو خواهد بود، البته به عنوان يك قاعده كلي، اقتصاد جهاني به آساني دوباره روي ريل خود قرار نخواهد گرفت. از اين زاويه، اقتصاد امريكا در مقايسه با اروپا، نسبتاً خوب عمل كرده است. با توجه به شرايطي كه انگلستان يا كل قاره اروپا و همچنين اقتصاد چين با آن روبهرو است، سال2023 سير كندي خواهد داشت و اين نهايتاً براي چين بسيار دشوار است چراكه هنوز اقتصادش بسيار به تعامل و رابطه با ديگر اقتصادهاي جهان وابسته است. پيچيدگي ديگر اين است كه نميدانيم اعتراضات مردم چين به كجا خواهد انجاميد. به نظر ميرسد مطالبات معترضان، فراتر از گشايش در محدوديتهاي كوويد19 باشد. چينيها از اين فرصت استفاده كردند تا بگويند از سركوبي كه در دوران شي جين پينگ تشديد شده، راضي نيستند. به نظرم اين چيزي است كه او و اطرافيانش بايد به آن فكر كنند، بنابراين سال2023 چندان دوره آساني براي حاكميت چين نخواهد بود.