زمانی که مریم و امیر ازدواج کردند، باورهای متفاوتی درباره تحصیلات داشتند، اما این تفاوت مشکلساز به نظر نمیرسید. مریم برای تحصیلات ارزش قائل بود، اما امیر در فضای دانشگاه احساس خوبی نداشت و به دلیل تمایل به شغل آزاد نهایتاً پس از یکسال دانشگاه را رها کرد و به دلیل روحیه خلاق توانست در بازار موفق باشد. مریم کاردانی را در دانشگاه به پایان رساند و تازه کارشناسی را شروع کرده بود که متوجه شد، باردار است زمانی که مریم و امیر ازدواج کردند، باورهای متفاوتی درباره تحصیلات داشتند، اما این تفاوت مشکلساز به نظر نمیرسید. مریم برای تحصیلات ارزش قائل بود، اما امیر در فضای دانشگاه احساس خوبی نداشت و به دلیل تمایل به شغل آزاد نهایتاً پس از یکسال دانشگاه را رها کرد و به دلیل روحیه خلاق توانست در بازار موفق باشد. مریم کاردانی را در دانشگاه به پایان رساند و تازه کارشناسی را شروع کرده بود که متوجه شد، باردار است. پس از آنکه دخترشان به دنیا آمد به تحصیلاتش ادامه داد. امیر میگفت مدرک دانشگاهی دیگر مثل قدیم ارزش ندارد و صحیح نیست به خاطر گرفتن مدرک فرزندمان را ساعتها پیش مادرت بگذاری. زمانی که مریم برای مشاوره مراجعه کرد از سرزنشها و بدخلقیهای امیر خسته شده بود. با وجود علاقه به امیر، از تفکر امیر در مورد گرایش افراطی به جنبههای مالی و دیدگاه بدبینانهاش به تحصیلات، احساس نگرانی میکرد و میترسید این نوع نگرش بر تمایل دخترشان به تحصیل تأثیر بگذارد. مریم و امیر در رودخانه زندگی در مسیرهای متفاوتی قرار گرفتند که در هر یک از این مسیرها به منابع متفاوتی دسترسی داشتند. دوستان، خانواده و گروههای شغلی و تحصیلی همان منابع در دسترس آنان بودند. در مراحل آغازین ازدواج به دلیل هیجانی بودن رابطه، منابع نقش حاشیهای داشتند، اما پس از چند سال نقش خانواده پدری و باورهای شکل گرفته در آن و نقش دوستان در دسترس به عنوان افراد مؤثر پررنگ شد. گذشت زمان و تجاربی که مریم و امیر از محیطهای متفاوت تحصیل و کار کسب کرده بودند بر تفاوت دیدگاه آنها تأثیر گذاشت و رنگ بیشتری به اختلاف باورها بخشید و منجر به انعطافناپذیری بیشتر آنها و توهینهای روزافزون به عقاید یکدیگر شد تا جایی که حتی کل شخصیت یکدیگر را مورد تمسخر قرار میدادند.
روابط شما نیاز به چکاپ دارد
تغییرات در تمام مسیر رودخانه زندگی وجود دارد و این تغییرات میتواند به علت نداشتن توجه طرفین به یکدیگر و درک نکردن مسیر جدید فرد مقابل، بینشان فاصله عمیق ایجاد کند. چگونه است که ما هر روز برای سلامت دندانها به آنها مسواک میزنیم و آنها را مورد بازبینی قرار میدهیم یا روغن و آب ماشین را هر روز چک میکنیم، اما روابط و تغییرات میان خود و همسرمان را نادیده میگیریم؟ آیا جای تعجب نیست که برای کنترل سلامت بدنمان به پزشک مراجعه میکنیم، اما برای اطمینان از سلامت ارتباط با همسرمان که نقش بسیار مؤثری در سلامت جسم و روان ما دارد به مشاور مراجعه نمیکنیم؟ جای تعجب نیست که پس از گذشت چندی از زندگی مشترک با همسرمان هنوز ویژگیهای شخصیتی و خط قرمزها و حساسیتهای او را نمیشناسیم و برای حفظ ارتباط مان کاری انجام نمیدهیم.
مسیرهایتان متفاوت شده است
شاید فرض بر این باشد که یک رابطه خوب به شکلی طبیعی جریان پیدا میکند، اما در این فرضیه باید به این امر توجه کنیم همانطور که رودخانه در حال حرکت موادی را از دست میدهد، فشارهای کاری، مسائل جسمی، فکری و بسیاری از مسائل دیگر انرژی فرد را در روابط میگیرد، پس نیرو و انرژی جدید برای یک رابطه شاد ضروری است.
تجدید نیرو و انرژی برای روابط میتواند به شکلهای متفاوتی ایجاد شود. در مواقعی که وضعیت روحی بهتری دارید، کمی تأمل و از خود سؤال کنید آیا احساس میکنم همسرم مرا درک نمیکند؟ آیا وقتی با هم گفتگو میکنیم در انتها به جر و بحث، توهین، تحقیر، مقایسه، انتقاد شدید و در نهایت قهر و سردی به طرف مقابل ختم میشود؟ آیا اصلاً در یک ماه گذشته توانستهام با همسرم به تفریح و فعالیت دو نفره بپردازم و از آن لذت ببرم؟ آیا دوست داریم اوقات فراغتمان را با هم سپری کنیم یا هر یک برای گذراندن این اوقات به دوستان و شبکههای مجازی پناه میبریم؟ اگر پس از تأمل متوجه شدید که پاسخ تمامی این سؤالها نامطلوب است، میتوانید نتیجهگیری کنید که هر یک نه تنها در مسیرهای متفاوتی از رودخانه زندگی قرار گرفتهاید، بلکه حتی نمیتوانید مسیر جدید همسرتان را درک کنید و بنابراین فاصله عمیقی بین شما ایجاد شده است.
از روابط خود ناراضی هستید
رابطه ماهیتی زنده، پویا و در حال رشد دارد که دائماً نیازمند رسیدگی و معاینات دورهای است. زوجهای غافل و بیتوجه به تعاملات، اظهارات رایجی بیان میکنند: نمیدانم چرا اینطور رفتار میکند؟ نمیدانم چرا از من فرار میکند؟ نمیدانم چرا زود عصبانی میشود و از کوره در میرود؟ نمیدانم چرا تا بحثی را آغاز میکنم بلافاصله میگوید تمامش کن و ادامه نده؟ نمیدانم چرا دائماً غر میزند؟ نمیدانم چرا هرچه کار میکنم و زحمت میکشم، احساس رضایت از من ندارد و دائماً دیگران را به رخ من میکشد؟ نمیدانم چرا وقتی منطقی چیزی را توضیح میدهم در نهایت بسیار برانگیخته میشود و اگر ادامه یابد، گریه میکند. این اظهارات شرح حال زوجهایی است که روابط صمیمانه آنها کمرنگ شده و دیگر دغدغهها و احساسات و افکار طرف مقابل را درک نمیکنند و همسر خود را صددرصد مقصر میدانند و نقش خود را در ایجاد این نوع تعاملات نادیده میانگارند.
مشکل از تعبیر و تفسیر ماست
حال بهتر است پس از درک وجود مسئله در روابط کمی به خود و ویژگیهای خود بیندیشید. آیا میتوانید ویژگی منفی خود را که در ایجاد این نوع تعاملات یا در تداوم آنها نقش داشته است، بیابید؟ این اندیشه به معنای مقصر دانستن خود نیست، بلکه به معنای این است که من نیز نقشی در رابطه دارم. آخرین دفعهای را که با همسرتان دچار تعارض شدید، به خاطر آورید. آیا به محض ناراحتی از همسرتان، او را با دیگران مقایسه کردید؟ مثلاً گفتید ببین مردم برای همسرشان فلان کار و بهمان کار را انجام میدهند، اما تو چی یا بلافاصله او را سرزنش کردید و کلاً یک برچسب منفی شخصیتی به او زدید و هیچ یک از کارهای مثبت او را یادآور نشدید؟ مثلاً به محض اینکه همسرتان فراموش کرد سفارشتان را تهیه کند به او برچسب خسیس زدید یا او را بیتفاوت تلقی کردید؟
در تمام این موارد ممکن است علت این رفتار خود را عکسالعملی به رفتار ناخوشایند همسر تلقی کرده باشید، یعنی به خود میگویید خب او باعث میشود مقایسهاش کنم یا خودش به قدری بیتوجهی میکند که یادم نمیآید اصلاً کار مثبتی انجام داده است؟! اگر از همسرتان نیز بپرسیم او نیز رفتار خود را عکسالعملی به رفتارهای شما تلقی میکند. در واقع اکثر زوجین در تعارضات فیمابین انگشت اشاره خود را به سمت طرف مقابل میگیرند و او را مقصر میدانند.
آنچه باید بدانیم این است که رفتارهای ما عکسالعمل رفتار طرف مقابل نیست، بلکه تعبیر و تفسیری است که از رفتار طرف مقابل داریم و باعث احساسی در ما میشود که در اصل زیربنای رفتار یا عکسالعمل ماست و موجب میشود درک درستی از دیدگاه و رفتار یکدیگر نداشته باشیم و مسیرهای جدید رودخانه یکدیگر را درک نکنیم.
*مشاور و روانشناس