کد خبر: 110862
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۳

آن چيز كه اين روزها از جنبش سبز باقي مانده است، رويش قارچ‌وار نظريه‌هايي است كه اخيراً از آن به عنوان دين سبز(!) ياد مي‌شود. موضوعي كه حسن محدثي در اجتماع دانشجويان از آن ياد مي‌كند و حتي بي‌پروا و بدون واهمه از ملحدان، ماركسيست‌ها و همجنس بازاني ياد مي‌كند كه بر قطار دين سبز سوار شده‌اند و به ناكجاآبادي كه توهمات رهبران اين جنبش ضد ديني ساخته‌اند، رهسپارند. اين جماعت آن چنان در جذب مخاطب و سرمايه‌هاي اجتماعي درمانده و ناتوان شده‌اند كه حاضر شده‌اند مكتبي را معرفي كنند كه همجنس بازان به عنوان ناسالم‌ترين عناصر جامعه حتي از ديدگاه خودشان هم در شمول اين مكتب قرار بگيرند. در حقيقت ريزش‌هاي شديدي كه اخيراً در تجمعات غيرقانوني اين جريان صورت گرفته و افول شديد رهبران فكري اين حركت غيرقانوني، در تئوري‌پردازي و ايجاد سوژه براي ادامه تحركات غيرقانوني از سوي هواداران، آنها را بر آن داشت تا سخناني به زبان بياورند كه از ميليونيوم‌هاي جامعه (يك در ميليون) براي توسعه نفري هواداران خود استفاده كنند. غافل از اينكه اين سخنان نه تنها كمكي در جذب سرمايه‌هاي اجتماعي به آنها نمي‌كند بلكه باعث ريزش هر چه بيشتر اندك نيروهاي باقي مانده اين جريان نافرجام مي‌شود. چرا كه قطعاً هر فردي كه تنها ذره‌اي از انسانيت در ذات خود داشته باشد، حاضر نيست هم‌رديف با همجنس‌بازان قرار بگيرد. عملي كه حتي در سرزمين‌هاي غربي، محل تولدش، هم با واكنش‌هاي بسيار منفي ساكنان به اصطلاح متمدنش مواجه شده است. مارك ديني براي اهداف غير ديني تئوري «دين سبز» و بحث‌ زايش آن از زبان كسي عنوان مي‌شود كه عضو انجمن جامعه شناسي ايران است و درست در زمان ايراد اين سخنان افرادي نظير عمادالدين باقي و سارا شريعتي به عنوان كارشناس در كنار وي حضور دارند كه همگي داعيه مردم شناسي، دين شناسي و جامعه شناسي‌شان گوش فلك را كر كرده است اما دريغ از يك مخالفت كوچك به خاطر دركنار هم قرار دادن ملحدان، شيطان‌پرستان و همجنس‌بازان در كنار كساني كه همه ادعاي دينداري‌شان مي‌شود اما اين موضوع تنها به در كنار هم قرار دادن افراد عادي يك جنبش غيرقانوني با ملحدان و همجنس‌بازان نيست، بلكه حسن محدثي تئوري‌پرداز دين سبز، براي مصادره به مطلوب اين شمول‌پذيري مدعي شده است كه جنبش سبز به دليل همراهي برخي از روحانيون جنبشي كاملاً ديني است و مي‌خواهد دين را حفظ كند!بنابراين اين فرد در تلاش است تا نه تنها يك عده قليل بلكه يك دين عظيم با ميلياردها پيرو را در كنار عده‌اي معلوم‌الحال قرار دهد تا شايد بتواند با هزينه كردن دين بزرگ اسلام كه هزار و چهارصد سال از نزول آن مي‌گذرد و ريشه در وجود ميلياردها نفر انسان دارد را براي پيشبرد اهداف غيرقانوني حركت سبز استفاده كند. باز هم نقش پررنگ علوم انسانيبا نگاهي دوباره به تئوري دين سبز درخواهيم يافت كه اين موضوع يك كپي ناشيانه از ليبراليسم است؛ مكتبي كه بارها در همه زمينه‌ها اعم از اجتماعي، سياسي و اقتصادي ناكارآمدي‌اش به اثبات رسيده است. در بينش ليبراليسم مذهب به عنوان يك نظام اجتماعي كه براي خود اصول و موازين خاص داشته باشد و چارچوبي براي فعاليت انسان ارائه دهد، مورد قبول نيست. ليبراليسم، مذهبي را مي‌پذيرد كه ماهيتش مسخ شده باشد، يعني تنها در مشتي توصيه‌هاي اخلاقي و عبادي خلاصه شود و به عنوان يك چارچوب سياسي، اجتماعي، اقتصادي پا در عرصه اجتماعي نگذارد و از دامن زندگي خصوصي فرد تجاوز نكند. در حقيقت در اين مكتب هر كس در انتخاب مذهب و يا لامذهبي آزاد است. بنابراين مي‌توان به راحتي فهميد كه ساخت و پرداخت اين تئوري ريشه در علوم انساني غرب دارد. موضوعي كه رهبر معظم انقلاب به درستي خطر آن را گوشزد كردند و فرمودند: بسياري از علوم انساني مبتني بر فلسفه‌هايي است كه مباني آنها ماديگري و بي‌اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي است و آموزش اين علوم موجب بي‌اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي مي‌شود و آموزش اين علوم انساني در دانشگاه‌ها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مباني ديني و اعتقادي خواهد شد. تلاش 30 ساله بومي كردن انديشه‌هاي غربي مبارزه با اسلام و اسلام ستيزي بحث تازه‌اي در دنياي اسلام نبوده و نيست و از همان نخستين روزهاي بعثت پيامبر اسلام طرح اسلام‌ستيزي دشمنان آغاز شد و تا امروز نيز ادامه دارد اما وقوع انقلاب اسلامي در ايران موضوعي بود كه تمامي معادلات دنياي غرب و اسلام ستيزان را بر هم زد. چرا كه مدل ارائه شده از اسلام در انقلاب اسلامي ايران باعث هوشياري ملت‌هاي مختلف و الهام‌گيري از اين انقلاب در مبارزه با مستكبران شده است. از اين رو تمامي قدرت‌ها در طول 30 سال عمر انقلاب اسلامي ايران سعي در بر هم زدن نظم دروني اين انقلاب داشتند و شيوه‌هاي مختلفي اعم از تهديد سخت نظير حمله مستقيم به ايران و تهديدات نرم نظير تهاجم فرهنگي، ناتوي فرهنگي و جنگ نرم را در دستور كار خود قرار دادند. طرح مسائلي نظير دين سبز توسط پياده نظام قدرت‌هاي برانداز كه بدون شك دوران آموزشي خود را در دانشگاه‌هاي غربي (كه نقش پادگان آموزشي جنگ نرم را ايفا مي‌كنند) گذرانده‌اند، در راستاي همين بر هم زدن نظام دروني انقلاب و تهديدات نرم است. در انتظار پيامبر سبز! سوابق جماعت سبز نشان داده است كه اين افراد براي رسيدن به اهداف خود از هيچ كاري فروگذار نخواهند كرد و يد طولايي در تحريف باورها و اعتقادات مردم دارند. از اين رو هيچ بعيد نيست كه طي روزهاي آتي و با بزرگ‌تر شدن مشكلات اين جريان در جذب مخاطب شاهد ظهور پيامبر سبز باشيم. چرا كه هر دين به يك پيامبر نيز نياز دارد تا واسطه‌اي باشد بين پيروان ملحد، شيطان‌پرست و همجنس‌گراي آن با خدايگاني كه شايد آنها هم به زودي از نهانخانه رهبران سبز بيرون بيايند. بايد منتظر ماند و ديد كه چه كسي نقش پيامبر سبز را ايفامي کند؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار