کد خبر: 1103928
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
در مراسم بزرگداشت «ابوریحان بیرونی» مطرح شد
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی می‌گوید: از فحوای کلام ابوریحان ارجاع صرف برای اثبات اندیشه‌هایش به دست نمی‌آید، چراکه او اشراف بالایی بر معانی دارد و امیرکلام است و معانی، ملکه ذهنی او بوده‌اند.

حسن بلخاری، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت «ابوریحان بیرونی» حکیم، فیلسوف و ریاضیدان برجسته ایرانی برگزار شد، طی سخنانی گفت: ابوریحان بیرونی بنیانگذار مطالعات تطبیقی ادیان است. یعنی علاوه بر شاهکار‌هایی که در روش‌شناسی علم در قرون ۴ یا ۵ هجری دارد یک مسئله مهم دیگر در اندیشه و اقدامات علمی او، بحث مطالعات تطبیقی ادیان به شمار می‌رود. باید توجه داشت که در قرون ۴ و ۵ هجری قمری سه شخصیت برجسته در حوزه روش‌شناسی تحقیقی و علمی در تمدت ایرانی – اسلامی داریم که عبارتند از زکریای رازی (که در دانش پزشکی بسیار مهم است، اما در بحث ادیان به او ان قلت‌هایی وارد شده‌است)، ابوریحان بیرونی و سپس ابن‌هیثم (که در فیزیک نور دارای جایگاه مهمی است)، اما نکته مهم این است که ابوریحان یک تفاوت اساسی با دو شخصیت دیگر دارد. استاد دانشگاه تهران ادامه داد: ابوریحان بیرونی شخصیتی متضلع و دانشمندی تجربه‌گرا و همه فن حریف است. البته او فیلسوف نیست، اما ورود و اشراف او در «تحقیق ماللهند» نشان می‌دهد که به فلسفه یونانی کاملاً آشناست. از این رو ما این چندوجهی بودن شخصیت بیرونی را در ابن‌هیثم و رازی نداریم. با این توضیح باید تأکید کنم که یکی از مهم‌ترین اضلاع شخصیت او، پایه‌گذاری مطالعات تطبیقی ادیان است. بلخاری ادامه داد: تا پیش از ابوریحان بیرونی مطالعات تطبیقی ادیان وجود نداشت. ذهن خلاق و اشراف وسیع او به اندیشه‌های مسیحی، مانوی، یهودی، یونانی، تصوف، قرآن و هندوئیسم او را در این مسیر بسیار یاری کرد. ادوارد زاخائو در مقدمه خود بر تحقیق ماللهند بر این نکته تأکید کرده که ابوریحان بر هفت حوزه تمدنی اشراف کامل داشته‌است.
او افزود: از فحوای کلام ابوریحان ارجاع صرف برای اثبات اندیشه‌هایش به دست نمی‌آید، چراکه او اشراف بالایی بر معانی دارد و امیرکلام است و معانی، ملکه ذهنی او بوده‌اند. ابوریحان بار‌ها از «کنزالاحیاء» مانی سخن می‌گوید که مشخص است پیشتر، اسناد آن را دیده‌است. در متون مسیحیت و یهودیت هم البته همینطور است.
از سوی دیگر «بیرونی» هندشناس بسیار برجسته‌ای است و بعد او هیچ یک از هندشناسان به پای او نمی‌رسند؛ اگر چه استادانی، چون دکتر فتح‌الله مجتبایی و داریوش شایگان در دوران ما در این زمینه آثار متعددی دارند. بلخاری اضافه کرد: ابوریحان زبان سانسکریت را به خوبی می‌دانسته و از جمله کتاب پاتنجل و یک رساله‌ای با عنوان سامکیا‌ها سوترا (که درباره دارشانای سوترا بوده و متأسفانه مفقود شده‌است) را نیز به عربی ترجمه کرده‌است. همچنین آثاری را از عربی به سانسکریت برگردانده که از جمله آن‌ها مجسطی و هندسه اقلیدلس است. همچنین رساله‌ای را درباره اسطرلاب به سانسکریت نوشته‌است. رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تأکید کرد: بنابر آنچه که بیان شد و بنا به کتاب عظیم «تحقیق ماللهند»، بعد از بیرونی هندشناس برجسته‌ای همانند او نداریم، چراکه او در فضای هند تنفس کرده و به عبارتی جان، روح و روان او با اندیشه هندی گره خورده‌است و در حقیقت راوی بطن معنای اندیشه هند است.
بلخاری در بخش دیگری از سخنان خود درباره مطالعات تطبیقی ادیان و نقش بنیانگذاری ابوریحان در این حوزه گفت: ادوارد زاخائو می‌گوید که روش ابوریحان در مطالعات تطبیقی امروزه هم قابل استفاده است. چون در اروپا از نیمه دوم قرن ۱۹ رسماً رشته مطالعات تطبیقی شکل گرفت؛ بعد از اینکه اوپانیشاد‌ها و آثار کلامی مسلمین به آلمانی ترجمه شد بحث جدی مطالعات تطبیقی ادیان به وجود آمد و زاخائو تأکید می‌کند که اگر میان مطالعات تطبیقی ادیان در جهان معاصر با روش ابوریحان مقایسه‌ای داشته باشیم، روش بیرونی همچنان تازه است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار