تیم ملی والیبال ایران اگر چه با کسب دو برد مقابل آرژانتین و مصر شروع خوبی در مسابقات والیبال قهرمانی جهان داشت، اما با قبول شکست برابر برزیل در یکهشتم نهایی از راهیابی به یکچهارم بازماند و با حضور در رده سیزدهم به کار خود خاتمه داد؛ جایگاهی که انتقادهای بسیاری را برای عطایی و یارانش به دنبال داشت. با وجود این، اما به زعم مسعود آرمات، مربی و پیشکسوت والیبال ایران، تکرار عنوان قبلی با وجود جوانگرایی یعنی پیشرفت. تیم ملی والیبال ایران اگر چه با کسب دو برد مقابل آرژانتین و مصر شروع خوبی در مسابقات والیبال قهرمانی جهان داشت، اما با قبول شکست برابر برزیل در یکهشتم نهایی از راهیابی به یکچهارم بازماند و با حضور در رده سیزدهم به کار خود خاتمه داد؛ جایگاهی که انتقادهای بسیاری را برای عطایی و یارانش به دنبال داشت. با وجود این، اما به زعم مسعود آرمات، مربی و پیشکسوت والیبال ایران، تکرار عنوان قبلی با وجود جوانگرایی یعنی پیشرفت.
عملکرد تیم ملی والیبال ایران در مسابقات قهرمانی جهان را چطور دیدید؟
تیم ملی والیبال ایران در این دوره از رقابتها عملکرد خوبی داشت. شاگردان عطایی کار خود را با کسب دو پیروزی مقابل آرژانتین و مصر آغاز کردند و میتوانستند مصاف با هلند را نیز به ست پنجم بکشانند چراکه دیدیم در ست چهارم توانستند شش، هفت پوئن از حریف جلو بیفتند، اما در نهایت نتیجه را واگذار کردیم. منصفانه اگر نگاه کنیم، اگر چه تیم ایران مقابل هلند و برزیل خوب کار نکرد، اما در کل عملکرد خوبی داشت.
اما بسیاری بر این باورند که عملکرد والیبال ایران در لیگ ملتها به مراتب بهتر بود.
دقیقاً مسئله این است. عملکرد شاگردان عطایی در لیگ ملتها انتظارات را تا حد زیادی بالا برد، به طوری که به نظر میرسد فراموش کردیم این تیم با تغییرات زیادی راهی قهرمانی جهان شده و باید به تیمی که دستخوش تغییرات شده است، فرصت داد. برخی از بازیکنان تیم ملی برای نخستین بار حضور در رقابتهای جهانی را تجربه میکردند و این کمتجربگی را میشد به وضوح در برخی دقایق این بازیها دید، به همین دلیل باید به این تیم زمان داد. باید تحمل خود را بالا ببریم تا والیبال ایران بتواند با هضم تغییرات انجامشده و کسب تجربه، گامهای محکمتری بردارد و نتایج بهتری کسب کند، هرچند در این رقابتها نیز عملکرد کلی تیم ملی والیبال ایران بد نبود.
به نظر میرسد ایستادن بر سکوی سیزدهم نتوانسته است رضایت جامعه والیبال را کسب کند.
درست است که نتیجه رقمخورده، نتیجه دلخواهی نبود، اما باید این نکته را هم در نظر گرفت که تیم ملی والیبال ایران در حالی موفق به تکرار رتبه قبلی شد و با ایستادن بر سکوی سیزدهم به کار خود در این رقابتها پایان داد که بسیاری از بازیکنان باتجربه و ستارههای خود را برخلاف مرتبه قبلی در این دوره به همراه نداشت، یعنی تیم ملی چهار سال قبل با تمام ستارههایش بر سکوی سیزدهم ایستاده بود و امسال بدون آن مهرههای تأثیرگذار و از این منظر که نگاه کنیم، نتیجه حاصله نه تنها بد نیست که میتواند نشان از پیشرفت نسبت به رقابتهای جهانی قبلی داشته باشد.
همانطور که اشاره کردید، بازی با هلند و برزیل چنگی به دل نزد. هر چند تیم ملی میتوانست در مصاف با هلند نتیجه دیگری را رقم بزند، اما والیبالیستهای ایران از نام برزیل ترسیدند!
درست است که برزیل در مصاف با ایران کماشتها بازی کرد و ما به خودمان باختیم تا حریف، اما نمیتوان منکر قدر بودن حریف شد. بازیکنان و کادر فنی برای این بازی تلاش بسیار کردند، اما اسم برزیل هم بزرگ است. شاید اگر بازیکنان تیم ملی تجربه بیشتری داشتند یا حداقل بازیای را که مقابل آرژانتین و مصر ارائه داده بودند به نمایش میگذاشتند، به نتیجه دیگری دست مییافتند، اما تمام این موارد مستلزم تجربهاندوزی است که تیم عطایی به آن نیاز دارد و این تجربه با برگزاری بازیهای متعدد است که به دست میآید چراکه ما مقابل هلند و برزیل به اشتباهات فردی باختیم؛ اشتباهاتی که کسب تجربه میتواند از تعداد آن بکاهد.
تجربهاندوزی درست است، اما عدمکسب نتیجه دلخواه در این رقابتها کار والیبال ایران را برای کسب سهمیه المپیک سخت کرد. اینطور نیست؟
متأسفانه همین طور است. بدون شک اکنون با توجه به نتایج رقمخورده کار تیم ملی والیبال ایران برای کسب سهمیه سخت شده، اما میتوان با حمایت و کار بیشتر، بر مشکلات فائق آمد و جواز کسب حضور در المپیک فرانسه را به دست آورد، هر چند سخت باشد.
گویا همین یک مورد دلیل خوبی برای انتقاد از تیم عطایی است!
انتقاد کردن خوب است، اما به شرط اینکه منصفانه انتقاد کنیم نه مغرضانه. انتقاد سازنده نه فقط بد نیست که میتواند باعث پیشرفت تیم هم بشود، اما نباید فراموش کنیم انتقاد صرف کاری ندارد. میتوانیم بنشینیم و از سرتاپای تیم عطایی ایراد بگیریم، اما خوب است قبل از آن به این مسئله هم بیندیشیم که تیم ملی والیبال ایران با مربیان خارجی و امکانات و شرایطی که برای آنها مهیا بود، چطور نتیجه میگرفت و با مربی ایرانی چه نتیجهای گرفته است. عطایی یا هر مربی ایرانی دیگری که سکان هدایت تیم ملی والیبال را به دست داشته باشد، جدا از سرمربی تیم بودن، نماینده مربیان ایرانی است، به همین دلیل انتقاد سازنده و حمایت از او، حمایت از جامعه مربیان داخلی است. درست همانطور که تخریب او به معنای تخریب سایر مربیان ایرانی است.
یکی از ایرادهایی که به تیم عطایی گرفته میشود به نحوه جوانگرایی آن برمیگردد. اگر چه هنوز هم در تیم بازیکنان باتجربه وجود دارند، اما عدهای بر این باورند که جوانگرایی باید قطرهچکانی باشد. نظر شما چیست؟
شخصاً نیز بر این باورم باید آهستهآهسته در این مسیر گام برداشت، اما مسئله این است که نمیتوانیم امروز به دلیل کسب نتایج خوب از این تیم تعریف کنیم و فردا با کسب نتیجهای دیگر، این نوع جوانگرایی را بکوبیم! این نه منطقی است، نه اصولی و نه منصفانه. این تغییرات در لیگ ملتها جواب داد. پس نمیتوانیم امروز که تیم به نتایجی که میخواستیم دست نیافته، آن را زیر سؤال ببریم. وقتی میبینیم این روش جواب داده است، باید اعتماد و حمایت کنیم. خصوصاً که این تصمیم پدیدههایی، چون اسماعیلنژاد را رو کرد. او که در نیمفصل دوم به شهداب اضافه شد، در نخستین حضور خود در مسابقات قهرمانی جهان چنان خوش درخشید که نظر بسیاری را به خود جلب کرد، پس فارغ از نتیجه حاصله، باید این موارد را نیز در نظر گرفت. اینکه اگر دست به جوانگرایی نمیزدیم و همچنان به ستارههای خود تکیه میکردیم، فرصتی برای شکوفایی استعدادهایی، چون اسماعیلنژاد یا صابر کاظمی ایجاد نمیشد. درست است با تکرار رده سیزدهم تاوان جوانگرایی خود را دادیم، اما در مقابل شرایط شکوفایی استعدادهای دیگری را فراهم کردیم.
برای هدایت این تیم در مسیر موفقیت باید چه کرد؟
حمایت، برپایی اردوهای تدارکاتی و بازیهای دوستانه بعد از رقابتهای لیگ. این تیم باید برای موفقیت ساخته شود و برای این منظور تلاش و حمایت لازم است و بس.