غرب در سه دوره تاریخی با فرهنگ ایرانی مواجهه داشته است؛ اولین برخورد در قرن اول پیش از میلاد آغاز میشود و در سومین برخورد که در قرن هفدهم میلادی روی میدهد، مستشرقین که راه هند را در پیش گرفته بودند پس از مواجهه با عظمت ادبیات فارسی مسحور آن شدند، بهطوریکه انگلیسیها در همین دوران شروع به ترجمه آثار برتر ادبیات فارسی کردند. غرب در سه دوره تاریخی با فرهنگ ایرانی مواجهه داشته است؛ اولین برخورد در قرن اول پیش از میلاد آغاز میشود و در سومین برخورد که در قرن هفدهم میلادی روی میدهد، مستشرقین که راه هند را در پیش گرفته بودند پس از مواجهه با عظمت ادبیات فارسی مسحور آن شدند، بهطوریکه انگلیسیها در همین دوران شروع به ترجمه آثار برتر ادبیات فارسی کردند.
فرا رسیدن روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت شهریار، فرصت مغتنمی برای پرداختن به جایگاه زبان فارسی در جهان و نقشآفرینی فرهنگی ایران در شکلگیری تمدن بشری است. زبان فارسی که به عنوان نمادی از تمدن ایرانی باعث پیوند تمدنی ایرانیان در طول تاریخ شده، نقشی محوری در چند کشور منطقه داشته است، از جمله تأثیر زبان فارسی در شبهقاره هند که تا پیش از نفوذ استعمار انگلیس به عنوان زبان رسمی مورد استفاده قرار میگرفت و شاعران و ادبای پارسیگوی زیادی در آن منطقه زندگی میکردند. هندوستان که تاریخش با ورود استعمار انگلیس دستخوش تغییر شد، زمانی انگلیسیها را برای ورود به سرزمین خود مجبور به یادگیری زبان فارسی کرده بود.
موضوع آشنایی انگلیسیها با زبان فارسی و ارتباط آن با هند در نشست «شعر و ادب فارسی در جهان ایرانشناسی» که به میزبانی خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد، مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست محمود جعفریدهقی، رئیس انجمن علمی ایرانشناسی با اشاره به سه مرحله برخورد تمدنی ایران و غرب که از هزار اول پیش از میلاد آغاز میشود و تا قرن هفدهم میلادی ادامه مییابد، گفت: «از حدود قرن هفدهم نگرش تازهای از سوی ایرانشناسان نسبت به ایران و ادبیات و تاریخ آن ایجاد شد. این نگاه با توجه به نگرش فلاسفه عصر روشنگری در سدههای هجدهم میلادی روشنتر و مثبتتر بود. توجه به زبان فارسی و یادگیری فرهنگ و ادب فارسی حاصل همین دوران است. توجه به خانواده زبانهای هند و اروپایی و متعاقب آن زبانهای ایرانی و همچنین ادیان، سنتها و فرهنگ ایران دوباره احیا شد و کسانی نظیر تاورنیه و شاردن آن را به تحسین نگریستند. از سوی دیگر ترجمه هزار و یک شب در آغاز قرن هجدهم توسط گالان و تألیف نامههای ایرانی منتسکیو بر جذابیت ایران و ایرانیان در نگاه ایرانشناسان افزود. از همین زمان شعر و ادبیات فارسی به جهان غرب بهگونهای تازه معرفی و موجب تحسین و حیرت جهانیان شد.»
سعدی اولین گام آشنایی با زبان فارسی
جعفریدهقی با اشاره به آشنایی میسینورهای مسیحی با زبان فارسی ادامه داد: «ورود میسیونرهای مسیحی به مشرق زمین و از جمله در عصر صفوی به ایران آغاز شد. بدیهی است که نخستین گام در جهت آشنایی با فرهنگ و اندیشه ایرانیان آموزش زبان فارسی بود. در همین دوران نمایندگان سیاسی سرزمینهای اروپایی و سیاحان و تاجران نیز روانه ایران شدند. طی سدهها روابط فرهنگی با اروپا، متفکرین آن سامان با ادبا و شعرای بزرگ ایرانی آشنا شدند، اما روانی و شیوایی آثار سعدی موجب شد به عنوان نخستین و برجستهترین شاعران جهان در سراسر این کره خاکی مورد توجه و علاقه خاص و عام قرار گیرد و او را به عنوان شاعر همه انسانها با هر زبان و فرهنگی معرفی کند. با این حال آشنایی ایرانشناسان انگلیسی با ادبیات فارسی از راه هند گسترش یافت. دورانی که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دربار هند به کار میرفت و گردانندگان کمپانی هند شرقی برای شناخت بیشتر هند ناچار به آموزش زبان فارسی بودند. در این زمان آثار شاعران فارسی در هند منتشر میشد. پس از آشنایی با این آثار، ترجمه و تحقیق در ادبیات فارسی از سوی کسانی، چون ماهان و لمسدن آغاز و چندی بعد راه آن به انگلستان گشوده شد و اهمیت شاعران و بزرگانی، چون فردوسی و دیگر شاعران ایرانی برای آنها آشکار شد. سرویلیام جونز در سال ۱۷۷۱ دستور زبان فارسی را تألیف و در آن به نمونهای از اشعار سعدی اشاره کرد.»
شرقشناسان مجذوب فردوسی و شاهنامه
علاقه مستشرقین به شناخت زبان فارسی باعث میشود ظرف حدود یک قرن بسیاری از آثار برتر ادبیات فارسی از سوی انگلیسیها ترجمه شود.
رئیس انجمن علمی ایرانشناسی از سرویلیام جونز، به عنوان اولین مترجم شاهنامه به زبان انگلیسی یاد کرد و افزود: «جوزف چمپیون شاعر انگلیسی در سال ۱۸۷۵ بخشهایی از آغاز شاهنامه را به شعر ترجمه و در کلکته منتشر کرد. لومسدن نیز نخستین شخصیت تاریخ است که با استفاده از ماشین چاپ به کمک حروف سربی، اقدام به چاپ متن شاهنامه در ۱۸۱۱ میلادی کرد. ترنر ماکان اهل ایرلند نیز مترجم و زبانشناس زبان فارسی بود که تصحیح او از شاهنامه فردوسی نخستین تصحیح در اروپا بود که بر پایه ۱۷نسخه خطی کامل و چهار نسخه ناقص خطی از شاهنامه تهیه شده است. جیمز اتکینسون، محقق زبان و ادبیات فارسی و مترجم رستم و سهراب فردوسی و لیلی و مجنون نظامی بود که در سال ۱۸۱۰ ترجمه منظوم خود را از داستان رستم و سهراب آغاز کرد. او و گروه همعصرش غالباً شاهنامه را با آثار حماسی یونان باستان، چون ایلیاد هومر و شاعرانی همچون شکسپیر مقایسه میکردند.»
انگلیسیها در این دوره علاقه خاصی به اشعار فردوسی پیدا میکنند، بهطوریکه علاوه بر ترجمه شاهنامه، کتابی از زندگی فردوسی بزرگ نیز در انگلیس به چاپ میرسد. جعفریدهقی درباره این کتاب توضیح داد: «ساموئل رابینسون افزون بر انتشار کتاب زندگی و آثار فردوسی در سال ۱۸۶۷ در لندن، در سال ۱۸۷۳ کتاب زندگی و آثار شاعر ایرانی نظامی و تحلیل قسمت دوم اسکندرنامه ترجمه ویلیام باخر را از آلمانی به انگلیسی ترجمه کرد. ادموند و آرتور وارنر دو برادری بودند که در سال ۱۹۲۳ ترجمه کاملی از شاهنامه را به نظم آزاد انگلیسی درآوردند.»
اگرچه نفوذ انگلیس در شرق و بهخصوص هندوستان باعث لطمات زیادی بر پیکر زبان و ادب فارسی شد، اما برای مردم مغربزمین این فرصت را به وجود آورد تا بتوانند با مجموعهای عظیم از فرهنگ و معرفت شرقی که در قالب ادبیات فارسی شکل گرفته بود، آشنا شوند.