این روزها سالگشت شهادت یکی از محبوبترین فرزندان حضرت خاتم، یعنی سپهبد «حاج قاسم سلیمانی»ست که تمام هست و نیست و آبروی خویش را در راه اعتلای اسلام و انقلاب فدا کرد؛ ردپای سلیمانی نه فقط در تاریخ، بلکه در ترسیم افقی که آیندهی جهان اسلام و ایران در گرو آن است جاودانه خواهد ماند. این روزها سالگشت شهادت یکی از محبوبترین فرزندان حضرت خاتم، یعنی سپهبد «حاج قاسم سلیمانی»ست که تمام هست و نیست و آبروی خویش را در راه اعتلای اسلام و انقلاب فدا کرد؛ ردپای سلیمانی نه فقط در تاریخ، بلکه در ترسیم افقی که آیندهی جهان اسلام و ایران در گرو آن است جاودانه خواهد ماند. در واقع خون شهید چراغ راهی برای ادامهی حیات مطلا و مصفای شجرهی طیبه انقلاب اسلامی است و مایهی زندگیبخشیست که درخت حقیقت را آبیاری میکند. آری خون قاسم سلیمانی درخت حقیقت را آبیاری میکند؛ درختی که ریشهی آن به جهان مینوی و عالم لاهوت باز میگردد و طبیعیست که با متر و معیار مادی ما هیچ نسبتی برقرار نکند.
حال صدا و سیما در سومین سال عروج ملکوتی و پرافتخار عزیزترین فرزند ایران اسلامی در قالب تولید برنامههای مناسبتی بهصورت ویژهای با محور قرار دادن حاج قاسم به زندگی شهدای مدافع حرم نقب زده و به آنها پرداخته است. داکیو درام (مستند داستانی) «بچه زرنگ» هم یکی از همین قِسم برنامههای مناسبتیست که در قالب ۸ اپیزود تولید و روانهی پخش شده است.
داکیو درام بچهزرنگ در هشت قسمت به بُرِشهایی از زندگی شهدای ایرانی مدافع حرم ِ لشکر فاطمیون تا نحوهی اعزام آنها میپردازد. میدانیم که لشکر فاطمیون متشکل از شیعیان افغانستان است که برای حضور در جبههها و پاسداری از اسلام داوطلب نبرد میشوند و بهطور معمول نیروی ایرانیای نمیتواند از طریق این لشکر وارد عراق و سوریه شود. سختیهای حضور داوطلبان ایرانی در نیروی قدس سپاه در طول نبرد با داعش ایشان را بر آن داشت تا بهواسطهی لشکر فاطمیون خود را به سوریه و عراق رسانده و از آن طریق به اسلام و ایران خدمت کنند. همین مسئله در نوع خود توانسته بهعنوان مصالح اولیه، خط داستانی جذابی به مستند «بچهزرنگ» ببخشد و مای مخاطب را در همراهی با مرارتهای رزمندگان اسلام در مقابل تلویزیون بنشاند. فیالواقع سازندگان این اثر با درک درست خویش نسبت به موقعیتی که مدافعان حرم در آن قرار گرفتهاند از مظلومترین بخش از شهدای حرم ما رونمایی کردند. اینکه در بین مدافعان حرم که خود در میان تمام هجمهها فروتنانه و سر بهزیر، تنها به آرمان خود مبنی بر رهایی بشر از دست دژخیمان فکر میکنند، جزو مظلومترین بخش نیروهای اعزامی باشی، نقل آنچه بر تو گذشته نمیتواند اشک را در چشمان ما نگاه دارد. پس، کاری که سازندگان اثر، در مقام هنرمند انجام میدهند عین جهاد است و کاری بس ارزشمند بهنظر میرسد.
مستند داستانی بچهزرنگ که در هشت قسمت در حال پخش از شبکهی دوّم سیماست، ساختاری اپیزودگونه دارد. این مجموعه در قالب یک کلانروایت به بیننده عرضه میشود؛ کلانروایتی که در هر قسمت علیرغم شباهت در پیرنگ، مود و لحن متفاوتی دارد و باعث میگردد تا با تمام محدودیتهای فرم داکیودرام دچار یک روایت تخت و بیافتوخیز نشود و این فاکتور بههیچوجه اتفاقی نیست که بتوان از آن به سادگی گذشت. اسمگذاری این اثر هم از لابهلای سخنان حاج قاسم در رابطه با شهدای ایرانی لشکر فاطمیون برگرفته شده است و هوشمندی و موقعیتسنجی سازندگان در این رابطه هم در نوع خود جالب و غیرقابل چشمپوشیست.
سازندگان در بُعد روایت زندگی شهدا خوب عمل کردهاند، امّا در بُعد داستانی اپیزودها کمی کار را آسان گرفته و نتوانستهاند آنطور که باید و شاید در مقام بازنمایی، واقعیت را بهدرستی دراماتیزه کنند. استفاده ممتد و مداوم از موسیقی در پسزمینهی باند صوتی و تصادم آن با صدای راوی و ایضاً دیالوگهایی که بازیگران با یکدیگر رد و بدل میکنند، مخاطب را سردرگم کرده و اثر را از لحن درست و موجهی که انتظار میرود دور میکند.
هدف سازندگان اگر صرفاً شناساندن شهدای عزیز به مردم باشد میتوان با سری افراشته این واقعیت را بیان کرد که این امر محقق شده است ولی اگر هدف ثانویه، اینهمانی مخاطب با شهدا باشد باید گفت هنوز راه ما برای رسیدن به هدف ادامه دارد. انتخاب سوژهها امّا ارزشی را به ما یادآوری میکند که بازشناساندن آن خیلی از مرزها را بهدرستی از میان برخواهد داشت. اسلام ورای مرزهای جغرافیایی، قومی و قبیلهای، نه فقط متعلق به پیروان آن، بلکه متعلق به آرمان والای آزادی و آزادگیست. اسلام مرز نمیشناسد و بچهزرنگهای لشکر حاج قاسم این را خوب میدانند. آنها علاوه بر اینکه با اکت خود امر ملّی را بدون آنکه بر زبان جاری کنند ژئوپلتیک و استراتژیک میفهمند، زوایای مستتر امر قدسی را هم بهشکلی عینی بیان میکنند. یک ایرانی برای حضور در جبههای که آنسوی آن داعش قرار دارد و هدف خود را حمله به ایران میداند بدون معطلی حاضر میشود در لشکری که تقریباً هیچ کدام از رزمندگان آن ایرانی نیستند به میدان رزم برود و در راه اسلام و ایران پنجه در پنجهی دشمن بیفکند. از طرف دیگر این رزمندهی جان بر کف حاضر است تعهد خود در راه پاسداری از حرم معصومین را نشان دهد و این همان رسالت والاییست که ما ایرانیان را گرد خویش جمع کرده است (به اپیزود چهارم که روایتیست از اعزام شهید علیاکبر زوار نگاه بیندازید). گفتیم که سازندگان اثر بهخوبی همپوشانی امر ملّی و امر قدسی با یکدیگر را درک کرده و این مهم را به ما یادآور شدند؛ این نهتنها هوشمندی جمع سازندگان را میرساند، بلکه از درک بدون لکنت آنها از مواضع رهبر عظیمالشان انقلاب در رابطه با جهاد تبیین حکایت دارد. مستند داستانی بچهزرنگ فارغ از ضعفهای قابل گذشت، در مقام بیان، اثر ارزشمندی محسوب میشود که توانسته به قدر کفایت بخشی از حقایق زندگی رزمندگان اسلام را به ما نشان دهد. شاید عروج ملکوتی اینان به باغ بهشت هیچوقت جایزهی فلان جشنوارهی ردهی A اروپایی را نصیبشان نکند ولی پیشرفت و اعتلای ایران سعادت و رستگاری اخروی را برایشان به ارمغان خواهد آورد.