سرویس اقتصادی جوان آنلاین؛ کیارش خدابنده*: فرایندهای تولید تابعی از عوامل گوناگون است و نهادههای متنوعی برای تولید محصولات و خدمات مورد نیاز است. این نهاده ها، برای سهولت به دو نهاده سرمایه و نیروی کار تقسیم میشوند. برای مثال برای تولید محصول کشاورزی به نیروی انسانی و سرمایه که شامل تجهیزات، زمین، بذر، کود و ... میباشد، نیاز است. نهادههای سرمایه و کار میتوانند در بسیاری از فرایندهای تولید، جایگزین هم شوند. برای مثال برای حفر یک کانال میتوان بجای استفاده از نیروی انسانی، از سرمایه (بیل مکانیکی) بیشتر استفاده کرد. یعنی بیل مکانیکی و نیروی کار در اینجا جایگزین هم میشوند.
در تولیدات یک جامعه میتوان از نیروی کار بیشتر یا سرمایه بیشتر استفاده کرد؛ بنابراین سهم سرمایه و نیروی کار در تولید میتواند، تغییر کند. در بررسی وضعیت نیروی کار در بخش کشاورزی، در تولید محصولات کشاورزی به روش سنتی نسبت به تولید با روش مدرن، سهم نیروی کار از سهم سرمایه بیشتر است؛ بنابراین تغییر فرآیند تولید محصولات کشاورزی از سنتی به مدرن، باعث کاهش سهم نیروی کار در تولید میشود. این فرآیند برای کشورهایی که نیروی کار کافی در اختیار ندارند، فرآین مطلوبی است.
در کشورهای با جمعیت کم، نیروی کار کافی، وجود ندارد بنابراین راهبرد اصلی برای تولید در این کشورها، راهبرد سرمایه بر است و با استفاده از تکنولوژی، سرمایه، جانشین نیروی کار میشود و این یک ضرورت ناشی از کمبود نیروی کار است.
در کشورهایی که با کمبود نیروی کار مواجهند، برنامه ریزی ها، بصورت طبیعی به سمت افزایش سهم سرمایه در تولید یا سرمایه بر نمودن فرایند تولید، پیش میرود.
از طرف دیگر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نیروی انسانی فراوانی وجود دارد. منطقی است در این کشورها که نیروی انسانی به حد کافی در اختیار هست، فرایندهایی که سهم نیروی کار در تولید بیشتر است یا به عبارتی فرآیندهای کاربر، انتخاب گردد.
از آنجایی که بخش زیادی از درآمد خانوادهها از طریق اشتغال بدست میآید و درآمدهای ناشی از اجاره، سود و ... نیز به تولید که تابعی از اشتغال است، بستگی دارد، بنابراین اشتغال بیشتر، در مرحله اول منجر به کاهش فقر و در مرحله نهایی به افزایش درآمد و رفاه عمومی که خواست عمومی کشورهاست، منتهی میشود.
اشتغال آفرینان با تغییراتی که در اقتصاد از طریق تولیدات جدید، فرآیندهای جدید، بازارهای جدید، منابع جدید و تجدید ساختارها، بوجود میآورند، به کاهش فقر، تامین حداقل غذا، مسکن، بهداشت و آموزش کمک میکنند و با توسعه اشتغال آفرینی، نشاط اجتماعی و امکانات اقتصادی را گسترش میدهند.
در بازار رقابتی یا بازاری که تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان بیشماری دارد، سود صفر هست و پس اندازی وجود ندارد. همچنین در شرایط بازار انحصاری که تهدیدی برای سود صاحبان سرمایه وجود ندارد تمایل به تغییر از سوی صاحبان سرمایه وجود ندارد و موانع زیادی بیش پای اشتغال آفرینی برای جلوگیری از تغییر قرار میدهند.
این اشتغال آفرینان هستند که با صرف هزینه بالا و با انگیزههای سودآوری، موفقیت و انسان دوستی فرآیندها و محصولات و بازارهای جدید را معرفی میکنند و از طریق بهره وری بیشتر سایه سنگین افزایش قیمت بر رفاه جامعه را دور میکنند. اشتغال آفرینان با بهره وری بیشتر و راههای جدید قیمتها را کاهش میدهند. یکی از راههای ثبات قیمت و رهایی از تورم اشتغال آفرینی دانش بنیان است.
اشتغال آفرینان برای تبلور اراده خود در فضای کسب و کار و تحقق رویای موفقیت، شرایط حاکم بر بازارهای اقتصادی را میسنجند و با توجه به آزادی و سهولت کار در کشورهای مختلف، بهترین مکان را برای تبدیل نوآوری به محصول، انتخاب میکنند. کشورهای مختلف با توجه به منابع طبیعی که در اختیار دارند، بازارها و فضای کسب و کار، درجات مختلفی از توانایی آشکار سازی نبوغ اشتغال آفرینان را دارند.
کشور ما مزیتهای فراوانی برای اشتغال آفرینان در اختیار دارد و بصورت طبیعی موانعی نیز وجود دارد که مهمترین آن موقعیتهایی است که از طریق آن دلالی و واسطه گری بر تولید مقدم میشود و سودهای فراوانی، نصیب دلالها میکند که هیچ انگیزه و منطقی برای صرف نظر کردن از آن وجود ندارد. از دیگر موانعی که سد راه اشتغال آفرینان است، برندسازیهای رانتی است که غلبه بر آنها به راحتی امکان پذیر نیست.
اگرچه اشتغال آفرینان ریسک پذیر هستند، ولی تغییر مداوم قوانین و مقررات و افزایش مداوم قیمتها، فضا را بیش از حد قابل قبولی نا مطمئن میسازد و اراده و انگیزه اشتغال آفرینی را غیر منطقی میسازد.
در حال حاضر در فضای اقتصادی کشور، پیشبینی نرخ ارز و قیمت حاملهای انرژی و قوانین و مقرراتی که وضعیت این دو را مشخص میکند، بسیار دشورا است.
به کرات مشاهده شده است که دولت در مورد ثبات قیمت ارز یا حاملهای انرژی وعده داده است، ولی به فاصله زمانی بسیار کوتاهی قیمت آنها را تغییر داده است.
اشتغال آفرینان برای متجلی نمودن نبوغ خود، انگیزهایی مانند شگفتی سازی در طبیعت، کسب سود و انسان دوستی را دنبال میکنند. رفتارهایی که کارآفرینان را نسبت به شاخصهای رشد بی انگیزه میکند و یا مسیر آنان را در توسعه و خلق موضوعات جدید غیر منطقی میسازد، جامعه را با آسیبهای جدی مانند بی کاری و فقر روبرو مینماید و ضروری است مورد توجه قرار گرفته و اصلاح شود.
فساد در سیستم ادرای و چندگانگی در تفسیر قوانین و مقررات به نفع یکی و به ضرر دیگری و دشواری صدور مجوز و رهاسازی شایسته سالاری در مناصب دولتی و تبعیض در امکانات عمومی، انگیزههای اشتغال آفرینی را از بین میبرد. این در حالی است که سرعت انتقال فنآوری، مدت زمان برخورداری اشتغال آفرینان از سود انحصاری نوآوری هایشان را به شدت کاهش میدهد.
*کارآفرین و مدیر نمونه جوان کشور