کد خبر: 1124601
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۴۰۱ - ۲۳:۰۰
در ستايش زنان خانه‌دار، ضمن احترام به زنان شاغل
نگوييد خانه‌داری بگوييد كشورداري! چندی پیش مطلبی در وب‌سایت ترجمان خواندم با عنوان «مادران شاغل و بچه‌های کوچک» با ترجمه میترا دانشور که روایتی بود از زنان غربی با تحصیلات عالی و مشاغل درجه یک؛ زنانی که بعد از مادرشدن، قید شغل‌شان را زدند و خانه‌دار شدند فقط به خاطر اینکه یک مادر کامل باشند. بر اساس آنچه در این مقاله به نقل از وب‌سایت آتلانتیک آمده بود و طبق گزارش مرکز تحقیقاتی پیو، ۱۰‌درصد از مادرانی که تحصیلات عالی دارند (کسانی که مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر دارند) خانه‌دار می‌شوند. اینکه مادرشدن دیدگاه فرد را عوض می‌کند، حرف تازه‌ای نیست. بعضی از این زنان بعد از آنکه جهان‌شان تکانی خورده بود، از جای‌شان بلند شده، لباس کارشان را پوشیده و به سر کارشان برگشته بودند، اما بقیه تصمیم گرفته بودند شغل‌شان را به تعلیق درآورند و خودشان را به مادرانی تمام‌وقت تبدیل کنند.
حسین گل‌محمدی

وکیل، معلم، مادر
نویسندگان مقاله «هانا شانک» و «الیزابت والاس» به یک نمونه بارز پرداختند و نوشتند: وکیلی در یک مؤسسه حقوقی ثبت اختراع در شهر کانزاس، چند سال بعد از اینکه به یکی از شرکا تبدیل شد، اولین فرزندش را به دنیا آورد. این وکیل یک پرستار بچه تمام‌وقت داشت و آماده بود تا به محض اتمام مرخصی زایمانش، کارش را از سر بگیرد. در طول دوران مرخصی، هفته‌ای یک بار سر کار می‌رفت، اما بعد از چند هفته متوجه شد «چیزی باید تغییر کند. نمی‌توانم برای همه چیز ۱۰۰درصد مایه بگذارم.» حتی با اینکه این وکیل معتقد است آن مؤسسه به او اجازه می‌داد تا پاره‌وقت کار کند و همچنان موقعیت شراکتش را حفظ کند، می‌گوید نه می‌توانست تصور کند همیشه برای ارباب رجوع‌هایش حاضر نباشد و نه می‌توانست تصور کند به فرد دیگری اجازه بدهد که در طول روز مراقب بچه‌اش باشد. به دفتر سرپرستش رفت و استعفایش را اعلام کرد. یک معلم نیز وقتی بچه‌دار شد، حس کرد چیزی تغییر کرده است: «هیچ وقت فکر نمی‌کردم بخواهم با بچه‌هایم در خانه بمانم... زنگ زدم و گفتم این شغل را نمی‌خواهم. خوش‌شانس بودم، چون شوهرم پول کافی درمی‌آورد که من در خانه بمانم.»
نبض خانه و خانواده در دستان ماست
اما جالب‌تر از اصل مقاله برای من، نظراتی بود که از سوی بانوان خواننده این مقاله مطرح شده بود، هر چند در میان آن‌ها بودند مواردی که مقاله را نقد کرده بودند، اما شمار زیادی از مخاطبان نیز دفاعی جانانه از خانه‌داری کرده بودند.
معصومی نوشته بود: این چه تصور غلطیه که ایجاد شده که شغل خانه‌داری رو پایین‌تر از مشاغل دیگه میدونیم. لااقل همه ما خانم‌ها به خوبی این رو درک می‌کنیم که با شغل خانه‌داری چه نقش بسیار مهمی تو حفظ سلامت روانی بچه‌ها و همسرمون داریم، البته این منافاتی با این نداره که اگر شرایطش رو داشتیم، شغل دومی هم در کنار خانه‌داری برای خودمون داشته باشیم. نبض خونه و خانواده تو دست ماست.
راضیه نوشته بود: مهم‌ترین نیاز نوزاد شیر خوردنه... که پدر نمیتونه اینکار رو انجام بده و ما مادر‌ها باید انجامش بدیم. چطوری برگردیم سرکار وقتی بچه‌مون دوساعتی یک بار شیر میخوره؟! باید انتخاب کرد. بین مادر کامل بودن یا شاغل کامل بودن... هر دو باهم جمع نمیشه... من که خیلی تلاش کردم و نشد، البته که شرایطش هم اصلاً مهیا نیست.
بدر نوشته بود: من فرزند یک مادر شاغل هستم. همیشه حسرت بودن مادر در کنارم رو داشتم. داشتن یک محیط خانوادگی گرم. نه جنگ اعصاب و اختلاف پدر و مادر به خاطر خستگی مادرم! با اینکه پدرم همیشه خیلی زیاد کمک می‌کرد. به خاطر همین بعد از بچه‌دار شدن، موندم خونه تا بچه‌هام بزرگ‌تر بشن و از دیدن لحظه لحظه رشدشون لذت ببرم و اون‌ها هم از بودن من کنارشون لذت ببرن.
یک مادر نوشته بود: به نظرم به مادرانی که خانه‌داری رو انتخاب میکنن، باید ماهانه حقوق بدن، چون اونا واقعاً با خانه‌داری هم در هزینه‌های خونه با مدیریتشون صرفه‌جویی میکنن هم تمام وجودشون رو و همه آرزوهاشون رو صرف خانه‌داری میکنن؛ و بالاخره یک بی‌نام نوشته بود: خانه‌داری و بچه‌داری یه کار بسیار تخصصی است. شما اگه بخوای بچه‌تو خوب تربیت کنی و همینطور در مسائل دیگه مثل شوهرداری خوب باشی، باید آموزش‌های زیادی ببینی، اینکه یه مادر خانه‌دار از ضعفشه که شغلش رو رها میکنه، کاملاً نادرسته. به نظر من که شغل فوق‌العاده مقدس و مفیدی است و باید به خودشون افتخار کنن که همچین کاری رو به عهده دارن.
سلطان بلامنازع و قدرتمند خانواده!
حالا از همه این نظرات که بگذریم، می‌رسیم به مادر شخص شخیص بنده که در سن ۸۱ سالگی هنوز هم وقتی به دیدارش می‌روم، به رغم تمام مشکلات جسمی ناشی از کهولت، با عشق و سلیقه‌ای وصف‌ناپذیر، به عنوان یک بانوی خانه‌دار تمام‌عیار آنچنان پذیرایی جانانه‌ای می‌کند که در هیچ رستوران لوکس و هتل پنج ستاره‌ای یافت نمی‌شود. در سایه مهرورزی و توجهات او فرزندان و نوه‌های بسیاری قامت کشیدند و روزنامه‌نگار، پزشک، مهندس و استاد دانشگاه، خانواده‌هایی را سروسامان دادند و گوشه‌ای از خدمت به جامعه را بر عهده گرفتند. ضمن احترام به تلاش و جایگاه قابل احترام مادران شاغل، بجاست که بگویم مادران خانه‌داری در جامعه ما هستند که فقط خانه‌داری نمی‌کنند، بلکه کشورداری می‌کنند. آنان سلطان بلامنازع و قدرتمند خانواده هستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار