اهمیت و حساسیت انتخابات کمیته ملی المپیک اگر بیشتر از جلسه رأی اعتماد نمایندگان به وزیر ورزش نباشد، کمتر هم نیست. چند ماهی از پایان دوران ریاست سیدرضا صالحیامیری بر این کمیته میگذشت، اما در پیش بودن بازیهای آسیایی و البته دلایل دیگر بهانههای خوبی بودند برای به تعویق انداختن چندباره مجمع انتخاباتی. در این مدت اتفاقات ریز و درشت زیادی رخ داد. اهمیت و حساسیت انتخابات کمیته ملی المپیک اگر بیشتر از جلسه رأی اعتماد نمایندگان به وزیر ورزش نباشد، کمتر هم نیست. چند ماهی از پایان دوران ریاست سیدرضا صالحیامیری بر این کمیته میگذشت، اما در پیش بودن بازیهای آسیایی و البته دلایل دیگر بهانههای خوبی بودند برای به تعویق انداختن چندباره مجمع انتخاباتی. در این مدت اتفاقات ریز و درشت زیادی رخ داد. موکول شدن بازیهای هانگژو به سال آینده اگر چه برنامه تیمهای ملی را دگرگون کرد، اما تنها حسنش برای ورزش ایران از بین رفتن بهانه برگزار نشدن انتخابات بود. در هر صورت این چالش با همه خیر و شرش به پایان رسید و حالا رئیس جدید است که باید برای نشان دادن شایستگیهایش در مسئولیت جدید پای کار بیاید.
از تعویقهای مکرر تا تصمیم چینیها
مجمع باید زودتر از اینها تشکیل میشد و به بلاتکلیفیها پایان میداد، اما طبق معمول همیشه بهانهای برای به کرسی نشاندن نظر برخیها هست. در حقیقت انتخابات باید هفته اول بهمنماه برگزار میشد، با این حال بلاتکلیفی مدیریتی چند فدراسیون از جمله تکواندو، بسکتبال و شنا این فرصت را به آقایان داد تا با این ترفند وقت بخرند و حرف از ۱۷ اسفندماه بزنند، منتها همانطور که انتظار میرفت برای روزهای آخر سال نیز بهانهای تراشیدند، تأیید آییننامه اجرایی در مجمع و تأیید آن در IOC! ادعای عجیبی بود و گویا مدیران وقت کمیته به یکباره متوجه این قانون شده بودند. در هر صورت این مسئله مجمع انتخاباتی اسفندماه را به مجمع سالانه تغییر داد؛ مجمعی که بر اساس نظر جمعی قرار شد از رئیس جدید در پاییز سال جدید رونمایی شود، منتها تصمیم غیرمنتظره چینیها مبنی بر به تعویق انداختن بازیهای آسیایی برنامهریزیها را به هم ریخت. تعلل بیش از این جایز نبود و اصرار اهالی ورزش بر تعیین تکلیف کمیته منجر به تشکیل مجمع فوقالعاده سوم خرداد شد. آنجا بود که تاریخ ششم شهریورماه یعنی بعد از برگزاری بازیهای کشورهای اسلامی، به عنوان موعد نهایی انتخابات انتخاب شد.
بلاتکلیفی بیپایان
در ورزش حرفهای سه ماه فرصت مناسبی است برای اینکه هر چه سریعتر و پیش از آنکه رشتههای مختلف آسیب ببینند، سرنوشت مدیریت جدید فدراسیونهای بلاتکلیف مشخص شود. از مجمع فوقالعاده تا روز انتخابات، وزارت ورزش بر تعیین تکلیف فدراسیونهای بدون رئیس تأکید کرد و وزیر شخصاً چندین بار این وعده را به جامعه ورزش داد، ولی در عمل وزارتخانه جور دیگری رفتار کرد تا جایی که چالش نسبت اعضای المپیکی به اعضای غیرالمپیکی به وجود بیاید و برگزاری مجمع انتخاباتی را به خطر بیندازد. ژیمناستیک و دوچرخهسواری دو فدراسیونی بودند که بیش از یک سال با رئیس اداره میشدند و مشکلی برای انتخاب رئیس جدید نداشتند. وزنهبرداری، فوتبال و شمشیربازی نیز با سرپرست اداره میشدند و انتخابات فدراسیون سوارکاری نیز نه تأیید شد و نه ابطال! در کل همه میدانستند دستدست کردنهای وزارت برای عدمبرگزاری مجامع انتخاباتی فدراسیونها به چه دلیل است و همین مسئله بود که تا لحظه آخر بسیاری منتظر تعویق مجدد انتخابات بودند.
فرایندهای حاشیهساز
بااینکه تا لحظه آخر همه منتظر رو شدن بهانه جدید بودند ولی فرایندهای برگزاری مجمع یکبهیک آغاز شد. اول از همه نوبت به انتخاب خبرگان ورزشی بود؛ همان نفراتی که بدون داشتن پست یا ریاست فدراسیون میتوانستند برای انتخابات ثبتنام کنند. رئیس سابق این اختیار را داشت تا نفرات مدنظرش را معرفی کند تا اعضای هیئت اجرایی به آنها رأی دهند، اما هیئت اجرایی افرادی را به عنوان خبره انتخاب کرد که تعجب همه و نارضایتی صالحیامیری را نیز در پیداشت. مجید شایسته، نصرالله سجادی و مجید کیهانی فقط از نظر هیئت اجرایی خبره بودند و اهالی ورزش دلیل این انتخابهای مشکوک را امتیاز دادن به آنها برای حضور در انتخابات تلقی کردند. بعد از آن هم نوبت به فرایند ثبتنام رسید. نامزدها یکبه یک مدارکشان را تحویل دادند و تا روز آخر گفته میشد وزیر ورزش و رئیس وقت کمیته وارد گود میشوند، اما در نهایت هیچ کدام از آنها ثبتنام نکردند تا رقابت اصلی بین محمود خسرویوفا و مهدی علینژاد باشد، منتها قبل از همه اینها صلاحیت نامزدها باید تأیید میشد. در فرایند تأییدصلاحیت حواشی زیادی رخ داد تا جایی که برخلاف قانون به جای آنکه اسامی نامزدهای نهایی سه روز کاری پس از اتمام زمان ثبتنام اعلام شود، با تأخیر فراوان و در پایان هفته منتشر شد. بااینکه تصور میشد نامزدهای ردصلاحیتشده با توجه به تعطیلی آخر هفته اعتراضشان به جایی نرسد، اما معاون سابق وزیر ورزش با انتشار یک نامه اعتراضی به هدفش رسید و نام علینژاد و شایسته دو روز قبل از انتخابات به لیست نامزدهای ریاست اضافه شد. چطور میشود افرادی که فاقد صلاحیت بودند تنها با یک نامه اجازه ورود به انتخابات را بگیرند و در مجمع هم حاضر باشند؟ درواقع علینژاد همان گزینهای بود که برخی جریانها امیدوار به پیروزی او بودند و البته به هدفشان هم نرسیدند.
روز موعود
مواردی از جمله به حد نصاب نرسیدن مجمع، کاهش تعداد اعضای المپیکی و اتفاقات شب قبل از انتخابات نگرانیهایی را ایجاد کرده بود. شدت اخبار حاشیهای به حدی بود که تا ظهر روز ششم شهریور هم هنوز احتمال لغو انتخابات و تبدیل مجمع انتخاباتی به مجمع عمومی وجود داشت، ولی خوشبختانه همان ابتدای جلسه صالحیامیری خیال همه را راحت کرد و معلوم شد تلاش منفعتطلبان به نتیجه نرسیده است. رأیگیری دور اول بین چهار نفر انجام شد و با صعود دو نامزد اصلی به دور دوم پیشبینیها درست از آب درآمد. مجید شایسته انصراف داد و باقرزاده هم با پنج رأی حرفی برای گفتن نداشت، اما خسرویوفا و علینژاد هر کدام با ۲۴ رأی چشم امید به همان پنج رأی باقرزاده داشتند. در ادامه فعالیتهای مشکوک، قبل از شروع رأیگیری دور دوم دو نفر از رؤسای فدراسیونهای غیرالمپیکی یعنی هاشم اسکندری، رئیس فدراسیون بولینگ و بیلیارد و مسعود سلیمانی، رئیس فدراسیون اسکواش ناگهان خود را به مجمع رساندند! اتفاقی که از نظر قانونی مشکلی نداشت، اما عملاً برای پیشبرد اهداف یک نامزد خاص انجام شد. به رغم اقدامات صورتگرفته شرایط به نفع خسرویوفا پیش رفت تا با یک رأی بیشتر (۲۸ بر ۲۷) کسی که خودش را همیشه «کارگر ورزش» نامیده است عهدهدار کمیته ملی المپیک شود.
چشمانتظار بودجه بیشتر
رئیس جدید از حمایت کامل و شفاف رئیس قبلی برخوردار بود و صالحیامیری صراحتاً او را تنها نامزد شایسته جانشینی خود نامید. محمود خسرویوفا مسئولیت سختی را بر عهده گرفته است و همه اهالی ورزش امیدوارند او با تکیه بر کارنامه موفق مدیریتیاش، در کمیته المپیک نیز عملکرد خوبی از خود به جای بگذارد. اما حالا که اوضاع کمی آرام شده و تب انتخابات فروکش کرده است، باید با نگاهی منطقی به اوضاع نگاه کرد. شاید اولین حاشیه خسرویوفا همان کمبود بودجهای باشد که صدای فدراسیونهای مدالآور را درآورده است. در همان مجمع هفته گذشته، علیرضا دبیر با ادبیات خاص خودش به این مسئله اشاره داشت. هرچند لحن و نحوه بیان رئیس فدراسیون کشتی به هیچوجه مورد تأیید ما نیست، اما فحوای کلام او درست است. کشتی به عنوان ورزش ملی ایران و سایر رشتههای مدالآور برای ادامه فعالیتهای حرفهای خود نیازمند رسیدگی ویژه و دریافت بودجه بیشتر هستند. افزایش قیمت ارز در یکیدو سال گذشته کمر فدراسیونها را شکسته و آنها برای اعزام تیمهای ملی باید چندین برابر هزینه را صرف خرید بلیت و اسکان ورزشکارانشان کنند. در سالی که ملیپوشان رشتههای انفرادی باید کارشان را برای کسب سهمیه المپیک آغاز کنند، اعزام تیراندازان به اردوی هانوفر به خاطر هزینه ۴ میلیاردی لغو شد. سایر ورزشکاران هم از کمبود یا نداشتن تجهیزات لازم رنج میبرند. برطرف کردن این مشکلات تنها با برنامهریزی، رایزنی و گرفتن بودجه بیشتر حل خواهد شد، ضمن اینکه در مسیر توجه به رشتهها، باید از هر گونه نگاه تبعیضآمیز جلوگیری کرد.
آینده ورزش
در یک سال گذشته موازیکاری و اختلاف بین کمیته و وزارت بیش از پیش عیان شد. در این مدت صالحیامیری و حمید سجادی هر دو منکر هر گونه مشکل و اختلافی بودند ولی کیست که نداند در این مدت چالشهای زیادی بین آنها وجود داشت و تا لحظه آخر نیز پابرجا بود. برگزاری مجمع انتخاباتی سوارکاری تنها یک نمونه از آن بود، با وجود لغو آن توسط وزارت، مسئولان کمیته توجهی به آن نکردند و انتخابات را برگزار کردند. هنوز که هنوز است معلوم نشده نتیجه انتخابات تأیید یا ابطال شده است! علاوه بر این نرسیدن به موقع بودجه یکی دیگر از موارد اختلافی بوده و حرف و حدیثهایی را در پی داشته است. با شناختی که از خسرویوفا داریم، همه او را به عنوان رئیسی قاطع و بابرنامه میشناسند. او در زمان حضورش در ریاست فدراسیون جانبازان و کمیته ملی پارالمپیک تمام تلاشش را کرد تا اوضاع را با کمترین چالش و حاشیه مدیریت کند، منتها حواشی ورزش المپیکی بسیار بیشتر و شرایط حساستر از پارالمپیک است. رئیس جدید باید فکری به حال برطرف کردن اختلافات احتمالی با وزارت ورزش کند. تصمیمات وزارت و کمیته تأثیر مستقیمی بر ورزش قهرمانی و تیمهای ملی میگذارد. سال آینده بازیهای آسیایی را خواهیم داشت و تا چشم برهم بزنیم المپیک پاریس از راه خواهد رسید. در صورتی که همدلی و اتفاقنظر بین این دو نهاد وجود نداشته باشد، باید منتظر بروز حواشی جدید و تحت تأثیر قرار گرفتن رشتههای مختلف باشیم. امیدواریم تیم جدید مدیریتی در کمیته ملی المپیک با مدنظر قرار دادن نکات ذکر شده روزهای خوبی را برای ورزش قهرمانی رقم بزنند و ثمره آن را در هانگژو و پاریس ببینیم.