از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون وقتی با یک رخداد یا پدیده سیاسی – اجتماعی مواجه میشدیم، اولین نکتهای که در ذهن نقش میبست این بود که اگر شهیدان (بهشتی، مطهری، رجایی، باهنر، همت، خرازی، باکری، زینالدین و...) یا عناصر سیاسی از دنیا رفته همچون طالقانی، هاشمی رفسنجانی، مشکینی، مهدوی کنی و دهها شخصیت برجسته انقلاب الان بودند درباره این رخدادها یا پدیدههای سیاسی – اجتماعی چه موضعی میگرفتند. قطعاً درباره افرادی همچون شهیدان رجایی و باهنر که در همان آغازین سالهای انقلاب با شهادت از پیش ما رفتند قضاوت سخت خواهد بود، ولی درباره مواضع آینده آنها اگر میماندند با توجه به پافشاریشان بر اصول انقلاب اسلامی و ارزشهای دینی و اخلاقی در همان دوران کوتاه حیات دنیوی میتواند بهترین قضاوت نسبت به بروز پدیدههای مشابه باشد.
این روزها که مصادف است با سومین سالگرد شهادت پرچمدار جبهه مقاومت شهید حاج قاسم سلیمانی این پرسش در ذهن دوستداران بی شمار ایشان که پرجمعیتترین مراسم تشییع تاریخ را برای او برگزار کردند و همچنان با همان شور و حرارت، سومین سالگرد این عزیز سفر کرده را گرامی میدارند، مطرح است که اگر امروز حاج قاسم در بین ما بودند نسبت به «اقلیت آشوبگری» که در طول این سه ماه به پشتوانه «امپراتوری رسانهای دشمن» و شعار فریبنده «زن، زندگی، آزادی» بدترین ناسزاها و شعارهای اهانت آمیز را به ساحت جمهوری اسلامی و اصول انقلاب و ارزشهای دینی داشتند، چه موضعی میگرفتند. با رجوع به وصیتنامه این شهید بزرگوار و بازخوانی دغدغههای ایشان، به پاسخ این سؤال خواهیم رسید:
یکی از جنبههای انکارناشدنی سیره و جهانبینی حاج قاسم، پایبندی این شهید عزیز به «ولایت فقیه» بود. در وصیتنامه حاج قاسم آمده است: «خداوندا! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنهای عزیز – که جانم فدای جان او باد - قرار دادی. برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پرافتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی، ولی فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنهای عزیز را جان خود بدانید، حرمت او را مقدسات بدانید.»
اعتقاد راسخ حاج قاسم به نظام جمهوری اسلامی و تأکید بر لزوم هوشیاری در مقابل نقشههای شوم دشمن از دیگر بخشهای منظومه فکری این شهید بزرگوار است. در بخشی از وصیتنامه سردار سلیمانی میخوانیم: «امروز قرارگاه حسینبن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. ا گر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمّدی (ص).» این جمله شهید سلیمانی گویای آن است که هر شعار، حرف و عملی که تضعیفکننده نظام جمهوری اسلامی باشد، از نگاه این شهید بزرگوار مردود است و اگر امروز این شخصیت در بین ما بودند یقیناً در مقابل اقدامات ساختارشکنانه آشوبگران نه تنها اعلام موضع میکردند بلکه حتماً در مقابل آن میایستادند. وقتی در دولت قبل در آبان ۹۸، آشوبها به بهانه اصلاح قیمت بنزین، به اغتشاشات خیابانی و در ادامه به قربانی شدن تعدادی از هموطنانمان منجر شد، حاج قاسم در واکنش به آن گفته بودند: «چرا ما باید شاهد این مسائل باشیم که بخشی از جوانهای ما اسیر نقشههای دشمنان شوند. غصه میخورم چرا این جوانها به جای اینکه در صف گروههای انقلاب باشند و از انقلاب دفاع کنند، بازیچه شدند.»
قطعاً حاج قاسم اگر امروز حضور داشتند برای جوانان فریب خورده در آشوبهای اخیر نیز نگران میشدند و حتماً ایشان میان فریبخوردگان و اشراری که طلبه بسیجی را شکنجه کرده و گلوی مأمور پلیس را پاره کردند و مردم را در کوچه و خیابان و حرم شاهچراغ به شهادت رساندند، تفکیک قائل میشدند و باز حتماً این شهید بزرگوار با فعالان فتنه و لیدرهای آشوب مرزبندی خود را آشکارا اعلام میکردند. مگر میتوان موضعگیری صریح ایشان در فتنه ۸۸ در جمع مردم کرمان که فرمودند «در سال ۸۸ و در فتنه اخیر (دی ۹۶) ضدانقلاب برای براندازی وارد شدند و موجسواری میکردند و این ملت ایران بود که وارد صحنه شد و بینی دشمن را به خاک مالید» را فراموش کرد. حاج قاسم به همان میزان که نسبت به همه مردم خاشع، رئوف و مهربان بودند نسبت به منافع، ارزشها و اصول جمهوری اسلامی ایران محکم و پایبند بودند. مگر میتوان پذیرفت کسی که در اغتشاشات دی ماه ۹۶ پس از آتش زدن پرچم ایران به دست عدهای از آشوبگران میگوید: «ای کاش به جای پرچم، من را ده بار آتش میزدند؛ چرا که ما برای نشاندن این پرچم بر هر قلهای، دهها شهید دادهایم»، شاهد آتش زدن پرچم، آتش زدن قرآن و نمادهای مقدس دینی، کشیدن چادر از سر زنان محجبه، ناسزا گفتن به رکن رکین انقلاب و... میشدند و سکوت میکردند. از مجموع رفتارهای ایشان در زمان حیاتشان و موضعگیریهایی که داشتند و همچنین محتوای وصیتنامه این عزیز میتوان پاسخ این سؤال را داد که اگر حاج قاسم امروز بودند در مقابل این حوادث و شورشها و بحران آفرینیها چه رفتار داشتند؟ کما اینکه از مواضع برخی شخصیتهای انقلاب که در زمان حیات خود حوادثی را دیدند و با جریان مخالف انقلاب همراهی یا سکوت کردند میتوان فهمید اگر امروز بودند در مقابل اغتشاشات اخیر چه موضعی میگرفتند.