بازگشت کارلوس کیروش به تیم ملی فوتبال به نوعی نوستالژی فوتبال ایران است. هشت سال خاطرهانگیز با کیروش داشتیم. روزهای غم و شادی، روزهای صعود به جام جهانی و مقابله تماشایی با آرژانتین، پرتغال و البته ارائه فوتبالی تماشاگرپسند و قابل دفاع.
تحلیل فوتبالی بازگشت کیروش ابعاد مختلفی دارد. صرفنظر از بازگشت به عقب فدراسیون در انتخاب دوباره کیروش، سطح دانش مربی پرتغالی با سطح دانش فنی و کاریزما و قدرت رهبری اسکوچیچ فاصله قابل توجهی دارد. سرمربی سابق مصر و کلمبیا در کلاس جهانی مربیگری کرده و اسکوچیچ بهترین رزومهاش حضور در تیم ملی فوتبال ایران است، اما نکته حائز اهمیت این است که او نمیتواند در فاصله دو ماه مانده به جام جهانی معجزه کند. از اینرو مهم است که سطح توقع مردم را بالا نبریم و از هماکنون واقعیت فوتبال دنیا را با سطح فوتبال کشور مقایسه کنیم. در گروهی سخت با حضور یکی از بهترین تیمهای جهان، یعنی انگلیس و البته تیم ولز که فوتبالی قدرتی و سرعتی دارد، به همراه امریکا قرار گرفتهایم.
تیم ملی تاکنون به دور بعدی جام جهانی صعود نکرده و رسیدن به دور دوم رقابتها الزاماتی دارد که به عنوان یک کارشناس ورزشی به نظرم برای تیم فوتبال ما فراهم نشده است. عیار واقعی تیم ملی را دیدارهای دوستانه با تیم ملی اروگوئه و سنگال مشخص میکند. همانطور که عیار واقعی تاکتیکی و تکنیکی تیم و همچنین کادر فنی به رهبری اسکوچیچ در دیدار با الجزایر و کرهجنوبی مشخص شد. اگر واقعبین باشیم کسب دو تا چهار امتیاز از رقابتهای دور مقدماتی جام جهانی برای تیم ملی معقول است و اینکه با نگرش احساسی توقع نتیجهای چهار تا هفت امتیازی را داشته باشیم، درست نیست. مردم فوتبالدوستمان هم به خوبی میدانند شاگردان گرت ساوتگیت و یاران گرت بیل فقط به صعود به دور دوم فکر میکنند و انتظار نمایش آبرومندانه و جنگیدن تا آخرین لحظه توسط ملیپوشان را دارند. اینکه هر روز رؤیاپردازی کنیم و توقع داشته باشیم با این چنددستگی موجود در تیم ملی بتوانیم بدون شکست یا با یک باخت به دور بعد صعود کنیم بیشتر افکار کارتونی است و در واقعیت چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
سرمربی پرتغالی، اما بیشتر از هر زمانی نیاز به حمایت دارد تا بتواند حواشی اخیر تیم را مدیریت کند. او اعتقادی به جوانگرایی در آستانه جام جهانی ندارد و بیتردید به سوی بازیکنانی میرود که تجربه بینالمللی بیشتر و البته حاشیه کمتری داشته و کاملاً گوش به فرمانش باشند. اگر بخواهیم مهمترین جنبه مثبت کیروش را نام ببریم باید بگوییم به هیچ عنوان اصول حرفهای مربیگریاش را زیر پا نمیگذارد؛ بنابراین تیم ملی با بازیکنسالاری و جلسات خارج از عرف بازیکنان با مسئولان فدراسیون و وزارت ورزش خداحافظی میکند و همین امر به یکپارچه تیم تا حد زیادی کمک خواهد کرد.
شاید مهمترین دلیل تاج برای آوردن کیروش همین مسئله باشد که در آستانه جام جهانی او بتواند نظم و انضباط تیمی را به فوتبال ملی ما بازگرداند. اخلاق کیروش بهگونهای است که ملیپوشان جرئت حاشیهسازی ندارند و مسئولان فدراسیون به خوبی میدانستند که اسکوچیچ توان مدیریت لژیونرهای معروف و صاحبنام را ندارد. آنچه مسلم است سرمربی تیم ملی در فاصله کوتاه دو ماهه خیلی نمیتواند به امور زیربنایی فنی و تاکتیکی بپردازد و بیشترین وقت را باید صرف آنالیز تاکتیکها و توانمندیهای بازیکنان انگلیسی، امریکایی و ولزی کند، اما برگ برنده سرمربی پرتغالی اعتماد به نفس و تجربه بالای بینالمللیاش در عرصههای باشگاهی و ملی است که کمک میکند در آوردگاه بینظیر جام جهانی تیم ملی نمایش آبرومندانهای مانند جام جهانی ۲۰۱۴ و جام جهانی ۲۰۱۸ که با چهار امتیاز و پیروزی مقابل مراکش و تساوی با پرتغال در آستانه صعود بودیم داشته باشیم. انتقادها باید کارشناسی و از سر دلسوزی باشد تا کمکی به تیم و روند تاکتیکی، تکنیکی و فنی کند؛ بنابراین در این فرصت کوتاه همگان باید تلاش کنند یاریگر فوتبال ملیمان باشند تا ملیپوشان در حد توان افتخارآفرینی کنند و جواب حمایت بیشائبه مردم را بدهند.