مراسم تجلیل از مدالآوران پارالمپیکی کشور که مدال خود را به سردار شهید حاج قاسم سلیمانی تقدیم کردهاند، صبح دیروز در فدراسیون جانبازان و معلولان برگزار شد.
در این مراسم از پیمان نصیری، هاشمیه متقیان، حامد امیری، سعید افروز (در رشته پارادوومیدانی) و روحالله رستمی (پاراوزنهبرداری) که مدالهای خود را به حاج قاسم سلیمانی تقدیم کرده بودند، تجلیل به عمل آمد. شروین اسبقیان، رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان اظهار کرد: «به عنوان یک بسیجی غم دوری سردار را در این دنیای فانی بعد از سه سال حس میکنیم و منتظر هستیم تا انتقام سخت از دشمنان بگیریم. سر فرود آوردن به توصیههای رهبر معظم انقلاب واجب شرعی است و باید بدون هیچ قید و شرطی به آن عمل شود.»
اسبقیان تصریح کرد: «شهدا محور کرامت انسانها هستند نه برای امروز، بلکه برای تمامی دورانها، زیرا شهیدان به دریای واسعه خداوند متصل هستند. باید تلاش کنیم فرزندان ما شهدا را بشناسند و سیره آنها را بیاموزند و این مهم باید به طور جدی مورد توجه قرار بگیرد.»
سعید افروز، ورزشکار طلایی ایران در بازیهای پارالمپیک تابستانی توکیو نیز با اشاره به اینکه شهید سلیمانی الگوی مردمداری برای تمام ورزشکاران است، گفت: «ورزش جانبازان همیشه در اهداف انقلاب و نظام اسلامی حرکت کرده است. سردار سلیمانی نیز همواره پشتیبان ولایت فقیه و ورزشکاران بود و ما هم به تبعیت از او، پیرو ارزشهای اسلامی هستیم. شهید سلیمانی الگوی بسیار خوبی در مردمداری بود. او همیشه در بین مردم حضور داشت و من از اخلاص و مردمداری آن مرد بزرگ درس گرفتم.».
اما در میان این مدالآوران پیمان نصیری خاطرهای جذابتر دارد؛ خاطرهای از دیدار با حاج قاسم سلیمانی و دریافت انگشتر یادگاری از او، نصیری میگوید: «سردار سلیمانی کسی بود که بیش از ۴۰ سال از ایران و ایرانی دفاع میکرد و من هم به خاطر همین وطنپرستی و رشادتها، تصمیم به این کار گرفتم. او پا به پای سربازها در جنگ حضور داشت و در خط مقدم بود. شهید سلیمانی بارها در جنگ تحمیلی ترکش خورده، ولی با قدرت و باصلابت در میدان بود و به معنای واقعی «مرد میدان» بود. همین باعث شد حس کنم که باید مدالم را تقدیم او کنم، البته مدال که سهل است، حاضرم جانم را فدا کنم. او از همه چیز خودش گذشت، حتی در وصیتنامهاش گفته بود که بنویسند سرباز، نه سردار. یاد سردار سلیمانی تا ابد زنده خواهد ماند.»
مدالآور ایران ادامه داد: «مدال بازیهای پاراآسیایی را گرفتم، از استانداری گفتند که برای دیدار با سردار سلیمانی به آنجا بروم، ولی نیمساعت بعد خودش به منزل ما آمد. او ۴۵ دقیقه در خانه ما بود و صحبت کردیم. دستنوشتهای هم با این مضمون گذاشت که «مدال شما باعث شعف و خوشحالی مردم شد و تلاش از این بابت برایم ارزشمند است، نه به خاطر تقدیم کردن مدال.» من سپس مدال را به گردن سردار انداختم و او مدال را برگرداند و گفت که امانت از طرفش نگه دارم. شهید سلیمانی همچنین یک انگشتر هم به من هدیه داد.»