کد خبر: 110382
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۸۸ - ۱۷:۵۱
نقش تخريب‌چي‌ها و سياسيون در دفاع مقدس در گفت‌وگو با سردار احمد بيگدلي
فاصله گرفتن از سال‌هاي دفاع مقدس مي‌تواند مجالي باشد كه در آن فعالان اين حوزه ابعاد گوناگون جنگ تحميلي را مورد بازكاوي قرار دهند. بدون ترديد پيروزي‌هاي چشمگير در اين دوران ابعاد گسترده‌اي دارد و بجاست تا حقايق آن دوران را از زبان شاهدان عيني براي نسل‌هاي آينده ثبت كرد. يكي از بخش‌هايي كه در پايداري ما نقش حياتي ايفا كرد، «تخريب» در دوران دفاع مقدس بود كه اين انگاره را در گفت‌وگو با سردار احمد بيگدلي از رزمندگان دوران دفاع مقدس بازكاوي كرده‌ايم. حسين فصيحيبا هجمه ارتش عراق عليه ايران، مقاومت‌هاي مردمي برابر ارتش عراق صورت گرفت. با پيشروي‌هايي كه عراق در سال نخست جنگ انجام داد، ضرورت بازدارندگي دشمن از يك سو و هموار كردن مسير پيشروي با رفع موانعي كه عراق ايجاد كرده بود، ضرورت انكارناپذير تخريب در انجام عمليات‌ها بود. پيش از هر چيز درباره آموزه‌هايي كه با آغاز جنگ با آن مواجه شديد، توضيح دهيد. بنده تشكر مي‌كنم از اينكه اين موضوع را مورد توجه قرار داده‌ايد و اميدوارم كه موضوع تخريب در دوران دفاع مقدس براي نسل آينده به عنوان تجربه و منابعي براي توليد آثار فاخر مورد توجه قرار گيرد. نقش تخريب در دوران دفاع مقدس در يك برايند كلي در سه مقطع بايد مورد بازكاوي قرار گيرد. نخستين نكته بارزي كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد، اين مهم است كه آغاز جنگ تحميلي را نبايد از 31 شهريور 59 مبنا قرار دهيم. بلكه بايد از اسفند سال 57 مورد توجه قرار گيرد چرا كه برابر اسناد نخستين تهاجم به پاسگاه‌هاي مرزي از اسفند سال 57 و به صورت شفاف از فروردين 58 آغاز شد. بمب‌گذاري‌ها، تله‌گذاري، خرابكاري و انفجار بر سر راه جهادگراني كه به استمداد مردم در مناطق محروم مي‌رفتند، از اين جمله بود. بنابراين مقطعي پيش از آغاز رسمي جنگ وجود دارد در تقويم ما ذكر نشده است. مقطع دوم از 31 شهريور سال 59 تا فتح خرمشهر و مقطع سوم پس از فتح خرمشهر تا پايان دفاع مقدس را شامل مي‌شود. نبايد مقطع پذيرش قطعنامه 598 را پايان جنگ تلقي كنيم چرا كه پس از پذيرش قطعنامه عراق دوباره هجوم سراسري را عليه كشور ما آغاز كردند. برابر آنچه كه اشاره فرموديد چه تهاجماتي به ثبت رسيده است؟پيش از 31 شهريور سال 59 ما 1229 مورد گزارش مستند از تعرض به مرزهاي كشورمان را ثبت كرده‌ايم. اين تعرضات مرزي است كه از دهانه خليج فارس تا اشنويه ادامه داشت. 218 كيلومتر مرز آبي به اضافه مرز خشكي كه حدود 1400 كيلومتر مرز مشترك ما با عراق را شامل مي‌شود. در عمليات زميني هم عراقي‌ها علاوه بر 1229 مورد 688 عمليات را عليه ايران سازماندهي كردند. به عنوان مثال عراق با نفربر زرهي به پاسگاه مرزي ايران حمله كرده و نيروهاي ايران را به اسارت گرفته است يا با تيراندازي به مرزداران برخي را مجروح كرده و... . برابر اسناد موجود در مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين مقطع 241 نفر در مناطق مرزي به شهادت رسيده‌اند، 629 نفر مجروح و 144 نفر به اسارت گرفته شدند كه بسياري از اين اسرا هنوز مفقودالاثر هستند. اين ضايعه 1014 نفري در اين مقطع عليه ما انجام شد. منافقين هم در سطح شهرها اقدامات خرابكارانه را سازماندهي مي‌كردند نظير بمب‌گذاري در لوله‌هاي نفت آبادان و بمب‌گذاري‌هاي گسترده كه مقابله با چنين تحركاتي بر عهده نيروهاي تخريب بود كه با ابتدايي‌ترين آموزش به صورت تجربي انجام مي‌شد. اين اقدامات در منطقه كردستان هم متناسب با جغرافياي منطقه به گونه ديگري دنبال مي‌شد كه بايد با اين هجمه مقابله مي‌كرديم. نيروهاي تخريب ما از شجاعت والا و ضريب هوشي بالا برخوردار بودند. معمول است كه خنثي‌كننده بمب بايد ضريب هوشي بالاتر از كسي داشته باشد كه بمب را كار گذاشته است كه قادر باشد بمب را خنثي كند از همين رو بايد حركتي را انجام دهد كه عامل به ذهنش نرسيده باشد. به ياد دارم اوايل در منطقه كردستان تله‌هايي به نام فانوسي بالاي در كار مي‌گذاشتند كه با باز شدن در، بمب به زمين مي‌افتاد و منفجر مي‌شد. در اين شرايط تخريب‌چي براي پاكسازي منازل راهي به جز وارد شدن از در به منازل پيدا و با ضريب هوشي كه داشت بمب را كشف و خنثي مي‌كرد.آيا در اين مقطع در خط مرزي ايران و عراق موانع ايجاد شده بود؟در خط مرزي كه در سال 1975 مورد توافق ايران و عراق قرار گرفت، تنها در بخشي از مناطق مين‌گذاري شده بود و نيروهاي ژاندارمري و ارتش نسبت به تقويت مرز اقداماتي صورت داده بودند. نكته حائز اهميت اين است كه از اسفند سال 57 تا 30 شهريور سال 59 عراق مناطق قابل ملاحظه‌اي را در خاك ما مين‌گذاري كرده بود كه مستندات آن موجود است. استحكامات ما در جبهه‌ها به مرور افزايش يافت. از همين رو اطراف پاسگاه‌هاي مرزي ما سيم‌خاردار هم وجود نداشت. پاسگاه رشيديه در منطقه فكه از پاسگاه‌هايي بود كه عراق ابتداي جنگ آن را تصرف كرد. ارتش در آن منطقه دو رديف مين 14 آمريكايي كاشته بود كه نفربر به آساني از روي آن عبور مي‌كرد. ارتش نتوانسته بود خط مرزي را در برابر تهاجم عراق مستحكم كند. ما طرح دفاعي داشتيم اما آن هجمه‌اي كه به جبهه ما شد، آنقدر بزرگ بود كه يك تيپ در برابر سه لشكر قادر به مقاومت نبود. گذشته از آن بني‌صدر كه فرماندهي كل قوا را عهده‌دار بود به ما اجازه نفوذ نمي‌داد. پادگان حميد مملو از مين‌هاي ضدنفر و ضدتانك بود اما همه آن مدفون شد و در مرزها كاشته نشد. رزمندگان در نقاط مرزي براي اينكه خود را از تك‌هاي ايذايي عراق حفظ كنند به مقابله مي‌پرداختند و تقديم 241 شهيد براي بيرون راندن عراق از خاك ميهن‌مان صورت گرفت. عراق ضمن اينكه آموزش تله‌گذاري، مين‌گذاري و خرابكاري را در سطح منطقه گسترش مي‌داد، افرادي را اجير مي‌كرد تا به اين فعاليت‌ها دامن بزند از همين رو بين گروه‌هاي معاند، سلاح، بمب و مين توزيع مي‌كرد كه منطقه را آلوده كند. در آن مقطع سازمان ما در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گردان بود و تعدادي از برادران پاسدار كار تخريب را انجام مي‌دادند كه خنثي كردن گلوله‌هايي كه عمل نكرده بود، يكي از كارهاي آنها بود. شيوه‌هاي آموزشي در اين مقطع كه هنوز سازماني شكل نگرفته بود داراي اهميت بسياري بود. اين مهم را چگونه كسب و آموزش مي‌داديد؟نخستين مربي من يك سرباز بود. در مقطعي كه هنوز بسيج تشكيل نشده بود و من هنوز پاسدار نبودم يك سرباز ارتشي در مسجد محل هر شب اسلحه ژ-3 را باز و بسته مي‌كرد. آموزش ابتدا چهره به چهره بود كه پس از تشكيل ستاد جنگ‌هاي نامنظم، شهيد چمران آموزش جنگ‌هاي چريكي را آغاز كرد و آموزش‌ها تكميل‌تر شد. ما نخستين آموزش رسمي را در پادگان نصر كه توسط كميته انقلاب اسلامي اداره مي‌شد، سپري كرديم. موضوع آن آموزش مين‌هاي آمريكايي بود كه به صورت محدود در كشور وجود داشت اما زماني كه در مناطق با مين‌ها مواجه مي‌شديم، آنهايي نبودند كه آموزش ديده بوديم. سيستم عملكرد آن را مي‌دانستيم و شيوه خنثي كردن آن را به صورت تجربي كسب مي‌كرديم.درباره توان مهندسي جنگ عراق توضيح دهيد.عراق از توانمندي بالايي در مهندسي جنگ برخوردار بود. خصوصاً در آلوده كردن و ايجاد استحكامات و مواضع. عراق در مقطعي كه خرمشهر را به تصرف درآورد از ديگر سو آبادان را در حلقه محاصره قرار داد و هرجا را كه اشغال مي‌كرد، آلوده مي‌كرد. برابر اسناد موجود عراق 16500 كيلومتر مربع اراضي جمهوري اسلامي ايران را تصرف و آلوده كرد. همه اين جغرافيا لازم نبود كه با دست آلوده شود. عراق با ماشين مين‌ريزي مي‌كرد. كانالي كه ما با بيل و كلنگ حفر مي‌كرديم و حداكثر قادر بوديم تا زانو حفر كنيم آنها با ماشين حفر مي‌كردند. مهندسي عراق تفاوت فاحشي با ما داشت. همه چيز عراق در اختيار جنگ بود ما ابتكار عمل‌مان در اختيار دفاع مقدس بود. ميني كه در زمين كاشته مي‌شد از تاريخ توليد تا كاشت كمتر از يك ماه فاصله داشت. مين‌ها به سرعت از كشورهاي يوگسلاوي و ايتاليا براي‌ عراق فراهم مي‌شد. ما در بسياري از جبهه‌ها پيشرفت‌هاي عراق را از روي تاريخي كه روي سيم‌خاردار حك شده بود، مي‌فهميديم. از همين رو در اين گستره مي‌طلبيد كه ما نيروي تخريب‌چي فراواني تربيت كنيم. بنابراين در يك برايند كلي، عراق تمام توان كشورش را در جنگ عليه ايران به كار گرفته بود. هم از لحاظ استعداد نيروي انساني و هم از لحاظ امكانات. ما در جغرافياي شهرها، رشد شهرنشيني، فراواني جمعيت و... با عراق تفاوت داريم. عراق در مقطعي كه ما 36 ميليون جمعيت داشتيم 16 ميليون جمعيت داشت. عراق سه ميليون نفر را درگير جنگ كرد و ما قريب به يك ميليون نفر. ما يك سي و ششم جمعيت كشورمان درگير جنگ بود، عراق سه شانزدهم. در كشور ما وزارت راه در شهرها فعاليت خودش را انجام مي‌داد و به جبهه هم كمك مي‌كرد و در عراق راهسازي كليه كارهاي جبهه را انجام مي‌داد و به عقبه جبهه خود هم كمك مي‌كرد، اولويت اول عراق، جنگ بود. ما از امكانات عقبه در محروميت به سر مي‌برديم و در سال‌هاي پاياني جنگ از نظر امكانات پيشرفت كرده بوديم. ما در تحريم بوديم و اينگونه نبود كه وجود داشت و استفاده نشد. در بحث خودروهاي حور رو كه بتواند موانع عبور قايق‌ها را مرتفع كند، نداشتيم، اما عراق داشت و ما مجبور شديم به صورت ابتكاري انجام دهيم. عراق داراي انواع دستگاه‌هاي مين‌كوب و مين‌ياب بود. همه چيز ما يك سيم‌چين و سرنيزه براي پاك كردن ميدان بود و تا پايان جنگ همين‌طور بود.چگونه است كه عراق همواره در حال كاشتن مين بود و ايران در حال مين‌روبي، اين تفاوت مربوط به چيست؟تفاوت ما با عراق در اين بود كه ما آفندي بوديم و عراق پدافند. عراق ابتداي جنگ در 31 شهريور 59 آفند بود. پس از آزادسازي خرمشهر كه ما توان خود را در آفند گذاشته بوديم، عراق پدافند بود و تلاش مي‌كرد مين‌گذاري كند. عراق در ايجاد موانع تخصص داشت و تخصص ما در دفع موانع بود. ما قدري كار مين‌گذاري مي‌كرديم آن هم جايي كه مجبور مي‌شديم و به اين اصل پايبند بوديم كه چه كسي مي‌خواهد اين مين‌ها را خنثي كند. ممكن بود از مردم و عشاير قرباني بگيرد كه من بارها شاهد چنين صحنه‌هايي بوده‌ام كه عشاير و كودكان روي مين‌هايي رفته‌اند كه عراق كاشته است.نظر به اهميت اين موضوع اشاره كنيد به نخستين عملياتي كه عليه خطوط پدافند عراق انجام داديم؟ اولين عملياتي كه عليه خطوط پدافندي عراق انجام داديم در محور آبادان در آبان سال 59 بود. در آبان 59 چندين عمليات متوالي انجام شد و تا پيش از آبان 60 كه عمليات ثامن‌الائمه را انجام داديم كه منجر به شكست حصر آبادان شد. حدود 45 عمليات محدود را انجام داديم. بسياري از اين عمليات‌ها منجر به پيروزي نمي‌شد و بسياري توأم با گرفتن تلفات از دشمن و پيشگيري از سازماندهي دوباره و زمين‌گير شدن عراق بود. به عنوان مثال عراق در جاده آبادان - ماهشهر زمين‌گير شد و نتوانست به سوي آبادان پيشروي كند اما جاده آبادان - ماهشهر را تصرف كرده بود. در ديگر سو با تصرف خرمشهر و قطع جاده اهواز - خرمشهر و رسيدن به كارون در پشت كارون صف‌آرايي كرده بود. از اين رو بايد عمليات‌هاي پي‌درپي در محورهاي سومار، ميمك، نفت‌شهر، سرپل‌ذهاب، گيلانغرب، محور اهواز و... انجام مي‌شد كه عراق خودش را پيدا كند تا بتواند به اهواز برسد كه اگر وارد اهواز مي‌شد، فاجعه بود. يكي از مقاومت‌هاي چشمگير ما پيش از ورود عراق به خرمشهر و پس از آن پيش از ورود به اهواز بود كه نتوانست مقاومت رزمندگان را بشكند و با گسترش جبهه، عراق زمين‌گير شد. عقبه محكم، اتصال نيروي انساني و پشتيباني نيروي هوايي، زميني و توپخانه براي پيدا كردن خودمان كافي بود. ما در اين مقطع 74 عمليات ايذايي انجام داديم كه حضور تخريب‌چي لازم بود چرا كه عراق هرجا را كه تصرف مي‌كرد اطراف خودش را مين‌گذاري مي‌كرد. در سال دوم جنگ خيلي سريع خودمان را پيدا و عمليات‌هاي اصلي خودمان را آغاز كرديم. پيش از آغاز عمليات ثامن‌الائمه در آبان سال 60 يكي از دلشوره‌هاي فرماندهان بحث مين بود. چهار عمليات ثامن‌الائمه، طريق القدس، فتح‌المبين و بيت‌المقدس عمليات‌هاي اساسي بود كه بخش عمده اراضي آلوده را باز پس گرفته و پاكسازي كرديم. در ثامن‌الائمه در چند رديف مين، طريق‌القدس با گستره بيشتر به سمت سوسنگرد و دشت آزادگان، در فتح‌المبين 50 متر عمق ميدان مين و بيت‌المقدس ميدان مين پراكنده ولي با عمق زياد در جداره مرز ما تا فتح خرمشهر با ميادين مين به شكل پراكنده با عمق كم مواجه بوديم ولي از اين مقطع به بعد مناسبات جنگ با رويكردهاي سياسي گره خورد.اين رويكردها مناسباتي بود كه براي خاتمه جنگ مطرح مي‌شد؟بله، در اين مقطع ما آمادگي داشتيم كه به بصره برويم. سياسيون تصور مي‌كردند آزادي خرمشهر يعني آزادي تمام مناطق اشغالي. بنابراين فرصتي به عراق داده شد و از اين زمان كار دشوار تخريب آغاز شد. تا اينجا ضعف آموزش و تجهيزات ما را رنج مي‌داد و از اين مقطع ما با انبوه موانع مواجه شديم. خاكريزهاي مثلثي محور زيد خاكريز‌هايي است كه پس از آزادي خرمشهر زده شد. عراق هوشيار بود كه ما در جنگ بعدي عملياتي با هدف تصرف بصره انجام خواهيم داد. عراق براي احداث اين مواضع حدود شش ماه زمان صرف كرد ولي اين رويكرد سياست عراق به مستحكم‌سازي موانع بود چرا كه هوشيار شده بود اگر ايران عملياتي را آغاز كند به پيروزي منتهي خواهد شد. از اين رو عراق با قراردادي كه با هم‌پيمانان خارجي منعقد كرد از طراحان اسراييلي، فرانسوي و آمريكايي استفاده كرد كه طرح‌ها و موانع زيادي مقابل ما ايجاد كردند. اين موانع ميدان مين 50 متري نبود. خاكريزهاي مثلثي ايجاد كرده بود كه هر كدام از اضلاع آن سه كيلومتر بود و در هر مثلثي يگان تانك قرار داده بود. سنگرهاي ب شكل، ن شكل و هلالي كه در سال 65 در كربلاي 5 با آن مواجه شديم از آن زمان شروع شد. پس از فتح خرمشهر مي‌توانستيم به بصره برسيم. با رسيدن به بصره شاهرگ حياتي عراق از خليج فارس جدا مي‌شد. عراق داراي دو بندر استراتژيك ام‌القصر و بصره است. ام‌القصر در خور عبدالله با عمق محدود واقع است كه كشتي‌هاي محدود مي‌توانند در بندر ام‌القصر پهلو بگيرند و بندر بصره كه كشتي الزاماً بايد از مقابل دو بندر آبادان و خرمشهر عبور مي‌كرد. اگر در آن مقطع عمليات انجام مي‌داديم و بصره را مي‌گرفتيم عراق را در ضعف شديد قرار مي‌داديم. عراق قصد داشت اروند را ضميمه خاك خود كند اما بندر بصره و ام‌القصر را از دست مي‌داد و دچار ضعف مضاعفي مي‌شد و احتمال داشت بتوانيم در آن مقطع پيروز صحنه نبرد باشيم. لازم نبود همه عراق را براي خاتمه دادن به جنگ تصرف كنيم. سياسيون در مقطع پيروزي ما وقفه ايجاد كردند و گفتند كه جنگ در اين مقطع خاتمه يابد در حالي كه اينگونه نبود، عراق 16500 كيلومترمربع اراضي ما را اشغال كرده بود. محورهاي سومار، نفت‌شهر، ارتفاعات بيات در مهران، پاسگاه صالح‌آباد، رضاآباد و... در اشغال عراق بود. سياسيون در چنين مقطعي خواستار خاتمه دادن به جنگ شدند. آنها فرصت‌سوزي كردند و نگذاشتند به اهداف استراتژيك خود دست يابيم. بنابراين فرصتي به عراق داده شد و از اين مقطع كار دشوار تخريب آغاز شد. قطعاً اين دشواري را بايد با آگاهي و عمق‌بخشي به نيروهاي تخريب دنبال مي‌كرديد. بنابراين موازنه‌ها براي مقابله با اين دشواري چگونه دنبال شد؟تخريب‌چي‌ها در هيچ دانشكده‌اي آموزش نديدند و دانش خود را با تجربه فرا گرفتند و با ابتكار عمل پس از گذشت اندكي از آغاز جنگ خود را پيدا كردند تا جايي كه در گردان‌هايمان بخش آموزش را راه‌اندازي كرديم. وظيفه آموزش اين بود كه تلفات را كم كند، ارزش يك تخريب‌چي در عمليات به اندازه يك گردان مي‌باشد چرا كه بايد راه را باز مي‌كرد. واحدهاي آموزش بايد نيروهايي تربيت مي‌كردند كه تلفات را به شدت پايين بياورند. آموزش از ضروريات تخريب بود و ما هر نوع ميني را كه در ايران وجود داشت، برش داده و به صورت يك نمايشگاه درآورده بوديم. پس از آموزش، مجموعه اين مين‌ها كه خنثي شده بود را در اختيارش قرار مي‌داديم كه به چادرش مي‌برد و شب‌ها آنها را مثل بالش زير سر مي‌گذاشت. ما در دوران دفاع مقدس ناخواسته به سمت سيستم آموزشي رفته بوديم. در زير آتش سنگين، تخريب‌چي با استرس كار مي‌كرد تا بتواند مين‌ها را خنثي كند. بسياري پس از بازگشت از عمليات مي‌گفتند كه آتش رزم شبانه از آتش عمليات بيشتر بود.اين آموزش‌ها در جغرافياي هر عملياتي تفاوت داشت؟قطعاً اين‌گونه بود. ما يك تناسب اطلاعاتي كه كسب مي‌كرديم به فراخور منطقه و نوع مين‌هاي منطقه، آموزش‌هايمان را ارائه مي‌كرديم. اگر در غرب بود ميدان مين‌ها را در تپه‌هاي ماهور و در شيار و رودخانه و اگر در جنوب بود در زمين رملي فعاليت و به تناسب عمليات و اطلاعات كار مي‌كرديم. در عمل، جغرافياي عمليات براي رزمنده دشواري ايجاد مي‌كرد چرا كه ما انواع زمين را داشتيم. از زمين پوشيده از گياه خصوصاً در قسمت جنوب در ايام نوروز، اسفندماه، بهار خوزستان است و در عمليات‌هاي اين فصل سخت‌ترين زمان براي ما بود چرا كه پيدا كردن سيم‌هاي تله لاي علف‌ها بسيار دشوار بود. زمين‌هاي باتلاقي و رملي هم دشواري خود را داشت. در مقطع سوم با چه دشواري مواجه بوديد؟مقطع سوم آغاز كار تخريب بود كه با ميادين مين انبوه و انواع و اقسام ميادين مواجه شديم و آن جا بود كه دست غيبي خداوند را به وضوح مي‌ديديم. ما در مواقعي با موانعي مواجه شديم كه تصورش را نمي‌كرديم. به عنوان مثال در عمليات والفجر 3 در ارتفاعات كله قندي در آزادسازي مهران مواجه شديم با ارتفاعاتي كه آلوده به مين والمر ضد نفر بود. سرهنگ جاسم در بالاي ارتفاعات مقاومت مي‌كرد و بر منطقه اشراف داشت به صورتي كه با موانعي كه بر سرراه ما قرار داده بود با تيركمان هم مي‌توانست ما را هدف قرار دهد. اما اين معبر به دست نوجواناني چون امير ذبيحي، نوجوان شهيد محمود خاني و شهيد چوپاني باز شد و ما در ميان حيرت دشمن به قله رسيديم. اگر اين معبر باز نمي‌شد مهران آزاد نمي‌شد، چرا كه ارتفاعات كله قندي مشرف بر تمام دشت مهران بود ما هر مرحله را كه عبور مي‌كرديم با موانعي با دشواري مضاعف مواجه مي‌شديم، موانع تركيبي مي‌شدند، مانع آب، سيم‌خاردار، مين خورشيدي، مين والمر، بشكه فوگاز سنگرهاي كمين و ... در اين مرحله عراق به مقطعي رسيده بود كه هر تئوري كه در بحث دفاعي در جهان مطرح مي‌شد فوراً خواستار آزمايش آن عليه رزمندگان ما مي‌شد و به جايي رسيده بودكه اين موانع تلفيقي بود اما رزمندگان تخريب به جايي رسيده بودند كه نه تنها كار مين زدايي را انجام مي‌دادند بلكه به عنوان نيروي رزمي هم فعاليت مي‌كردند.سردار اشاره كنيد به اين نكته كه رزمندگان گردان تخريب چگونه با گردان‌هايي كه عمليات انجام مي‌دادند همراه مي‌شدند؟اين‌گونه بود كه به هر گردان، 18 تخريب‌چي مأمور مي‌شد و تا چند روز قبل از عمليات، تخريب‌چي در اختيار گردان اصلي خودش بود. اين 18 نفر در گردان نيروي فرمانده گردان مي‌شد و فرمانده گردان اينها را هدايت مي‌كرد و در معبر تخريب‌چي تعيين‌كننده بود و بين تخريب‌چي‌ها آنكه با تجربه‌تر بود از ديگران پيشي مي‌گرفت. مردانگي و شجاعت بين تخريب‌چي‌ها بود كه پاي ميدان مين هم از هم تقدم مي‌گرفتند. پس از آنكه معبر باز مي‌شد و رزمندگان عبور مي‌كردند تخريب‌چي كارش همچنان ادامه داشت و در جايي كه رزمندگان با تير و كلاش درگير بودند تخريب‌چي با گلوله توپ و هواپيما مورد تهاجم قرار مي‌گرفت. تخريب‌چي هميشه بين خاكريز خودي و دشمن بود. اگر خاكريز اول نيروي رزمنده بود جلوي رزمنده تخريب‌چي بود كه يا داشت مين‌ريزي مي‌كرد يا مين روبي. ما در والفجر مقدماتي در دو جبهه جنگيديم. يك بار با زمين جنگيديم و زمين را خنثي كرديم و يك بار با دشمن جنگيديم چرا كه زمين رمل بود.سردار وضعيت مناطق آلوده، در حال حاضر چگونه‌است و روند پاكسازي آن چگونه دنبال مي‌شود؟مناطق آلوده كنوني سومار، نفت شهر، مهران، دهلران، چنگوله، سرپل ذهاب، ارتفاعات گچي، بستان قصر شيرين، سوسنگرد و گيلانغرب است. در حال حاضر پاكسازي مناطق آلوده در حال انجام است و كندي روند آن به اين دليل است كه ما نمي‌خواهيم تلفات بدهيم. اين مناطق بايد با تجهيزات خنثي شود. آن زمان تخريب‌چي‌ با يك جفت كتاني و با سيم‌چين و سرنيزه ميدان مين را خنثي مي‌كرد. امروز تخريب‌چي ويزور به تن مي‌كند، كفش ضدمين به پا، نقاب ضدتركش، كفش ضدتركش و مجهز به مين‌ياب است. دشواري مضاعف اين است كه مين‌ها فرسوده است و حداقل 24 سال از عمر آن مي‌گذرد و با يك اشاره منفجر مي‌شود. جغرافياي مناطق نيز تغيير كرده است از اين رو خنثي سازي يك هكتار زمين حدود شش ماه زمان مي‌برد. اين دشواري در مواضع آبي مضاعف است. مثل نهر خيم كه در حال حاضر قادر به خنثي‌سازي آن نمي‌باشيم و دور آن را حصار كشيده‌ايم و جزو مناطقي است كه در حال حاضر امكان پاكسازي آن وجود ندارد. پيشرفت ما در 21 سال پس از جنگ خوب بوده است و هزاران هكتار مناطق آلوده پاكسازي شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار