۶۰، ۷۰ سال پیش «گفتمان» رایج در فضای عزاداری امام حسین (ع) با گفتمان امروزی متفاوت بود، تصویر عاشورا در ادبیات عاشورایی و در اذهان عزاداران تصویر «ذلت و مذلت» بود، نه تصویر «عزت»؛ تصویر «اسارت» بود، نه شجاعت. ۶۰، ۷۰ سال پیش «گفتمان» رایج در فضای عزاداری امام حسین (ع) با گفتمان امروزی متفاوت بود، تصویر عاشورا در ادبیات عاشورایی و در اذهان عزاداران تصویر «ذلت و مذلت» بود، نه تصویر «عزت»؛ تصویر «اسارت» بود، نه شجاعت.
کتاب «به صحرا شدم عشق باریده بود» شامل گزارش غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی از راهپیمایی اربعین یکی از کتابهای عاشورایی بازار نشر است که مهرماه ۱۳۹۸ توسط دفتر فرهنگ نشر اسلامی منتشر و رونمایی شد و تا به حال به زبانهای انگلیسی، عربی و اردو بازگردانی شده است.
حدادعادل دو سال پیش از سال ۹۸، یعنی در سال ۹۶ موفق به حضور در راهپیمایی اربعین شده و به گفته خود، دیدههایش را در دفترچه یادداشت کوچکی که در کوله اش به همراه داشته، ثبت و ضبط کرده است. این نوشتهها چند سال بعد تبدیل به کتابی با عنوان «به صحرا شدم عشق باریده بود» شد. مؤلف کتاب پیشرو میگوید در هر جا که کاروان و راهپیمایان همراهش برای استراحت بارها را زمین میگذاشتند و استراحت میکردند، اقدام به نوشتن احساس دسته اول خود از وقایع و دیدههایش میکرده است.
کتاب «به صحرا شدم، عشق باریده بود» در حال حاضر با نسخههای چاپ چهارم در بازار نشر حضور دارد و عنوانش نیز جمله مشهور بایزید بسطامی، عارف ایرانی است که «به صحرا شدم عشق باریده بود و زمینتر شده بود، چنانچه پای در برف فرو شود، به عشق فرو میشد.»
در ادامه دو برش از این کتاب را میخوانیم:
در دوران کودکی و نوجوانی من، یعنی ۶۰، ۷۰ سال پیش، عزاداری امام حسین (ع) که البته مفصل و فراگیر بود از حیث مضمون نوحهها، مرثیهها و زبان اشعار و آنچه امروزه به آن «ادبیات عاشورایی» گفته میشود، فرق بسیار داشت. اگر بخواهیم مقصود خود را قدری دقیقتر و فنیتر بیان کنیم باید بگویم «گفتمان» رایج در فضای عزاداری امام حسین (ع) با گفتمان امروزی متفاوت بود. در آنسالها بعد حماسی و سیاسی عزاداری بسیار ضعیف بود و برعکس جنبه مظلومیت امام و خاندان و اصحاب او غلبه تام داشت و رنگ اصلی مراسم عزاداری رنگ غم و اندوه و درد و رنج و درماندگی بود. مضمون نوحهها و اشعار مجالس و دستهجات سینهزنی، هرچه بود، بیان شدت سختی و درد و رنج حاصل از تشنگی مردان، زنان، کودکان، قتل و شهادت مردان و اسیری زنان و بچهها و در یک کلام بیان «مظلومیت» بود. مثلاً وقتی از حضرت زینب (س) نامی به میان میآمد، غالباً نام زینب با صفاتی مانند «مضطر» و «ستمکش» همراه بود. تصویر حضرت زینب (س) تصویر زن درهمشکستهای بود که کوه مصائب بر سر او آوار شده و نامش بهتنهایی یادآور همه مصیبتها، درد و غمهای کربلا و عاشورا بود. در یک کلام باید گفت، تصویر عاشورا در ادبیات عاشورایی و در اذهان عزاداران تصویر «ذلت و مذلت» بود، نه تصویر «عزت»؛ تصویر «اسارت» بود، نه شجاعت.
در بخش دیگری از این کتاب میخوانیم:
به منظره گسترده و باشکوه راهپیمایی اربعین هم از هر دو منظر میتوان نگاه کرد و نظر افکند. در چند سال اخیر که این راهپیمایی قوت و رونق گرفته، چنانکه گفتیم، رسانههای رسمی و عمده بینالمللی که مدیریت آنها به دست نظام سلطه جهانی و صهیونیستهاست درباره آن سکوت کردهاند. نهتنها خبرگزاریها و شبکههای ماهوارهای تلویزیونی خبر این پویش عظیم مردمی را نقل نکردهاند که حتی مؤسسهای به ظاهر علمی مانند مؤسسه «نشنال جئوگرافیک» - که مجله معروفی به همین نام با بیش از ۲۰۰ سال سابقه دارد و جلوههای مهم و جذاب طبیعی و انسانی کره زمین را در مقالات و عکسهای خود معرفی میکند و در سالهای اخیر در فضای مجازی و تلویزیونی نیز به شدت فعال شده است - از کنار این واقعه با بیاعتنایی و سکوت گذشته است. بر این اساس منابع خبری رسمی از منظر و نگاه بیرونی، غالباً این راهپیمایی را انعکاس خبری ندادهاند و به اصطلاح آن را «بایکوت» کردهاند. هرچند معتقدیم صحنه راهپیمایی اربعین آنقدر وسعت و عمق دارد که در هیچ قاب و تصویری نمیگنجد.