تا حالا پرواز یک هلیکوپتر یا هلیشات را بالای سر یک سوژه یا حادثه در جاده دیدهاید، مدام در پرواز است و سوژه را کاملاً تحت نظر دارد. حتی اگر حرکت اشتباهی کند او را منهدم یا تهدید میکند. جالب است بدانید این نوع پرواز فقط به هلیکوپتر نسبت داده نمیشود و والدینی هستند که به این نام مشهورند. بله، والدین هلیکوپتری!
والدین همیشه مراقب و نگران
اینگونه والدین مدام بالای سر فرزندشان در حرکت هستند و آنها را زیر نظر دارند. اجازه تجربه و اشتباه کردن به آنها نمیدهند. اگر غذا از دست فرزندشان بریزد میگویند شلخته، اگر زمین بخورند میگویند دست و پا چلفتی، اگر از دوستشان کتک بخورند میگویند بیعرضه و توسریخور! اگر هم هیچ نسبتی به آنها ندهند مدام دچار ترس و نگرانی هستند که فرزندشان دستهگل جدید به آب ندهد. حتماً از این دست والدین زیاد دیدهاید که وقتی کنار ساحل یا جوی آبی بچه میخواهد بازی کند، آنها مخالفت میکنند و میترسند او بیمار یا دچار حساسیت شود. اگر بخواهد خانه دوستش برود میترسند اتفاقی بیفتد. اگر به خیابان برای خرید تا سوپرمارکت برود میترسند ناپدید شود یا تصادف کند. اگر نقاشی بکشد میترسند لباسش را رنگی کند یا حتی موقع غذا خوردن سس روی فرش بریزد یا دستش را بسوزاند.
اسمش را میگذارند دغدغه مادرانه- پدرانه
چنین کودکانی هرگز فرصت رشد و بالندگی نمییابند و در حصاری از ترس و دلهره بزرگ میشوند. آنها مدام سایه توجه و مراقبت لحظه به لحظه والدین را بالای سرشان حس میکنند و از ترس اشتباه کردن و شاید تنبیهشدن دست به هیچ تجربهای نمیزنند. در نتیجه دچار عزت نفس پایین و اعتماد به نفس ضعیف میشوند که در بزرگسالی مشکلات زیادی برای آنها رقم میزند و همین مهربانی آنها را مستعد پذیرش هر ناهنجاری میکند. آنها در بزرگسالی (بعد از دوران کودکی) برای جلب توجه و اعتماد دیگران ممکن است دست به هر اقدام نادرستی بزنند و حتی در این میان به خود نیز آسیب وارد کنند. والدین اسم این شیوه مراقبت را مهربانی و دغدغه مادرانه- پدرانه میگذارند ولی اشتباه میکنند.
چرا والدین تا این حد مراقب بچهها هستند؟
حالا سؤال اینجاست چرا برخی والدین تا این حد مراقب بچهها هستند. پاسخ سؤال ممکن است در اضطراب والد بودنشان نهفته باشد. یعنی شخصیتی مدام نگران دارند و برای فرار از مشکلات و آسیبهای احتمالی، دایره مراقبت را تنگتر میکنند. شاید خودشان تجربه تلخی را پشت سر گذاشتهاند یا یک خاطره بدی در ذهنشان نقش بسته که حالا نمیگذارد با فراغ خاطر به فرزندشان آزادی عمل بدهند. ممکن است خودشان در کودکی در معرض بیتوجهی و نادیده گرفتهشدن بودهاند و حالا بخواهند با توجه زیاد به فرزند خود، به خیال خودشان اشتباه والدین را جبران و از ادامه مسیر آنها خودداری کنند. ممکن است این مراقبت تحت تأثیر معاشرت با سایر والدین باشد. تصور کنید مادری در یک کلاس آموزشی، درباره نحوه تربیت یا آموزش کودک خود گفتگو و فکر کند راه را اشتباه رفته است و بخواهد از مسیر به ظاهر درست دیگری الگوبرداری کند. یک مادر بچه تمیز دوست دارد و بگوید چطور بچهات را تمیز بار بیاور. یکی بچه نابغه میخواهد و شرح میدهد که چطور در کلاسهای مختلف اسمش را بنویس و مراقب درس خواندنش باش! ممکن است تحت تأثیر یک مادر دیگر، مراقبت و کنترلگریاش را زیاد کند و دهها مثال دیگر!
در سال ۱۹۶۹ میلادی، کتابی با عنوان «بین والدین و نوجوان» توسط دکتر «هیم ژینوت» نوشته شد که در آنجا یک نوجوان واژه هلیکوپتر را به والدین خود تشبیه کرد و گفت مادرم مثل هلیکوپتر بالای سرم پرواز میکند. پس از آن، این اصطلاح مورد استفاده بسیار قرار گرفت.