کلاس جام جهانی هنوز تمام نشده، اما تا همین جای کار هم آنقدر نکته برای یادگیری رو کرده که بتواند سرنوشت هر تیمی را اگر قصدی در این راستا داشته باشد دستخوش تغییراتی شگرف کند.
بیشک آموزش، رمز موفقیت است، اما آموزشی اصولی و قطر بهانه خوبی است برای بهرهبرداری از یک آموزش اصولی که نتیجهاش را هفتههاست که به تماشا نشستهایم. یادگیری اصولی که میتواند فصلالختامی باشد بر ناکامیهای سریالی ایران در جام جهانی. ناکامیهایی که دیگر باید دریافته باشیم نه با وعده و پرداخت پاداش قبل و بعد بازی میتوان داستانش را به نقطه پایان رساند، نه با هزینههای غیراصولی و هنگفتی که تنها پر کردن جیب دلالهاست و نه حتی با ایجاد هیجان کاذب و ادعای حمایتهای همهجانبهای جز نمایش جهت دیده شدن برخی مقامهای مسئول نیست.
آموزش اصول دارد، هزگز نمیتوان دانشآموزی را صرف داشتن ارادت از کلاس اول روی نیمکت کلاس بالاتر نشاند بیآنکه مهارتهای لازم به او آموزش داده شود. اقدامی که نه لطف، بلکه بزرگترین خیانت است و او را میتواند برای همیشه به هچل بیندازد و از طی کردن موفقیت یک مسیر مستقیم بازدارد. این همان روش نادرستی است که طی سالهای گذشته در فوتبال ایران پیاده شده، اما هنوز هم کمتر کسی میپذیرد صرف دست گذاشتن روی فلان مربی یا برگزاری فلان اردو یا حتی دادن جو به جامعه بتوان موفقیتی را رقم زد.
مراکش و کرواسی امروز به نیمهنهایی جام جهانی راه یافتهاند. موفقیتی که میتوان از آن درس گرفت، البته به شرط آنکه بهطور دقیق روند این دو تیم طی چند سال اخیر مورد مطالعه قرار گیرد. به شرط آنکه نحوه پیشرفت آنها گزینشی مورد استفاده قرار نگیرد. نمیتوان به پایهها اهمیت نداد و انتظار موفقیت داشت. نمیتوان اصول یک انتخاب اصلح را نادیده گرفت و انتظار موفقیت داشت. نمیتوان چشم بر دلالیها بست و انتظار موفقیت داشت. نمیتوان کار را برای صدمین بار به دست افرادی سپرد که کارنامه مشخص و سیاهی دارند، اما انتظار موفقیت داشت. کرواسی و مراکش با کنار زدن حریفانی اسم و رسمدار جواز حضور در نیمهنهایی را به دست آوردند، به این دلیل مهم که انتخابهایشان صرفاً جهت عوامفریبی یا پرت کردن ذهن مردم از یک مسئله دیگر نبود و به این جهت مسیر موفقیت را به درستی و پلهپله طی کردند.
فوتبال ایران در کدام مورد به مراکش یا کرواسی شباهت دارد؟ میتوان مراکش و کرواسی را الگو قرار داد. میتوان از درسها و آموزههای جام بیستودوم نتبرداری کرد جهت پیشرفت، اما این پیشرفت زمانی حاصل میشود که تفکرات اشتباهی را که تا به امروز مانع از موفقیت ایران در جام جهانی شده دور بریزیم. این پیشرفت زمانی حاصل میشود که انتخابهایمان براساس توانمندیها باشد، نه به واسطه رفاقتها و لابیها.
نمیشود یکی به نعل زد و یکی به میخ و انتظار موفقیت داشت. نمیتوان پایهها را رها کرد و انتظار موفقیت داشت. نمیتوان هزینهها را سرازیر جیب دلالها و مدیران نالایق و بیکفایت کرد و انتظار موفقیت داشت. موفقیت، یعنی کنار زدن تمام موانع، حتی اگر نامهای سفارش شده باشند، حتی اگر لابیهای قوی داشته باشند. تا به امروز فوتبال ایران اسیر نامهایی بوده که تریلی از حمل آن عاجز است، اما تنها موفقیتی که حاصل شده صعود به جام جهانی بوده و بس. صعودی که دیگر موفقیت حاصل نمیشود که تنها یک درجا زدن است. موفقیتی که اینبار در صعود به مرحله حذفی معنا میشود. موفقیتی که برای دستیابی به آن نیاز به تلاش است، نه سخنرانیهای زیبا و سپردن کار به دست همان افرادی که سالهاست وعده تحویل میدهند و دستآخر نیز زمین و زمان را مقصر میخوانند. درست مانند عروسی که رقصیدن بلد نیست، اما کج بودن زمین را پیش میکشد!