۱- خیلی ساده و صمیمی یک پوکه گلوله توپ یا پوکه خالی توپ ۱۰۶ از گچ و سیمان پر میشد و با دستهای چوبی تبدیل به میل باستانی شده و ابزار ورزش رزمندگان میشد. رزمیکاران بیشمار جبههها که کارشان راحتتر بود، چه در خط دوم و چه در قرارگاه لشکرها و چه در پادگانهای آموزشی در نمازخانه زیر سایه چادرها و حتی در خنکای دم غروب در فضای باز تمرین میکردند. فوتبالیها هم کار سادهای داشتند، چند پاره آجر به عنوان دروازه و توپ چهل تیکه در زمین خاکی یا توپ پلاستیکی سه لایه، یعنی چند ساعت فوتبال خدا میداند زمین چمنهای فوتبال دوکوهه و پادگانهای عقبه لشکرها و قرارگاهها هر کدام چند نفر از شهدای ورزشکار فوتبالیست را میزبانی کردهاند.
۲- کشتیگیران، رزمیکاران، باستانیکاران، فوتبالیستها و سایر ورزشکارانی که در جبههها میجنگیدند یک شاخصه اساسی داشتند. آنها همگی بمب روحیه بودند، جسور، شجاع و از همه مهمتر در مواقع خطر داوطلب کارهای محیرالعقول که گاهی در مخیله هیچکس نمیگنجید. این روحیه متهورانه و قدرت ریسکپذیری باعث میشد که اکثر ورزشکاران حاضر در جبهههای جنگ در شغلهای حساسی، چون اطلاعات عملیات، تخریبچی، غواصان خطشکن یا در گردانهای خطشکن لشکرهای مختلف مشغول به خدمت باشند.
۳- آمار رسمی شهدای ورزشکار دفاع مقدس هر ساله بالغ بر ۵ هزار نفر ورزشکار حرفهای است، اما نکته مغفول ماجرا این است که به خاطر حفظ روحیه نشاط و سرزندگی رزمندگان در ایام دفاع مقدس بسیاری از رزمندگان قبل از عملیاتهای آفندی به ورزش حرفهای روی میآوردند. برای استفاده در جنگ تن به تن رزمی کار میکردند یا کشتی میآموختند. غواصهای خطشکن شناگرانی درجه یک بودند که در سد دز و رود کارون و پایگاههای آموزشی خلیج فارس آموزشهای سخت و طاقتفرسا میدیدند.
در این میان شهدای شاخصی مثل استاد سهراب (یاسر) عیسیپور، شهید ابراهیم هادی، شهید سعید طوقانی و شهید ابوالفضل ضرغام و دهها استاد و مربی ورزشی علاوه بر حضور مستمر در جبههها به پرورش شاگردان مؤمن و معتقد در جبههها و البته در پشت جبهه میپرداختند، حتی استادان رزمیکاری که صاحب کلاس و باشگاه بودند عدهای زیادی از شاگردانشان را برای حضور مؤثر در شغلهای خاص جبههها آموزش میدادند و به صورت نوبهای به جبهه اعزام میکردند.
۴- روایت مشهور سردار کاظمی از گلچین کردن موتورسواران حرفهای برای حضور در جبههها و استفاده از آنان در جنگهای نامنظم و اطلاعات و عملیات و شناسایی خط مقدم دشمن هم شنیدنی است. اینکه چگونه جوانهای عشق موتورسواری و تک چرخ زدن جذب جبههها شدهاند و اکثرشان نمکگیر حال و هوای معنوی جبههها شدند ماندند و حماسه آفریدند و بسیاری از آنها به شهادت رسیدند.
۵- شبها عملیات اکثر ورزشکاران با روحیهای مثال زدنی مشغول شوخی و خنده و تهییج دیگران میشدند. روحیه سرزنده علیاکبرهای خمینی (ره) همواره به گونهای بود که کل گردان به هوای روحیه شاد و استثنایی این افراد با انگیزهای مضاعف در عملیاتها شرکت میکردند و هنگام مواجهه با خطر نخستین داوطلبها برای خاموش کردن سنگرهای کمین دشمن یا عبور از میادین مین همین ورزشکاران با روحیه و از جان گذشته بودند که در مکتب خمینی آبدیده و آماده جانفشانی و باز کردن مسیر برای سایر رزمندگان میشدند و البته پس از هر عملیات تعداد زیادی از آنها به خیل عظیم مسافران آسمان میپیوستند. شهدای ورزشکار در هر عملیات غیرت، مردانگی، شجاعت، جسارت و از خودگذشتگی را زندگی میکردند تا به زندگی ابدی دست یابند.
به امید شفاعت شهدا