براساس مطالعات انجام شده، حدود ۸۸ درصد از مساحت کشور تحتتأثیر پدیده بیابانزایی قرار دارد. وحید جعفریان، مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور درباره موقعیت جغرافیایی ایران و عوامل افزایش بیابانزایی اظهار کرد: ایران به لحاظ جغرافیایی در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار گرفته و به همین دلیل نیز متأثر از شرایط اقلیمی خشک است؛ بنابراین شرایط بیابانی برای اکوسیستمهای زمینی کشور ما فراهم است.
وی افزود: براساس مطالعات انجام شده توسط دانشگاه تهران و وزارت نیرو، حدود ۸۸ درصد از مساحت کشور تحتتأثیر پدیده بیابانزایی قرار دارد. مفهوم بیابانزایی، به تخریب سرزمین و آسیبپذیری در مناطق خشک و نیمهخشک، به لحاظ سوءمدیریت سرزمین اشاره دارد.
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور ادامه داد: در این شرایط قابلیت حیاتی، بیولوژیک و توان و حاصلخیزی سرزمین کاهش مییابد و بازگشت به شرایط اولیه بسیار دشوار است.
وی با تأکید بر اینکه مدیریت پایدار یکی از اتفاقات مهم در این اقلیم است، گفت: بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در سال ۹۸ مشخص شده است که ۳۰ میلیون هکتار از عرصههای ایران تحتتأثیر فرسایش بادی هستند. از این ۳۰میلیون هکتار، حدود ۱۴ میلیون هکتار تحت عنوان کانونهای بحرانی فرسایش بادی شناخته میشوند. این کانونها عرصههایی هستند که بر منابع زیستی و اقتصادی کشور خسارت وارد میکنند.
جعفریان افزود: اراضی کشاورزی، جادهها، راهآهن، صنایع و همه منابع زیست انسانی که در این محدوده قرار گرفتهاند، تحتتأثیر فرسایش بادی قرار دارند و آسیب میبینند.
وی ادامه داد: در مطالعه سال ۹۸ مشاهده شدهاست که هزینههای ناشی از فرسایش بادی در کشور حداقل ۳هزار میلیارد تومان در سال است که بهطور مستقیم باعث کاهش کیفیت زندگی در بسیاری از روستاهای مناطق بیابانی میشود؛ بخشی از عرصههای کشاورزی، صنایع و تأسیسات صنعتی به دلیل هجوم ماسههای روان و فرسایش بادی دچار آسیب و خسارت میشوند.
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور افزود: برآورد ما این است که سالانه در حداقل یک میلیون هکتار از عرصههای بیابانی یا مناطق تحتتأثیر کشور از نظر فرسایش بادی، تخریب سرزمین اتفاق میافتد و مستعد تبدیل به کانون بحران فرسایش بادی و خسارتها میشوند.
وی ادامه داد: ما اگر بخواهیم فقط شرایط موجود را حفظ کنیم باید برنامههای مدیریت پایدار سرزمین و مقابله با بیابانزایی را حداقل در یک میلیون هکتار از عرصههای آسیبپذیر کشور در سال اجرا کنیم. در حال حاضر در بهترین شرایط، در طول برنامه ششم توسعه اجرای فعالیتهای مقابله با بیابانزایی بیش از ۳۰۰هزار هکتار نبوده و ما در مقایسه با شدت بیابانزایی در کشور - که ناشی از عوامل انسانی و تغییرات اقلیمی است- عقب میمانیم و هر سال این گستره توسعه مییابد و خسارات بیشتری را تحمیل میکند.
به گفته جعفریان یکی از مهمترین علل زیربنایی تشدید فرسایش بادی در کشور بهویژه در سالهای اخیر به چگونگی مدیریت منابع آب، افت آبهای زیرزمینی و عدم تأمین حقآبه بازمیگردد.
وی ادامه داد: به عقیده ما در برنامههای بالادستی حکمرانی منابع آب، حتماً باید به موضوع فرسایش بادی، گرد و غبار و خسارات ناشی از آن توجه جدی شود، کما اینکه اخیراً موضوع حکمرانی منابع آب و موضوعات مرتبط در شورای عالی آب مطرح شدهاست. تقاضای ما به این دلیل است که با یک نگرش جامع بتوان طوفانهای ماسهای و گرد و غبار را کنترل کرد.
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با بیان اینکه در این سازمان برای کنترل بیابانزایی تا کنون اقدامات بسیار زیادی انجام شدهاست، اظهار کرد: اخیراً سندی تحت عنوان سیاستهای مشارکتی مدیریت مناطق بیابانی را به استانها ابلاغ کردیم. در این جهت برای اولینبار رویکردهای مشخصی با استفاده از ظرفیتهای قانونی و حمایتی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی، توسعه مشارکت مردم و ایفای نقش مسئولیت اجتماعی بنگاههای مالی در کشور تعریف شدهاست.
وی ادامه داد: خوشبختانه در سال گذشته ۸۵ هزار هکتار از مناطق کانونهای بحرانی فرسایش بادی و مناطق بیابانی کشور با مشارکت بخشهای مختلف به ویژه صنایع بزرگ، معادن و جوامع محلی هم احیا شدند و هم در حال حفاظت هستند. این یک رویکرد مشارکتی بر اساس تجارب سازمان منابع طبیعی در حوزه توانمندسازی جوامع محلی و همکاری مؤثر با سازمانها و بخشهای مختلف است.
جعفریان افزود: انتظار داریم تا پایان سال ۱۴۰۱ برنامههای احیای مناطق تحتتأثیر فرسایش بادی از دید مشارکتی به ۱۰۰ هزار هکتار برسد و ظرفیتهای خوبی نیز در این حوزه وجود دارد.
مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور افزود: اکوسیستم مناطق بیابانی میتواند علاوه بر اینکه در راستای مشارکت و سرمایهگذاری سایر بخشها فعالیت کند، به بهبود اقتصادی و معیشت جوامع محلی نیز کمک کند و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری نیز از این طریق بتواند این عرصهها را در اختیار خود جوامع محلی که آنها را احیا کردهاند، قرار دهد. این اقدام میتواند تحولی را در این حوزه به دنبال داشته باشد.
وی با تأکید بر اینکه تخصیص منابع اعتباری مرتبط با فعالیتهای مناسب برای مقابله با بیابانزایی ضروری است، اظهار کرد: کانونهای بحرانی ویژهای در منطقه خوزستان، سرخس و دشت زابل وجود دارد و آثاری از فعال شدن و خسارتزا بودن دشتهای تولیدکننده طوفانهای ماسهای و گرد و غبار در اطراف آنها و شهرهای بزرگ به چشم میخورد.
جعفریان در پایان تصریح کرد: بخشهای حمایتی و تشویقی و پشتیبانی از سرمایهگذاری در بخشهای خصوصی همه قطعات یک پازل هستند که در نهایت میتوانند به چشماندازی از مدیریت پایدار سرزمین ختم شوند و منابع مالی موضوع اول و آخر نیست، بلکه باید برنامهریزیهای هماهنگ و سیاستگذاریهای همسو و پشتیبانی قوانین در این خصوص پررنگ دیده شود.