
تنها جرم در این مکان صدا کردن است. هرگونه صدای صحبت کردن، جابه جا کردن میز و صندلی و. . . با نگاههای غضب آلود پاسخ داده میشود. صدای زنگ تلفن همراه که جنایت است و مجازاتش. . . هیس س س س.
در چنین جوی به دنبال فردی میگردم که غیر از کتاب تست و کنکور کتاب دیگری جلوی رویش باز باشد. در فضای کوچک قرائت خانه که روزهای فرد در اختیار آقایان و روزهای زوج در اختیار خانمها است، او را مییابم که غرق در کتاب پیش رو است. دلم نمیآید آرامشش را بر هم بزنم. بعد از کلی کلنجار با خودم سرصحبت را با او باز میکنم. از من میخواهد بیرون کتابخانه پاسخ سوالاتم را بدهد. نامش سید مهدی جلال زاده است. میگوید: «معمولاً یک روز در میان به کتابخانه میآیم و از صبح تا بعد از ظهر را اینجا سر میکنم. روزانه حداقل 3 تا 4 ساعت، گاهی هم بیشتر کتاب میخوانم. » و ادامه میدهد: «همه جور کتابی میخوانم علمی، غیر علمی. اخیراً به خواندن سرگذشت نامهها علاقهمند شدهام. »
میزان مطالعه روزانه جلال زاده مانع اجرای برنامه روزانه کار و زندگیاش نیست. خودش میافزاید: «مطالعه به کارم ضربه نمی زند. بیشتر پروژهای کار میکنم. صبحها را برای مطالعه گذاشتهام تا ساعت 12 – 1 ظهر. شبها هم از 7 و 8 به بعد کتاب میخوانم.» وی معتقد است فضای کتابخانه 100 در صد در میزان جذب افراد مؤثر است و میگوید: «در حال حاضر این فضاها بیشتر دفع میکنند تا جذب. اغلب سالنهای کتابخانهها تا ساعت 8 و 9 صبح پر میشوند و دیگر جایی برای نشستن نیست. اگر در محدودههایی که استقبال بیشتر است کتابخانههای بیشتر و بزرگتری باشد، خیلی بهتر است. نباید افراد برای آمدن به کتابخانه یک تا دو ساعت در راه باشند.» جلال زاده با دست به کتابخانهای که در میان پارک دانشجو تهران قرار گرفته اشاره میکند و میافزاید: «باز این کتابخانه بهتر است ولی به طور کل فضای کتابخانههای شهر نسبت به استقبال شهروندان کم است.» جلال زاده 26 ساله و مهندس مکانیک است.
در این پارک که گستره اش تمام صداها را میبلعد همه نگاهها به سرعت متوجه صدای حاصل از قدرت نمایی پای عابرین بر روی برگهای زرد تسلیم پائیز میشود. در میان آرامش کهن این پارک پائیز زده جوانان قدیم و جدید در مقابل هم و روی صفحه شطرنج صف آرایی میکنند. روی نیمکتهای پارک چند زوج جوان میخواهند به نتیجه برسند؛ مهم نیست چقدر طول میکشد، میخواهند که برسند. جا به جا میز و صندلیهای سیمانی تک نفرهای وجود دارند. گویا گنجایششان به اندازه یک ذهن است و با یک فکر اشباع میشوند. مهمانان پارک برای راهنمایی خواستن از یکدیگر خجالت میکشند، انگار دور هر آدمی تابلویی نصب شده است: «آرامشم را بر هم نزن»
بالاخره ساختمان فیروزه فام کتابخانه نمایان میشود. ورودی کتابخانه به تصویری از مقام معظم رهبری در حال مطالعه و جملهای از ایشان مزین است: ارزش یک جامعه به افراد کتابخوان آن بستگی دارد.
کاغذی هم نقش راهنمای غائب قسمت اطلاعات را بر عهده دارد: مدارک مورد نیاز برای عضویت: 2 هزار تومان حق عضویت، 2 قطعه عکس 3 در 4، کپی. . .
کتابخانه پارک شهر در سال 1340 در محل سفره خانه سنتی فعلی پارک تاسیس شد و در سال 1350 با احداث ساختمان کنونی آن به مساحت 2830 مترمربع که از ابتدا با کاربری کتابخانه ساخته شده است به این مکان منتقل شد و در حال حاضر با بیش از 8200 نفر عضو و 54 هزار نسخه کتاب در 6 بخش نابینایان، ایثارگران،کودک، مرجع و نشریات، خدمات فنی و امانات فعالیت میکند.
یک آشنا پیدا کردم. بر روی میز یکی از کتابداران یک نسخه از روزنامه جوان وجود دارد.
اینجا آرامش حاکم مطلق است و کسی زورش به آن نمی رسد. به دنبال فلشها به راه میافتم. تابلوهای رنگ روغن و گواش آماتوری منظرههای جنگل، دریاچه، رود، کلبههای روستایی و سرخ پوستی، کوهستان برفی، غروب و طلوع خورشید، قایق و ساحل را به کتابخانه آوردهاند.
بشنو از نی، هزار و یک شب، سه تفنگ دار، گلوله بد است، چرم ساغری، کنت دو مونت کریستو، تلماک، کولاک، اسارت بشری، نبرد با شیطان، جنگ و صلح، تسخیرشدگان، قمارباز...
محاصره شدهام. محاصره اندیشههایی که در لابهلای صفحات کتابها به بند کلمات گرفتار آمدهاند. صدایم میکنند. مرا بخوان برای اولین بار. . .
چنین شیوهای که کتاب مستقیماً توسط اعضا انتخاب و از قفسه برداشته میشود، به کتابداری قفسه باز معروف است.
بنا به گفته علی محسنی، رئیس کتابخانه پارک شهر مراکز مختلفی در اداره کتابخانهها نقش دارند. وی یادآور میشود: «کتابخانههای مساجد زیر نظر وزارت ارشاد و کانونهای مساجد اداره میشوند. به جز کتابخانههای ملی، مجلس و موقوفاتی مابقی کتابخانهها زیر نظر شهرداری و نهاد کتابخانهها اداره میشوند. »
نهاد کتابخانههای کشور، نهادی عمومی و غیر دولتی است که از وزارت ارشاد مستقل شده و به صورت هیات امنایی اداره میشود و بین 37 تا 40 کتابخانه در سطح شهر تهران زیر نظر آن اداره میشوند.
محسنی میگوید: «کتابخانهها سلیقهای اداره میشوند. مثلاً نهاد هیچ کتابخانه شبانه روزی ندارد در حالی که برخی کتابخانههای وابسته به شهرداری شبانه روزیاند.» وی معتقد است از آنجا که کار تخصصی نهاد کتابخانههای کشور در این مورد است، چنانچه تقویت شود میتواند قویتر از شهرداری کتابخانهها را اداره کند. رئیس کتابخانه پارک شهر که به گفته وی رتبه اول را در میان کتابخانههای عمومی استان داراست، میگوید: «در حال حاضر مشکل اغلب کتابخانه ها، محقق نشدن قانون مجلس درباره واریز نیم درصد از کل درآمد شهرداریها به حساب آنها است. این قانون از زمان تصویب تا کنون به طور کامل محقق نشده است. بعد از اینکه کتابخانههای شهرداری از زیر نظر وزارت ارشاد خارج شدند، شهرداری مدعی شد که کتابخانههایی را که میسازد خود اداره میکند. در صورتی که طبق قانون مجلس اداره کتابخانهها بر عهده نهاد کتابخانههای کشور است. شهرداری هم اگر خواست میتواند کتابخانه بسازد اما باید اداره آن را به نهاد بسپارد. ضمن اینکه نیم درصد درآمد شهرداریها، مصوب مجلس تنها برای اداره کتابخانهها است نه ساخت و تجهیز آنها. »
وی خاطر نشان میکند: «گسترش فضای کتابخانهها 100 درصد در تشویق افراد به کتاب خواندن موثر است. کتابخانهها نیز در راستای سند چشم انداز بیست ساله باید تا سال 1404 از نظر کمی و کیفی پیشرفت کنند. »
رئیس کتابخانه پارک شهر در مورد نحوه برخورد کتابدارها و کارکنان کتابخانهها با مراجعین میگوید: «یک کتابدار باید از نظر اخلاق، رفتار و سطح سواد و اطلاعات الگو باشد. کار کتابدار از معلم سختتر است. مراجعه کننده باید از نحوه برخورد و اطلاعات ارائه شده راضی برگردد. هم اینک 16 کتابدار در کتابخانه پارک شهر فعالیت میکنند که 50 درصد آنها کتابداری خوانده و مابقی در رشتههای دیگر تحصیل کرده اند. از آنجا که نگاه ویژهای روی این کتابخانه هست، کتابدارهای آن گلچین استان هستند.»
متوسط امانت ماهانه کتابخانه پارک شهر 5500 جلد، متوسط ارباب رجوع آن در ماه 18 هزار نفر و متوسط ورودی کتاب به کتابخانه ماهیانه 1100 جلد است.
رئیس این کتابخانه در این باره اضافه میکند: «فرق بین کتابخانههای ملی و عمومی در فضای تخصیص یافته به مرجع است. به همین خاطرکتابخانههای ملی با کمبود جا مواجهند اما کتابخانههای عمومی از این نظر در مضیقه نیستند چون خلاف نمونههای ملی کتاب از کتابخانه خارج میشود و با وارد شدن کتابهای جدید خروجی کتاب هم داریم. مثلاً کتابهای فرسوده که از چرخه خارج میشوند و یا وجین کتابها در کتابخانه وجود دارد یعنی ممکن است کتابی مفقود بشود و یا عضوی کتابی را ببرد و دیگر نیاورد و آدرسش هم تغییر کند و ما دسترسی به او نداشته باشیم یا کتابهایی که در عرض دو ماه غیر قابل استفاده میشوند و بعد از چند بار صحافی دیگر قابل تعمیر نباشد؛ زیرا به محض برگشتن دوباره به امانت میروند مثل کتاب «دا» یا ممکن است به خاطر اینکه چند سال در مخزن مانده به عنوان کتاب بدون مخاطب از مخزن خارج شود. وی تصریح میکند: «همه ساله نهاد کتابخانهها 100 عنوان کتاب را به عنوان کتاب پرمخاطب در کتابخانه به اعضا معرفی میکند.»
الهه تیرا نیز که از سال 68 کتابدار است درباره خصوصیات یک کتابدار میگوید: «باید همراه و انعطاف پذیر باشد. افراد عموماً اهل سوال پرسیدن نیستند بنابراین کتابدار باید خودش حدس بزند هر فرد به دنبال چه چیزی است و پاسخ آن را نیز بدهد. این در کتابخانههای مرجعی بیشتر مصداق دارد. مخاطب کتابخانه ملی خاص است با این حال باید انعطاف پذیر باشد.»
وی درباره روند گسترش کیفی و کمی مطالعه در کشور اضافه میکند: «در سالهای اخیر مطالعه به شدت از عمق به سطح آمده است. مطالعات و تحقیقات انجام شده بر روی پایان نامهها از این نظر اصلاً قابل مقایسه با قبل نیست و بیشتر ابتدایی و برای از سر باز کردن هستند اما از نظر کمیت به دلیل اینکه همیشه در کتابخانههای خاص کار کردهام نمیتوانم نظر بدهم.»
تیرا حدود 13 سال در کتابخانه ملی ملک مشغول به کار است. وی در خصوص تهیه منابع برای این کتابخانه میگوید: «کتابخانه ملک یک کتابخانه وقفی است و برای تهیه هر کتابی از هر نقطه دنیا با هر قیمتی امکان مالی دارد.»
تیرا در زمینه راههای گسترش کتابخوانی میافزاید: «مسؤولین اجرایی خود میدانند درد و درمان کجاست. ریشه این امر در میزان رفاه اقتصادی افراد جامعه است. مردم آنقدر گرفتار دغدغههای مادی هستند که فکر میکنند زمانی را که صرف مطالعه میکنند هدر رفته و میتوانسته اند از آن زمان برای درآمدزایی استفاده کنند. وقتی رفاه و حقوق اولیه شهروندان تأمین نباشد نمیتوان انتظار بالا رفتن ساعت مطالعه را داشت.»
وی خاطرنشان میکند: «شعار فرهنگ سازی برای گسترش کتابخوانی را همه میدهیم اما باید بدانیم این مساله بسیار سخت است و باید افراد از ابتدا به آن عادت کنند، مثلاً مادری که در حال آشپزی است اگر در حین آن مطالعه نیز بکند علاوه بر اینکه خود بهرهای برده فرزندش نیز به مطالعه تشویق میشود. کتابخانهها باید به فضاهای تحقیقاتی تبدیل شوند و میزان مطالعه افراد نباید به وجود کتابخانه وابسته باشد. دیده میشود افرادی که اظهار میکنند چون نزدیک منزلم کتابخانه نیست پس کتاب نمیخوانم. همچنین شهرداری میتواند کتاب را در مراکز عمومی بیشتر وارد کند همانطور که در ابتدا گل هایی را که میکاشت همه میکندند اما اینقدر کاشت که برای مردم عادی شد، حالا هم باید اینقدر کتاب در دسترس مردم بگذارد تا بالاخره از برداشتن و جا به جا کردن آن دست بردارند. »
وی در مورد مخاطبان کتابخانه میگوید: «اخیراً مخاطبان تغییر کرده اند. قبلاً محققان برای مطالعه کتب خطی و یا منابع تحقیقاتی به کتابخانه مراجعه میکردند اما در حال حاضر بیشتر دانشجویانی که به دنبال جای آرامی برای آماده شدن برای امتحانات خود هستند به کتابخانه مراجعه میکنند. »
کتابها در کتابخانه بیش از آنکه گوش قادر به شنیدن باشد مطلب برای بازگو کردن دارند.
کتابدار شوید
الهه تیرا بیان میکند: «کتاب برای من حکم درمانگاه را داشته و در تمام مراحل زندگی مشکلاتم را با کتاب حل کرده ام نه اینکه تسکین بدهم. مردم باید به این باور برسند که کتاب خواندن به یافتن پاسخ سردرگمیهایشان کمک میکند. »
این کتابدار کهنه کار که شغلش را نعمتی خدادادی میداند و خود فارغ التحصیل رشته کتابداری است، ادامه میدهد: «توصیه من به جوانانی که در آستانه انتخاب رشته دانشگاهی هستند این است که برای ادامه تحصیل رشته کتابداری را انتخاب کنند خصوصاً خانمها که فضای کاری مناسبی برای آینده شغلیشان وجود دارد. در حال حاضر دانشجویان نمیدانند چه میخواهند البته قبلاً هم همینطور بود. افراد کتابداری میخواندند چون رشته شیکی بود ولی من بر اساس تجربه شخصی ام میگویم یکی از بهترین شغلها است زیرا بهترین و آرام ترین محیط ممکن را برای کار کردن دارد و از امنیت اجتماعی و فرهنگی برخوردار است. در کتابخانه همه در عین سکوت جستوجو گرند. من معمولاً خستگی زندگیام را در محیط کارم رفع میکنم. »
کتابها از کجا میآیند؟
رئیس کتابخانه پارک شهر میگوید: «منابع از چند مرکز وارد کتابخانه میشوند. معمولاً نهاد کتابخانههای کشور سهمیهای برای هر کتابخانه در نظر میگیرد و به طور ماهانه آن را ارسال میکند. مرکز دیگر خانههای کتاب استانهای سراسر کشور هستند که تعداد ارسالیشان به تازههای بازار نشر آن استان بستگی دارد. همچنین خریداری از نمایشگاه بین المللی کتاب نیز به صورت محدود انجام میشود. به طور کل تأمین منابع کتابخانهها بر عهده اداره کل تأمین منابع نهاد کتابخانههای کشور است. این اداره کل کتابها را از لحاظ سیاسی، عقیدتی و فرهنگی گزینش میکند. اغلب لیستی از سوی کتابخانه به اداره تأمین منابع ارسال میشود و بعد از تائید توسط آن اداره، تهیه و در اختیار کتابخانه قرار میگیرد. علاوه بر این به تازگی طرحی به نام «انتخاب کتاب من» توسط دکتر احمدینژاد در نمایشگاه بین المللی کتاب راه اندازی شده است که طبق آن لیستی در اختیار اعضا قرار میگیرد تا اطلاعات کتاب درخواستی خود را وارد آن کنند و سپس نهاد اقدام به تهیه آن لیست میکند. »
کنکور حمله کرده!
کنکور حمله کرده است و پس از تصرف سیستم آموزش و پرورش کشور، این کتابخانه را نیز مانند سایر کتابخانههای شهر به اشغال خود درآورده است.
علی محسنی رئیس کتابخانه پارک شهر میگوید: «در کتابخانههای عمومی نوع استفاده بیشتر قرائت خانهای است. اگر قرائت خانههای مجزا برای کنکوریها بسازیم و آنها را از کتابخوانها و کتابخانه جدا کنیم آمار کتابخوانها به طور دقیق مشخص میشود.»
وی میافزاید: «در حال حاضر سالنهای مطالعه این کتابخانه با ظرفیت 200 نفر آقایان و 130 نفر خانمها به طور متوسط روزانه پذیرای 600 نفر است.»
در بین کل افرادی که در دو سالن مطالعه خواهران و برادران حضور دارند تنها بر روی یک میز کتابی غیر از تست و تمرین کنکور وجود دارد. خواننده آن کتاب مرضیه نادری است. بر خلاف تصور اولیه ام او نیز برای آزمون کارشناسی ارشد آماده میشود. میگوید: «الان چون نزدیک آزمون است بر روی کتابهای درسی متمرکز شده ام اما قبلاً روزی 3 تا 4 ساعت کتاب میخواندم.» وی میافزاید: «در حال حاضر 99 درصد افراد برای درس خواندن به کتابخانه مراجعه میکنند. »
سهم نابینایان و ایثارگران از کتابخانه
محسنی میگوید: «جانبازان و ایثارگران سراسر کشور میتوانند از طریق تلفن به طور رایگان عضو کتابخانه شوند. پس از آن لیست کتابهای موجود و منابع در اختیار آنان قرار میگیرد و بعد از انتخاب، کتاب مورد نظر از طریق پست برای آنان ارسال و از همان طریق کتاب به کتابخانه مرجوع میشود. این بخش به کتابخانه پستی معروف است. از طرفی چنین خدماتی برای سایر افراد در قالب پیک فرهنگ در کتابخانه وجود دارد که اشخاص میتوانند به ازای پرداخت حق عضویت سالانه 3 هزار تومان از این امکان استفاده کنند. برای همین منظور بخشی از ساختمان کتابخانه در اختیار شرکت پست قرار گرفته است. » همچنین بخش نابینایان کتابخانه نیز به تازگی راه اندازی شده و در طول کمتر از دوماه فعالیت خود 50 نفر عضو گرفته است که همه از تهران هستند، این بخش خدمات خود را در قالب پیک فرهنگ به دو صورت اینترنتی و پستی ارائه میکند. منابع موجود در این بخش نیز با خط بریل هستند ولی از آنجا که اخیراً وابستگی نابینایان به خط بریل کم شده به دنبال جذب منابع صوتی برای آنها هستیم.»