در روز 13 آبان، سران آشوب و فتنه در کنار مردم و مسؤولان به این نتیجه رسیدند که پایگاه اجتماعی خود را از دست دادهاند و تنها تهمانده هواداران آنها اراذل و اوباش خیابانی هستند، اما در کنار این وضوح که غیرقابل کتمان است، آنها سعی در سوءاستفاده از روز 16 آذر دارند که مطمئناً نتیجهای غیر از آنچه در روزهای قدس و 13 آبان به دست آمد نخواهد داشت. اینکه چرا تنور به زور و تزویر داغ نگه داشته اصلاحطلبان این همه زود به سردی گرایید محور گفتوگوی ما با سیدعلیمحمد بزرگواری نماینده مردم کهگیلویه و بویراحمد است. نماینده مردم کهگیلویه و بویراحمد از حامیان دولت نهم و دهم است و مواضع ایشان در مجلس و رسانهها لایق نظر و بررسی است. این گفتوگو در طبقه ششم ساختمان مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است. هفته گذشته حدود 140 نماینده مجلس در بیانیهای خواستار برخورد قاطع مراجع قانونی و قضایی با عناصر آشوبطلب در حاشیه روز ملی مبارزه با استكبار جهانی شدند، آیا شما هم از امضاكنندگان این بیانیه بودهاید؟بله، هم از امضاكنندگان این بیانیه بودهام و هم نامهای كه بیش از 100 نماینده به دادستانی كشور فرستادند برای محاكمه میرحسین موسوی.علت كتابت این بیانیه چه بوده است؟ كتابت این شكوائیه در اصل ادامه و پیگیری همان نامه قبلی است كه قریب 140 نفر از موسوی و كروبی شكایت كرده بودند. ما عوامل این آشوبها و اغتشاشات را امثال موسوی، كروبی و خاتمی میدانیم و این افراد بنایشان بر این است كه در مناسبتهای مهم نظام اختلال ایجاد كنند و ما برای جلوگیری از این اختلالها و پیشگیری در آینده این نامه را نوشتیم. دستگاههای امنیتی و قضایی ما باید در جریان این امور قرار بگیرند كه البته هستند و ما خواستیم با این دستگاهها اتمام حجت بكنیم و در عین حال دنبال این هستیم كه به شكایتهای ما ترتیب اثر داده شده و با این عوامل برخورد بشود. اگر نظام در چنین مواقعی برخورد قاطع نكند، عوامل و سركردگان به حركاتی بدتر از این هم دست میزنند. شكوائیهای كه در آن قریب 140 نماینده برای محاكمه و برخورد قضائی با موسوی و كروبی ترتیب داده بودند به كجا رسید؟ ما نمایندگان برحسب وظیفه قانونی و عرفی خود این نامه را به قوه قضائیه فرستادیم و بعد از این دست قوه قضائیه است. البته قوه قضائیه هم با شورای امنیت ملی كشور حتماً در ارتباط است و مطمئناً یك مصالحی را در نظر میگیرند، در رابطه با برخورد با عوامل فتنه و اغتشاشات و كسانی كه ناهنجاریهایی مدنی را به وجود آوردهاند.انتظار نمایندگان پیرو دو نامه ارسالی به قوه قضاییه چیست؟ ما در نظام اسلامی قوه قضائیه را در جایگاه اجرای عدالت میدانیم و خواهان چیزی فراتر از بحث عدالت نیستیم. عدالت اقتضا میكند كسانی كه در یك جامعه اسلامی و نظام اسلامی ایجاد ناامنی اخلاقی، اجتماعی و سیاسی میكنند قوه قضائیه باید با آنها برخورد كند و عدالت را در رابطه با این افراد به اجرا بگذارد و ما چیزی به غیر از این مطالبه نمیكنیم و نمیخواهیم به كسی تعدی یا تجاوز شود. این افراد چون دست به ساختارشكنی زدهاند باید نظام و قوه قضائیه با اینها برخورد كند و به هر حال با این افراد برخورد قانونی و حقوقی از سوی قوه قضائیه صورت بگیرد. همانطور كه مطلعید جریان سبز اموی تبلیغات و برنامهریزی گستردهای برای 13 آبان انجام دادند اما با حضور قلیل و انگشتشمار حامیان خود مواجه شدند، این حضور كم تعداد را چگونه ارزیابی میكنید؟بعد از انتخابات با جو روانیای كه به كمك رسانههای خارجی و بیگانگان راه انداختند، در ابتدا كسانی كه به موسوی رأی داده بودند این توهم برایشان به وجود آمده بود كه در انتخابات تقلب شده و اكثریتی كه روزهای اول به خیابانها میآمدند از همین دست بودند اما رفتهرفته همه این افراد به اهداف شوم و اغراض و القائات موهوم كه بر موسوی و كروبی شده بود پی بردند كه دنبال هدفهای غیر از اهداف نظام و كشور هستند بنابراین رفتهرفته ریزش اینها بیشتر شد و حتی در روز قدس هم كه همان افراد آمده بودند عدهای تصور میكردند كه طرفدار امام و انقلاب هستند اما ملاحظه كردند كه در ماه مبارك رمضان نوشیدنی و خوراكی میخورند و به امام(ره) و مقدسات توهین میكنند و اینها همه دلایل ریزش حامیان این جنبش بوده است. در 13 آبان خودم شاهد بودم تعداد محدودی از پسر و دخترهای خیابانی كه معلومالحال بودند اطراف كروبی را گرفتند و دورش حلقه زدند و شروع به شعارهای تند و گستاخانه كردند، اما این قبل از سیل جمعیت حامیان نظام و انقلاب بود و زمانی كه امت حزبالله حضور پیدا كردند آن عده قلیل پراكنده شدند. مردم آگاه و بیدار ما غالباً به اهداف شوم اینها پی بردند و جوانان ما فهمیدند كه اینها بحثشان بحث انتخابات نیست و از رنگ سبز و شعارهای آنها به هدف غیرمعقولانه آنها پی بردند. الان شاكله نیروهایی كه با بیانیه و دستور موسوی، كروبی و خاتمی به خیابانها میریزند غالباً سلطنتطلبها، ضدانقلابها و خانوادههای منافقان هستند و تعدادی از پسر و دخترهای لاابالی هستند كه به هیچ دین و مذهبی هم مقید نیستند. از سخنان و حرفهای سران فتنه مشخص است آنها آن مختصر پایگاهی كه به خاطر سوابق خود داشتند را نیز از دست دادهاند. روند رو به افول سرمایه اجتماعی جریان سبز اموی كه نمود بارز آن تلاش بیثمر آنها در 13 آبان بود را چگونه میبینید؟این بیشتر مرهون روشنگریهای مقام معظم رهبری است چون ایشان بحث بصیرت و عمق روشنگری را در جامعه ما ایجاد كردند و بخشی از آنهایی كه در این مراسم حضور پیدا میكردند و به بیانیههای سران فتنه پاسخ میدادند نسل جوان بودند. وقتی نسل جوان فهمیدند مطالب مقام معظم رهبری كه میفرمایند مطابق با واقعیتهاست، به آنها پشت كردند و در كنار مقام معظم رهبری برخورد صبوری و سعه صدری كه مسؤولان نظام نشان دادند و بخشی هم برمیگردد به كسانی كه به تعبیر مقام معظم رهبری «خواص فریب خورده» بودند. این افراد تحت تأثیر قرار گرفته بودند و گمان میكردند این موج سبز در راستای نظام است ولی زمانی كه دیدند در راستای نظام نیست عقبنشینی كردند و با این عقبنشینی ریزش جریان سبز بیشتر شد. تعداد قلیل حامیان موسوی و كروبی در روز 13 آبان برملاكننده این واقعیت نبود كه تهمانده طرفداران این جریان تنها جمعی از اراذل و اوباش خیابانی هستند؟ موسوی وقتی فهمید توده مردم به ندای او پاسخ ندادند و به خیابانها نیامدند، خودش در صحنه حضور پیدا نكرد. افرادی كه سرشان به تنشان بیارزد و عالم و آگاه باشند اگر در این جمعها حضور پیدا میكردند یقیناً موسوی خودش را نشان میداد. موسوی فهمید كه ملعبه و بازیچه دست اراذل و اوباش شده است و به همین خاطر در صحنه حضور پیدا نكرد اما حضور كروبی وضعیت خاص خودش را دارد. او كه زمانی عنوان نمایندگی رهبری نظام و امام(ره) را یدك میكشید به جایی رسیده كه هیچ كدام از انقلابیونی كه در جرگه اصلاحطلبان هم هستند اطراف ایشان نیستند و در میان جمعی از نامحرمها و ضدانقلابها حضور مییابد. من احساس میكنم بحث كروبی فراتر از توهم و القاست و یك حالت از هم پاشیدگی پیدا كرده كه خودش را بازیچه دست دختر و پسرهای خیابانی كرده است. شما رفتار و عملكرد كروبی را فراتر از توهم و القائات میدانید؟بنده خلاصه میگویم كروبی با سابقهای كه داشت و شعارهایی كه میداد و به فرض محال رأیهای موسوی را داشت، اگر عاقل بود به عنوان عامل دسته چندم غربیها عمل نمیكرد. به نظر شما اصلاحطلبان با تغییر تاكتیكهای پیدرپی در چند ماه اخیر چقدر به اهدافشان رسیدهاند؟ اینها همانطور كه در چند سال و مخصوصاً از سال 84 با شعارهای توخالی و روشها و تاكتیكهای سیاسی كه به خرج میدهند از این به بعد هم همین را ادامه میدهند. من معتقدم آنها به بنبست رسیدهاند و این حركات و موضعگیریهایی كه دارند همانطور كه گفتید تاكتیكی است و میخواهند آب رفته را به جوی برگردانند، منتها این آب از دست آنها رفته است و این آب مردم هستند یعنی اعتماد مردم را از دست دادهاند و مردم یقیناً حول محور اصلاحطلبان نخواهند چرخید چون فهمیدهاند كه اینها در حاكمیتشان خیانتهای بزرگی به نظام و ارزشهای نظام كردند و بعد از آنكه مردم آنها را نخواستند و حاكمیتشان افول كرد در جرگه اپوزیسیون ضدانقلاب درآمدند و اینها را در مقابل نظام عددی نمیدانیم؛ نظامی كه در برابر لیبرالها، منافقین و گروهها و احزاب مختلف ایستادگی كرد و حوادث مختلف را هضم كرد و در همه میدانها پیروز بود، این افراد حقیرتر از آن هستند كه بخواهند با نظام در بیفتند.اصلاحطلبها این روش را انتخاب كردهاند كه دوباره خود را وارد دایره نظام كنند و دم از ارزشها و آرمانهای نظام بزنند البته ماهیت آنها در مقابل نظام برای ما روشن است و با این تاكتیكها نمیتوانند نقاب نظامدوستی و پایبندی به انقلاب و نظام را بر صورت بزنند و دیگر نمیتوانند با ریا و دروغ و تزویر به جایی برسند. سهم شفافیت هرچه بیشتر اهداف اصلی جریان فتنه كه پس از برگزاری انتخابات رفتهرفته بر وضوح آن افزوده شد در سستی و پشیمانی حامیان میرحسین چقدر بوده است؟ همانطور كه اشاره كردم بحث بصیرت كه از سوی مقام معظم رهبری انجام گرفت تأثیر بسزایی داشت و بسیاری هم كه گوش به فرمان رهبری بودند با این موضوع حركتهایی در جهت آگاهسازی و روشنگری برداشتند. ماهیت شعارهای بیمحتوا و دروغین موسوی و امثال او هم تأثیر بسیاری داشت كه مردم رفتهرفته به اهداف شوم آنها پی بردند و در واقع هدف آنها از شعار اللهاكبر و پارچه سبز كه به عنوان سبز سادات بوده، شعارهای فریبنده و به تعبیر مقام معظم رهبری مسجد ضرار در مقابل مسجد و قبله اول مسلمانان ایجاد كردند. اینها با نصیحت ناصحان و دلسوزی دلسوزان نظام و حتی برخی از چهرههای اصلاحطلب نجات پیدا نكردند و به راه اصلی برنگشتند. آنها به جایی رسیدهاند كه تنها یك راه برایشان باقی مانده (و بحث وحدت و آشتی ملی معنا ندارد و این موضوعی است كه برخی از آنها و عقبه آنها نشخوار كرده است حتی قبلاً از انتخابات هم این را مطرح كرده بودند) و آن اینكه اشتباه و اعمال زشت خود را جبران كنند و بگویند اشتباه كردیم. آنها باید اعتراف و توبه كنند از حركات ناشایستی كه انجام دادند و گوش به نصایح مقام معظم رهبری ندادند، اگر این كار را انجام بدهند خود به خود وحدت به وجود میآید. آیا وحدت به این معناست كه آنها یك طرف باشند و رهبر و اصولگرایی و مردم هم یك طرف قضیه؟ این حرف بیمعنایی است. ما اصولگرایان میگوییم اگر آنها این كار را بكنند ما همگی آنها را با آغوش گرم پذیرا هستیم. از خیانتهای بزرگی كه آنها به نظام كردند این بود كه پس از 30 سال 85 درصد مردم به این نظام برای چندمین بار پاسخ مثبت دادند و این یك نقطه عطفی برای كشور ما بود اما این مشاركت را نامطلوب و نامیمون جلوه دادند.اگر الان در محافل بینالمللی و حتی در بحث انرژی هستهای دشمنان ما جریتری شدهاند به همین خاطر است كه اگر آنها مسائل واهی پس از انتخابات را به وجود نمیآوردند و در برابر آرای مردم سر تعظیم فرود میآوردند الان ما با قدرت بیشتری در محافل بینالمللی حضور پیدا میكردیم، البته چالشها و مشكلاتی را كه آقایان برای سیاست خارجه ما به وجود آوردند را نظام به راحتی هرچه تمامتر میتواند از سر بگذراند چرا كه سختتر و بحرانیتر از اینها را نظام پشت سر گذاشته و الان با قدرت و ثبات بیشتری نسبت به سالهای پیش در حركت است. با وجود ریزش معنادار سبز اموی، به نظر شما رهبران این جریان با تكیه بر كدام سرمایه اجتماعی همچنان در ایجاد اخلال در حركتهای مردمی تأكید میكنند؟ اینها واقعاً بر مبنای حسادت كه نسبت به رقبای خود داشتند حالا چه در جرگه اصولگرایی و چه در جرگه ریاستجمهوری، این حسادت را تعمیم دادند به كل نظام. آنها میتوانستند حس حسادت یا رقابت خود را در جرگه ریاستجمهوری یا اصولگرایی حفظ كنند و به عنوان تشكیلاتی در سایه نظام اظهار وجود كنند و آینده خود را هم تیره نكنند اما انتها و پایان این احساس به تبدیل شدن آنها به اپوزیسیونی كه در درون نظام فعالیت كنند منجر شد. آنچه مبرهن و روشن است این است كه آنها پایگاه اجتماعی ندارند كه بخواهند از این پایگاه اجتماعی به نفع خودشان استفاده كنند و گامهای مؤثری برای آینده خودشان بردارند البته احتمال دارد كه آنها به مانند گذشته چوب لای چرخ نظام بگذارند، اینها عوامل و كسانی دارند كه چه در مجلس و چه در جاهای دیگر حرف و مواضع آنها را بیان میكنند. بحث هدفمند كردن یارانهها امروز در صدر اخبار است و تبلیغات سوء مثل گران شدن اجناس، چند برابر شدن پول برق و آب از ناحیه اینهاست. اینها درواقع میخواهند جو اقتصادی جامعه را ناسالم جلوه بدهند و این هم یكی از روشهایشان است كه انشاءالله طرفی نخواهند بست. همانطور كه اشاره كردید اصلاحطلبان در بحث هدفمند كردن یارانهها تبلیغات رسانهای سوء را شروع كردهاند. برخی از كارشناسان عقیده دارند هدف اصلاحطلبان از این كار یكی ناكارآمد نشان دادن دولت در این رابطه است و دیگری زمینهسازی و بهرهبرداری از این طریق برای انتخابات شورا و مجلس كه در سالهای آینده آن را هدف قرار دادهاند، نظر شما در این رابطه چیست؟بحث هدفمند كردن یارانهها به قول رئیسجمهور محترم كه فرمودند: «ما نمیخواهیم یارانهها را حذف كنیم. ما میخواهیم یارانهها را هدفمند كنیم». منتها اینها این موضوع را طوری در جامعه القا میكنند كه دولت میخواهد یارانهها را بردارد و خود این جامعه را گرفتار التهاب میكند و مردم احساس میكنند كه برخی از اجناس كه با یارانه در بازار با قیمت مناسب یافت میشود چه بسا گران شده و خریدشان سخت شود. اولاً بحث هدفمندكردن یارانهها الان صورت نمیگیرد و در بودجه 88 نیست و در بودجه 89 است. آن هم در طول پنج سال. دولت این طرح را میخواست در طول سه سال انجام دهد اما مجلس این طرح را گرفت، كمیسیون ویژه تشكیل داد و بررسیهای كارشناسانه همانند دولت صورت داد و در نهایت گفت، در طول پنج سال صورت گیرد، گرچه بعضیها هم نظرشان این بود كه در طول 10 سال صورت بگیرد كه طرفداران 10 سال یا اصلاحطلب بودند یا با دولت اصولگرا اصطكاك داشتند. پنج سال كه مقرر شده است با شیب آرامی انجام میگیرد تا به هدفی برسیم كه باید 20 سال قبل انجام میگرفت. ما باید در دهه دوم این موضوع را محقق میكردیم، خود آقایان شعار میدادند؛ زمانی كه رفسنجانی رئیسجمهور بود و حتی قبل از آن باید این كار را انجام میداد كه یارانهها باید هدفمند باشد، در دولت اصلاحات چند بار میخواستند این كار را انجام دهند اما نتوانستند و به قول خودشان میخواستند پایگاههای مردمی را از دست ندهند. الان این دولت میخواهد در كنار مجلس یك جراحی كامل را انجام دهد. ما میخواهیم در كنار دولت به مردم خدمت كرده و كار اساسی انجام بدهیم و دیگرانی كه بعداً روی كار آمدند این را ادامه بدهند و نمیتوانند آن را انجام ندهند. كارشكنیها و مواضعی كه علیه این طرح صورت میگیرد و عدهای درصددند كه این موضوع به هدفهای مدنظر دولت و مجلس نرسد با هدف رسیدن به اهداف گروهی و حزبی خود هستند تا بتوانند این را محملی قرار دهند برای رسیدن به آنچه كه خود میخواهند. آنها میخواهند پایگاه از دست داده خودشان را كه بر مبنای حركات و تندرویهای خود به باد دادهاند و مخصوصاً در انتخابات، دوباره به دست بیاورند ولی مردم باز هم مثل همیشه سره را از ناسره تشخیص میدهند و واقعیت را میدانند كه اهداف این دولت و مجلس خدمترسانی به عموم مردم است.بسیاری از كشورهایی كه استارت پیشرفت و توسعه را زدهاند به خاطر خصوصیسازی در بخشهای مختلف بوده است و ما هم باید با توجه به شرایط داخلی و بینالمللی در تحقق یافتن و اجرای اصل 44 قانون اساسی تلاش كنیم، اگر لایحه هدفمندكردن یارانهها و در نهایت تحقق اصل 44 صورت بگیرد زمینه مشاركت بیشتر مردم فراهم میشود.در روزهای گذشته عدهای از شخصیتهای اصلاحطلب خواهان حضور دوباره هاشمیرفسنجانی در نماز جمعه شدهاند، دلیل و علت دامن زدن به عدم حضور هاشمی را در نمازجمعه از سوی اصلاحطلبان چه میدانید؟ عامل اصلی اینكه هاشمیرفسنجانی در نمازجمعه و مجامع عمومی حضور پیدا نمیكنند همین عوامل فتنه و سران آشوب و اطرافیان آنها هستند. ما دیدیم كه بعد از انتخابات امسال رفسنجانی سخنرانی كرد و در همان نماز جمعه عدهای به ارزشها و حتی به نماز جمعه هم اهانت كردند و شعارهای ساختارشكنانه را سر دادند. عقیده ما این است كه هاشمی با همه سوابق خوبی كه دارد و با همه خدماتی كه به نظام كرده، یكی از استوانههای نظام هستند ولی در عین حال اشتباهاتی را داشته و در اصطلاح به جاده خاكی رفته است، از جمله نامهای كه قبل از انتخابات به مقام معظم رهبری نوشتند كه بسیاری از بدبینیها و زمینههای اغتشاشات را فراهم كرد. آقای هاشمی احساس میكند كه اگر در نماز جمعه حضور یابد باز هم این افراد هتاك میآیند و قداست نمازجمعه و مؤمنان را زیر پا میگذارند و ارزشها را مخدوش میكنند بنابراین هاشمیرفسنجانی كار عاقلانهای انجام میدهد كه به هر صورت در مجامع عمومی یا نماز جمعه حضور پیدا نمیكند. باز هم تكرار میكنم عامل عدم حضور رفسنجانی خود اینها هستند كه الان دم از جای خالی هاشمی میزنند. اینها میخواهند در مقابل نظام و مقام معظم رهبری از یكی از نیروهای انقلابی و سابقهدار سوءاستفاده كنند ولی هاشمیرفسنجانی باز هم نشان دادند كه نمیگذارند دیگران از او سوءاستفاده كنند. هاشمی شاید نسبت به برخی از كارهای احمدینژاد و دولت او اشكال ببیند اما در خط ولایت و نظام هست و حتی شاید اختلاف سلیقههایی هم با رهبر معظم انقلاب داشته باشند اما پایبند به اصول انقلاب و رهبر انقلاب هستند. امیدواریم كه شخص هاشمیرفسنجانی و خانواده او (چون ما هنوز به خانواده ایشان مظنون هستیم كه اینها هم در اغتشاشات دخالت داشتند و از عوامل نه تنها پشت پرده بلكه از صحنهگردانان اصلی اغتشاشات بودند) مثل همیشه به آنها جواب «نه» بدهند و بهتر به نظام خدمت كنند.همانطور كه میدانید دادستانی كشور مهدی هاشمی را احضار كرده، این فراخواندن میتواند در پردهبرداری از بسیاری اتفاقات پس از انتخابات مؤثر باشد؟ما نه در رابطه با فرزندان هاشمیرفسنجانی بلكه در مورد فرزندان هر كس دیگری خواهان این هستیم كه قوه قضائیه و دادستانی همه اینها را احضار و محاكمه كند و اگر خطایی از سوی آنها صورت گرفته كه حیثیت پدران و بزرگان نظام را زیر سؤال بردهاند برخورد قانونی بكند. اگر دادستانی مهدی هاشمی را خواسته، مطالبه قانونی است و باید حضور او در ایران صورت بگیرد.فرزند هاشمی نباشد فرزند هر یك از بزرگان باشد باید در صورت تخلف برخورد قانونی با او صورت گیرد. خود بزرگان ما باید آنقدر آمادگی داشته باشند كه اگر اشتباهی كردند در محكمه عدل الهی حاضر شوند. هیچكدام از ما خاك پای امیرالمؤمنین(ع) نمیشویم، ایشان با پای خودش در محكمه حضور پیدا میكرد و ما هم باید به مانند ایشان عمل كنیم. میرحسین موسوی و دیگر سركردگان آشوبهای اخیر باز هم در هفتههای اخیر دم از قانون اساسی و پایبند بودن به جمهوری اسلامی میزنند، این كار با چه هدفی صورت میگیرد؟اگر آنها دم از قانون اساسی و عمل كردن به آن میزنند چرا قانون اساسی را زیر پا گذاشتند. مگر قانون اساسی نمیگوید اگر انتخابات برگزار شد و اكثریت به هر كسی رأی دادند، آن كس كه در اقلیت قرار گرفته است باید از رأی اكثریت مردم تبعیت كند. آنها در انتخابات و پس از آن قانون اساسی را زیر پا گذاشتند و الان هم با تغییر تاكتیك دادن مشكلی از آنها حل نمیشود.به عقیده بنده تنها راه میرحسین و كروبی - هرچند كه كروبی را عددی نمیدانم - و دیگرانی كه اطرافشان هستند این است كه باید در مقابل رهبر عظیمالشأن انقلاب به اشتباه خود اقرار كنند نه به اشتباه بلكه به خیانت خودشان و بعد از آن هم مردم و هم جامعه میتوانند آنها را به عنوان یك شهروند و ایرانی قبول كنند. یكی از مهمترین اهداف آنها در این رابطه جذب كردن دوباره مردم و بازیافتن پایگاه سیاسی و اجتماعی خود در كشور و جامعه است اما به صورت قطع در این موضوع هم موفق نخواهند بود. یكی دیگر از مناسبتهای مهم روز 16 آذر است كه اصلاحطلبان در جهت سؤاستفاده كردن از این روز هستند، آنها با شكست در روزهای قدس و 13 آبان نتوانستند به اهداف خود برسند آیا در این روز میتوانند به اهداف خود برسند؟ این افراد وقتی در میدان و عرصههای وسیعتر مثل روز قدس و 13 آبان نتوانستند تأثیرگذار باشند و حركتی انجام بدهند یقیناً با حركتهای محدودی آن هم در محیط دانشگاه و در قشر دانشگاهی نمیتوانند كار مثبتی انجام بدهند. دانشجویان و اساتید ما فهیم و آگاه هستند، حالا شاید تعداد محدودی از دانشجویان ناآگاه جمع 50 یا 100 نفری را تشكیل بدهند و چند تا شعار ساختارشكنانه هم بدهند اما آنها نخواهند توانست قدمی در جهت اهداف ناصواب خود بردارند. دانشجویانی كه در 16 آذر به شهادت رسیدند در جهت اهداف و ارزشهای اسلامی و انقلاب قدم برداشتهاند و اساتید و دانشجویانی هستند كه بزرگداشت و یادوارههای آنان را در دانشگاهها به درستی برگزار كنند.خاتمی در دیدار با برخی از اعضای هیأت علمی یكی از دانشگاههای تهران گفته است، «ما همچنان در مقام نقد قدرت باقی میمانیم»، صحبتها و مواضع خاتمی را در چند ماه اخیر چگونه ارزیابی میكنید؟كسی مثل خاتمی از هیچ به جایی رسید. او در عرصه سیاسی درست است كه پدرش از یاران حضرت امام(ره) بود اما خود او نه در حوزه از یك وجاهت علمی برخوردار بود، نه از وجاهت اخلاقی برخوردار است و نه از وجاهت سیاسی چیزی در دست دارد. ایشان فقط در دولت كارگزاران سابقه حضور در وزارت ارشاد و یكی دو جای دیگر داشته است. انتخاب خاتمی در سال 76 جواب «نه» به حاكمیت دولت كارگزاران بود چرا كه آنها جامعه را به سمت رانتخواری و اشرافیگری پیش بردند و مردم امیدوار بودند حركت جدید و تأثیرگذاری در مملكت به وجود بیاید. خاتمی امتحان خود را در حكومتداری پس داده است و الان طبیعتاً نباید حرفی برای گفتن داشته باشد چرا كه او هشت سال سمت ریاستجمهوری را بر عهده داشته آن هم با حمایتهای مقام معظم رهبری، اما قدم مؤثر و مهمی در جهت سربلندی و پیشرفت كشور برنداشته است. از خاتمی باید سؤال پرسید كه در آن هشت سال برای مردم و نظام چه كار كرده است كه الان دم از نقد و نقادی میزند. مردم توجه و التفاتی به سخنان او نمیكنند. خاتمی آزاد است حرف بزند اما باید بداند كه اینگونه اظهارات خریداری در بین جامعه ندارد.